شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

pate
pate  |

پته

معنی: 1 - پروانة عبور، جواز. 2 - بندی که در جوی ها درست کنند تا آب را نگه دارد. 3 - کاغذ مقوایی یا مهرة فلزی که به جای پول به کار می رفته . ؛ ~ کسی را روی آب انداختن کنایه از راز کسی را فاش کردن ، رسوا کردن .
1325 | 0
مترادف: 1- پروانه، جواز 2- بليط
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم) ‹بتک› [قدیمی]
مختصات: (پَ تِ) ( اِ.)
الگوی تکیه: WS
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: pate
منبع: فرهنگ فارسی معین
معادل ابجد: 407
شمارگان هجا: 2
دیگر زبان ها
انگلیسی
pate
ترکی
pate
فرانسوی
crâne
آلمانی
pastete
اسپانیایی
coronilla
ایتالیایی
paté
عربی
عقل | رأس , قمة الرأس , معجون كبد الأوز , بات
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "پته" در زبان فارسی به معنای یک نوع پارچه‌ یا هنر دست بافنده‌ها در نقاط مختلف ایران است. این کلمه در نگارش و قواعد فارسی به صورت زیر مورد استفاده قرار می‌گیرد:

  1. نوشتار صحیح: "پته" باید به همین شکل و با همین املاء نوشته شود.

  2. تلفظ: تلفظ این کلمه معمولاً به صورت "پَتِه" است.

  3. جنس کلمه: "پته" یک اسم است و معمولاً به اشیاء، پارچه‌ها یا طرح‌های خاص اشاره دارد.

  4. جمع: برای جمع‌بندی این کلمه، می‌توان از "پته‌ها" استفاده کرد.

  5. کاربرد: این کلمه در متن‌های مختلف می‌تواند به عنوان اسم مفعول، فاعل، یا موضوع در جملات به کار برود.

  6. ترکیب‌ها: "پته بافی"، "پته دوزی" و "پته ایرانی" از ترکیبات رایج این کلمه هستند.

استفاده درست و به‌جا از "پته" در متن، به وضوح و زیبایی نگارش شما کمک می‌کند.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)

البته! در اینجا چند مثال برای کلمه "پته" در جمله آورده‌ام:

  1. پته پته کرد: وقتی او در مورد نگرانی‌هایش صحبت کرد، صدایش پته پته شد.
  2. پته‌ی تیم فوتبال: در این فصل، پته‌ی تیم فوتبال ما به شدت تغییر کرده و بازیکنان جدیدی به آن اضافه شده‌اند.
  3. پته بر افراز: در روزهای بارانی، او همیشه یک پته بر افراز به دوش می‌اندازد تا خشک بماند.
  4. پته‌کثیف: قبل از مهمانی، نیاز بود تا پته‌کثیف را تمیز کنیم تا خانه تمیز و مرتب به نظر برسد.

اگر نیاز به مثال‌های بیشتری دارید یا اگر سوال دیگری دارید، خوشحال می‌شوم کمک کنم!


500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری