شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

vain  |

بی هوده

معنی: = بیهده :1 - باطل . 2 - بی - ثمر، بی فایده . 3 - بی معنی ، پوچ ، یاوه .
1436 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
مختصات: (دِ)(ص .)
آواشناسی:
منبع: فرهنگ فارسی معین
معادل ابجد: 32
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
vain | futile , useless , pointless , idle , thankless , ineffective , trivial , ineffectual , bootless , trifling , unfruitful , impracticable , inutile , jejune , trashy , in vain
عربی
عقيم | تافه , فارغ , مغرور , عديم الفائدة , معجب بنفسه , فاسد , مختال , مهدور , مزهو , هزوا بغير إحترام , عبثا
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "بی‌هوده" در زبان فارسی به معنای «بی‌فایده» یا «ناکارآمد» است و در نگارش آن چند نکته مهم وجود دارد:

  1. نقطه‌گذاری: کلمه "بی‌هوده" به صورت جدا نوشته نمی‌شود، بلکه به صورت ترکیبی و با وصل‌گذاشتن "بی" و "هوده" نوشته می‌شود.

  2. تگید بر همزه: در نوشتار فارسی، استفاده از همزه (يا "همزۀ" بی‌صدای کلمه) در کلمه "هوده" درست تلقی می‌شود و اگر "هوده" به عنوان یک نام خاص نباشد، استفاده از همزه مجاز است.

  3. فضای نوشتاری: در متن‌های ادبی و رسمی، بهتر است از نوشتن کلمات به صورت عامیانه پرهیز شود و به جای آن از واژه‌های درست و صحیح استفاده کرد.

  4. قواعد دستوری: این کلمه می‌تواند به عنوان صفت به کار برود و در جملات می‌توان از آن به‌عنوان بخشی از فعل یا فاعل استفاده کرد. به عنوان مثال:
    • "این کار بی‌هوده است."
    • "او بی‌هوده تلاش کرد."

بنابراین، برای نوشتن و استفاده از کلمه "بی‌هوده"، توجه به این نکات می‌تواند به وضوح و دقت نگارش کمک کند.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)

۱. او ساعت‌ها در تلاش بود تا مسأله ریاضی را حل کند، اما تمام زحمتش بی‌هوده بود.
۲. برای من به تعویق انداختن کارها همیشه بی‌هوده به نظر می‌رسد.
۳. صرف کردن وقت برای بحث‌های بی‌هوده، انرژی‌ام را تلف می‌کند.


واژگان مرتبط: بیهوده، عبث، باطل، پوچ، بی فایده، تهی، بی اثر، خنثی، غیر قابل استفاده، بی مصرف، بلا استفاده، بی معنی، بی جا، تنبل، عاطل، بی کار، بی اساس، سست، ناسپاس، حق ناشناس، ناشکر، غیر موثر، بی نتیجه، جزیی، ناچیز، مبتذل، بی مزه، چیزهای بی اهمیت، بی سود، بی علاج، عاری از فایده، بی ارزش، بی اهمیت، نا قابل، بی ثمر، بی حاصل، بی بار، غیر عملی، اجراء نشدنی، بی استفاده، بی منفعت، نا سودمند، نا مناسب، وابسته به روده تهی، نارس، خشک، مهمل، مزخرف، چرند

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری