جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: 1 - مباشر، کارگزار. 2 - کسی که شخص انجام کارهای خود را به او واگذار می کند. 3 - نمایندة مجلس که از طرف مردم انتخاب شود. ج . وکلاء. 1- نماينده
2- پيشكار، كارگزار، مباشر، ناظر
3- قايم مقام، گماشته، مامور، ناظر، نايب، وصي
4- قيم، ولي
5- قانون دان، مدافع
6- سرجوخه attorney, solicitor, agent, proxy, deputy, assignee, procurator, lieutenant, syndic, lawyer محام، الوكيل، تفويض شرعي، وكالة رسمية، محامي avukat avocat rechtsanwalt abogado avvocato وکیل مدافع، وکالت، نمایندگی، مشاور، عامل، نماینده، مامور، گماشته، پیشکار، وکالتنامه، نایب، قائم مقام، جانشین، ناظر هزینه، ستوان، ناوبان، رسدبان، کلانتر یا شهردار، رئيس، رئيس صنف
کلمه "وکیل" در زبان فارسی به معنای نمایندهٔ قانونی یا مشاور حقوقی است و در متون مختلف بهکار میرود. برای استفاده صحیح از این کلمه و رعایت قواعد نگارشی، میتوان به نکات زیر توجه کرد:
نوشتار صحیح: کلمه "وکیل" باید بهدرستی و بهطور کامل نوشته شود. نوشتن آن به شکلهای غیررسمی یا اشتباه، مانند "وکیل"، "وکيل"، و غیره نادرست است.
حالتهای دستوری:
مفرد: وکیل
جمع: وکلا یا وکیلان
مورد استفاده:
در جملات رسمی و غیررسمی میتوان از آن استفاده کرد. بهعنوان مثال: "او وکیل من است." یا "وکلا به حل مشکلات حقوقی کمک میکنند."
نقطهگذاری: در نوشتار رسمی، باید به نقطهگذاری مناسب توجه شود. مثلاً در پایان جملات، از نقطه استفاده شود: "من به وکیل خود اعتماد دارم."
پیوند با واژههای دیگر: در صورت ترکیب با واژههای دیگر، مانند "وکیل پایهیک" یا "وکیل مدافع"، باید به ساختار ترکیبی و روان بودن عبارت توجه کرد.
قواعد ادبیات: در متون ادبی، میتوان به صورت شاعرانه یا با تکیه بر وصف و توصیف، به مفهوم وکیل پرداخته و ویژگیهای او را به تصویر کشید.
با رعایت این نکات، میتوان بهخوبی از کلمه "وکیل" در نگارش و گفتار استفاده کرد.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
وکیل من به من در درک قوانین مربوط به پروندهام کمک کرد.
او تصمیم گرفت برای دفاع از حقوقش یک وکیل معتبر استخدام کند.
وکیل پرونده به دلایل قانونی قوی برای ادامه روند دادرسی اشاره کرد.
فرهنگ فارسی معین
واژگان مرتبط: وکیل مدافع، وکالت، نمایندگی، مشاور، عامل، نماینده، مامور، گماشته، پیشکار، وکالتنامه، نایب، قائم مقام، جانشین، ناظر هزینه، ستوان، ناوبان، رسدبان، کلانتر یا شهردار، رئيس، رئيس صنف
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر