جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×

numerous  |

بیشمار

معنی: 1 - بی حساب ، بی اندازه . 2 - بسیار زیاد.
2769 | 0
مترادف: بسيار، بياندازه، بيحد، بيحساب، بيقياس، بيمر، بينهايت، جزيل، زياد، سرسامآور، فراوان، نامحدود، نامعدود
متضاد: معدود
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
مختصات: (شُ) (ص مر.)
آواشناسی:
منبع: فرهنگ فارسی معین
معادل ابجد: 553
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
numerous | countless , myriad , innumerable , multitudinous , uncounted , unnumbered , astronomic , astronomical , incomputable , measureless , populous , umpteen , umpteenth
عربی
عديد | كثير , متكاثر , غفير كثير , متعدد , وافر
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "بیشمار" در زبان فارسی به معنای "بسیار زیاد" یا "بی‌شمار" است و به عنوان یک صفت به کار می‌رود. در ادامه به برخی از قواعد و نکات نگارشی مربوط به این کلمه اشاره می‌کنیم:

  1. نوشتن کلمه:

    • "بیشمار" به صورت یک کلمه نوشته می‌شود و در فارسی معمولاً به صورت "بی شمار" نیز استفاده می‌شود که به معنای "به تعداد زیاد" است، اما در نوشتار رسمی بهتر است به صورت یک‌کلمه‌ای نوشته شود.
  2. نحوه استفاده:

    • این کلمه معمولاً قبل از مفعول یا اسم به کار می‌رود. به‌عنوان مثال: "بیشمار کتاب"، "بیشمار مشکلات" و غیره.
  3. قواعد دستوری:

    • در جمله‌های توصیفی، "بیشمار" می‌تواند به عنوان صفت غیرمحدود به کار برود و به توصیف اسم‌هایی چون اشیاء، افراد و موارد دیگر بپردازد.
  4. قابل جمع بودن:

    • کلمه "بیشمار" خود به تنهایی جمع نمی‌شود و به همین صورت باقی می‌ماند.
  5. مفاهیم مرتبط:
    • همچنین این کلمه می‌تواند با واژه‌هایی مثل "بسیار"، "فراوان"، "زیاد" و "هیچ" مرتبط باشد و در متون ادبی برای توصیف مقادیر بسیار معمولاً به کار می‌رود.

به طور کلی، کلمه "بیشمار" در نوشتار و گفتار فارسی به معنای توصیف چیزهایی به تعداد زیاد و فراوان استفاده می‌شود و بر اساس قواعد نگارشی و دستوری زبان فارسی، می‌توان به راحتی از آن بهره برد.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. در این باغ، گل‌های بیشمار با رنگ‌های مختلف به چشم می‌خورند.
  2. او در طول زندگی خود، تجربیات بیشمار و ارزشمندی را کسب کرده است.
  3. در آسمان شب، ستاره‌های بیشمار در کنار ماه می‌درخشند.

واژگان مرتبط: متعدد، فراوان، زیاد، بی شمار، بسیار، بزرگ، ناشمرده، بی حد و حصر، غیر قابل شمارش، کثیر، انبوه، محسوب نشده، نشمرده، شمرده نشده، شماره گذاری نشده، نجومی، وابسته به علم هیئت، بی حساب، غیر قابل محاسبه، پرجمعیت، پر، کثیرالجمعیت، معتنی به، وافر

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری