برزدن
licenseمعنی کلمه برزدن
معنی واژه برزدن
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
مختصات:
(بَ. زَ دَ) (مص ل .)
آواشناسی:
منبع:
فرهنگ فارسی معین
معادل ابجد:
263
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
riffle | reshuffle , shuffle , take off
عربی
سلب | خلط ورق اللعب , تصفح سريعا , سطا , جرد , بندقية طويلة , بندقية
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "برزدن" در زبان فارسی به معنای ضربهزدن، زدن یا برخورد کردن به چیزی است. در نگارش این کلمه، باید به نکات زیر توجه کرد:
-
هندسه حروف: اطمینان حاصل کنید که حروف کلمه صحیح و کامل نوشته شوند؛ "ب"، "ر"، "ز"، "د" و "ن".
-
تاکید بر تلفظ: این کلمه باید بهدرستی تلفظ شود. توجه کنید که "ز" در این کلمه به معنای زدن است و باید به آن توجه کرد.
-
معنی و کاربرد: در جملات، این کلمه معمولاً بهعنوان فعل استفاده میشود. مثلاً: "او در حین بازی برزد." استفاده از کلمه در بافت مناسب اهمیتی دارد.
-
نکات نگارشی: در هنگام نوشتن جملات با "برزدن"، مراقب باشید که جملات ساختار مناسب داشته باشند و تنوع لازم در بیان ارائه شود.
- نحوه صرف: این کلمه به عنوان یک فعل، در زمانهای مختلف و با ضمیری متفاوت صرف میشود، مثلاً: "میزنم"، "زدم"، "زنی".
اگر به نکته خاص یا اطلاعات بیشتری در مورد این کلمه نیاز دارید، لطفاً بفرمایید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
- او تصمیم گرفت تا به دلایل مالی، از برزدن چوبهای اضافی در حیاط خود پرهیز کند.
- معلم از دانشآموزان خواست تا با دقت به برزدن کلمات در متن دقت کنند.
- صدای برزدن درختان در باد، حس آرامش و نزدیکی به طبیعت را برای او به ارمغان آورد.
