برزنده
licenseمعنی کلمه برزنده
معنی واژه برزنده
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
مختصات:
(بَ زَ دِ) ( اِ.)
آواشناسی:
منبع:
فرهنگ فارسی معین
معادل ابجد:
268
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
borzandeh
عربی
بورزانده
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "برزنده" در زبان فارسی به معنای "مآل (ماهی) برزنده" یا "کات" (یک نوع سیب) مورد استفاده قرار میگیرد. اما اگر منظور شما از "برزنده" صفت "برزنده" باشد که به معنای "بلند، بزرگ، و بارز" است، میتوانیم نکات نگارشی و قاعدههای مرتبط با این کلمه را بررسی کنیم:
-
نحوهٔ نوشتن: کلمه "برزنده" باید به همین شکل نوشته شود و از نظر املایی صحیح است.
-
نوع کلمه: "برزنده" در زبان فارسی به عنوان صفت به کار میرود و معمولاً перед اسمها قرار میگیرد.
-
مثالهای استفاده:
- "این درخت برزنده در باغ ما بسیار زیباست."
- "این تصویر برزنده، احساسات عمیق را به نمایش میگذارد."
-
جمع: از آنجایی که "برزنده" صفت است، به صورت جمع نمیشود. وقتی بخواهیم از آن در جمع استفاده کنیم، باید اسم جمع را به کار ببریم. مثلاً: "درختهای برزنده".
- ترکیبها: میتوان "برزنده" را با سایر کلمات ترکیب کرد، مانند: "برزندهگی" (درجۀ برزندگی).
اگر سؤالات مشخصتری دارید یا نیاز به اطلاعات خاصتری دربارهٔ این کلمه یا استفادهٔ آن دارید، لطفاً بفرمایید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
- برزنده درختان همیشه سبز در این فصل زیبایی خاصی به جنگل میبخشد.
- او با تلاشهای بیوقفهاش توانسته به عنوان یک برزنده در عرصه علمی شناخته شود.
- برزندههای این منطقه به خاطر شرایط اقلیمی خاصی که دارند، رشد فوقالعادهای دارند.
