بدنما
licenseمعنی کلمه بدنما
معنی واژه بدنما
badna(e,o)mā
بدنما
مترادف:
بدتركيب، بدشكل، بدمنظر، بدنمود، كريهالمنظر
متضاد:
خوشنما، خوشتركيب، خوشمنظر
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
(صفت)
مختصات:
( ~. نَ) (ص مر.)
الگوی تکیه:
WWS
نقش دستوری:
صفت
آواشناسی:
badnamA
منبع:
فرهنگ فارسی معین
معادل ابجد:
97
شمارگان هجا:
3
دیگر زبان ها
ترکی
bizim vücudumuz
فرانسوی
notre corps
آلمانی
unser körper
اسپانیایی
nuestro cuerpo
ایتالیایی
il nostro corpo
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "بدنما" از دو بخش "بد" و "نما" تشکیل شده است و به معنای "بد شکل" یا "بد منظر" به کار میرود. در استفاده از این واژه و بهطور کلی در نگارش فارسی، توجه به چند نکته مهم است:
-
نحوه نوشتار: "بدنما" به صورت یک کلمه نوشته میشود و به دو بخش تقسیم نمیشود.
-
معنی و کاربرد: در متون ادبی یا محاورهای، میتوان از "بدنما" برای توصیف چیزی که از نظر ظاهری ناخوشایند یا غیرجذاب است استفاده کرد.
- قواعد نگارشی:
- هنگام استفاده از این کلمه در جمله، لازم است به قواعد نگارشی و نشانهگذاری توجه شود.
- در جملاتی که این کلمه به کار میرود، میتوان با استفاده از صفات مناسب، توصیف دقیقی از موضوع ارائه داد.
مثال:
- "این تابلو بدنما بود و به هیچ عنوان با دکوراسیون خانه همخوانی نداشت."
در کلیت، استفاده صحیح از کلمات و رعایت قواعد نگارشی باعث افزایش کیفیت نوشتار و فهم بهتر مطلب میشود.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در زیر چند مثال برای کلمه "بدنما" در جملات مختلف آورده شده است:
- آرایش او در مراسم باعث شد که تمام مهمانها او را بدنما تصور کنند.
- این تابلو که در گوشهی اتاق نصب شده، واقعاً بدنما است و به زیبایی فضا آسیب میزند.
- بعضی از لباسهای مد روز، به طرز عجیبی بدنما هستند و به سلیقهی خیلیها نمیخورند.
- شعارهای بدنما و غیر مرتبط در این بیلبوردها باعث سردرگمی مردم شده است.
- اگر میخواهید در جمع دوستان خود خوب به نظر برسید، باید از لباسهای بدنما فاصله بگیرید.
امیدوارم این مثالها به شما کمک کند!
