باصر
licenseمعنی کلمه باصر
معنی واژه باصر
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
(صفت) [عربی] [قدیمی]
مختصات:
(ص ِ) (اِفا. ص .)
الگوی تکیه:
WS
نقش دستوری:
صفت
آواشناسی:
bAser
منبع:
فرهنگ فارسی معین
معادل ابجد:
293
شمارگان هجا:
2
دیگر زبان ها
انگلیسی
baser
ترکی
başer
فرانسوی
plus bas
آلمانی
baser
اسپانیایی
base
ایتالیایی
più basso
عربی
أساسي | حقير , خسيس , منحط , عامي , غير فصيح , رديء , زائف , لئيم , baser
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه «باصر» در زبان فارسی به معنای «بیننده» یا «چشمدار» است و به طور خاص معنای عمیقتری از بینایی را به همراه دارد. برای نوشتن صحیح این کلمه و استفادهی مناسب از آن، نکات زیر را در نظر داشته باشید:
-
هجی صحیح: کلمه به صورت «باصر» نوشته میشود و به هیچ وجه نباید حروف آن جابهجا شوند یا تغییر یابند.
-
نکات نگارشی:
- این کلمه معمولاً به عنوان یک صفت استفاده میشود و میتواند در جملات مختلف به عنوان توصیفکنندهای برای افراد یا اشیاء به کار رود.
- در مواردی که این کلمه در کنار دیگر کلمات قرار میگیرد، باید به تطابق معنا پرداخت. به عنوان مثال: «انسان باصر» به معنی «انسانی که میبیند» خواهد بود.
-
صرف و نحو:
- ممکن است این کلمه در متنهای مختلف، به نحوهای گوناگون صرف شود، اما مراقب باشید که در جملات خود، معنا و مفهوم واضحی را منتقل کنید.
- استفاده در متون:
- در ادبیات، شعر و متون دینی یا فلسفی، «باصر» میتواند معنای عمیقتری به خود بگیرد. به همین دلیل به سیاق و بافت متن توجه کنید تا استفادهی مناسبی از آن داشته باشید.
با رعایت این نکات، میتوانید کلمه «باصر» را به درستی در جملات خود به کار ببرید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
کلمه "باصر" به معنی "بیننده" یا "ناظر" است و معمولاً در متون ادبی و فلسفی استفاده میشود. در اینجا چند مثال برای استفاده از این کلمه در جمله آورده شده است:
- او به عنوان یک باصر در این رویداد حاضر شد و تمامی جزئیات را ثبت کرد.
- باصر بودن به معنای تنها دیدن نیست؛ بلکه درک عمیقتری از واقعیتها را میطلبد.
- هر انسانی یک باصر در زندگی خود است که میتواند تغییرات را مشاهده و تحلیل کند.
- باصرهای ادبیات کلاسیک، توانستهاند با دیدهبان خود جهان را از زوایای مختلف کشف کنند.
اگر سوال یا درخواست بیشتری دارید، خوشحال میشوم کمک کنم!
