آمیختن
licenseمعنی کلمه آمیختن
معنی واژه آمیختن
'āmixtan
mingle
|
آمیختن
مترادف:
1- آغشتن، امتزاج، مخلوطكردن، مزج
2- اختلاط، موانست، معاشرت
3- آرمش، خفتوخيز
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
(مصدر متعدی) [پهلوی: āmēxtan] ‹آمیزیدن، آمیغدن، آمیغیدن›
مختصات:
(تَ) [ په . ] (مص م .)
آواشناسی:
منبع:
فرهنگ فارسی معین
معادل ابجد:
1101
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
mingle | mix , brew , incorporate , admix , amalgamate , compound , fuse , fuze , inosculate , interlard , knead , meddle , synthesize
ترکی
karışım
فرانسوی
mélanger
آلمانی
mischen
اسپانیایی
mezcla
ایتالیایی
mescolare
عربی
مزج | خلط , امتزج
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه «آمیختن» در زبان فارسی به معنای ترکیب یا مخلوط کردن دو یا چند چیز با یکدیگر استفاده میشود. در استفاده از این کلمه و همچنین نگارش جملات مرتبط با آن، نکات زیر مهم هستند:
-
صرف فعل: «آمیختن» یک فعل اساسی است که میتواند به صورتهای مختلف صرف شود. به عنوان مثال:
- من میآمیزم
- تو میآمیزی
- او میآمیزد
- ما میآمیزیم
- شما میآمیزید
- آنها میآمیزند
-
مفعول: این فعل میتواند مفعول داشته باشد. به عنوان مثال:
- «او رنگها را با هم آمیخت.»
-
قیدها: میتوان از قیدهای مختلف برای توصیف چگونگی آمیختن استفاده کرد، مانند:
- «با دقت»
- «به آرامی»
- «به طور کامل»
-
استفاده در جاهای مختلف: «آمیختن» میتواند در زمینههای مختلف علمی، هنری و اجتماعی به کار برود، مثلاً در آشپزی، هنر، ادبیات و غیره.
- نگارش صحیح: به هنگام نگارش جملات مراقب باشید که کلمه «آمیختن» در موقعیت درست و به شکل صحیح مورد استفاده قرار گیرد و از اشتباهات نگارشی مانند جابهجایی حروف یا استفاده نادرست از پیشوندها پرهیز کنید.
مثال جملات:
- «او در هنر نقاشی رنگها را به خوبی آمیخت.»
- «برای تهیه این غذا، باید تمام مواد را با هم آمیخت.»
رعایت این نکات کمک میکند که استفاده از «آمیختن» صحیح و بهینه باشد.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
- هنرمند با آمیختن رنگهای متفاوت، یک تابلو بینظیر خلق کرد.
- آمیختن موسیقی سنتی و مدرن میتواند تجربهای تازه و جذاب برای شنوندگان باشد.
- در این دستور غذایی، آمیختن مواد اولیه تازه راز طعم دلپذیر آن است.
