پریشیدگی
licenseمعنی کلمه پریشیدگی
معنی واژه پریشیدگی
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
(حاصل مصدر)
مختصات:
(پَ دِ) (حامص .)
آواشناسی:
منبع:
فرهنگ فارسی معین
معادل ابجد:
556
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
decay
ترکی
çürümek
فرانسوی
pourriture
آلمانی
verfall
اسپانیایی
decadencia
ایتالیایی
decadimento
عربی
الاضمحلال | انحلال , تدهور , التضاؤل , تعفن , عفن , خراب , بلي , خمج , تناقض تلقائي , فساد , تفسخ , تفتت , انحط , وهن , ذوى , فسد , اضمحل , أضعف , رم
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "پریشیدگی" در زبان فارسی به معنای حالتی از سردرگمی یا بینظمی است. برای نگارش و استفاده صحیح از این کلمه، میتوان به نکات زیر توجه کرد:
-
معنی و مفهوم: قبل از استفاده از کلمه، بهتر است معنی آن را بدانید. "پریشیدگی" به معنی سردرگمی، بینظمی یا عدم تمرکز است.
-
نحو و کاربرد: این کلمه معمولاً در جملات به عنوان اسم به کار میرود. میتوان آن را به صورت زیر در جملات استفاده کرد:
- "پریشیدگی در افکار او مشهود بود."
- "شخصیت او به دلیل پریشیدگیهای زیادی که داشت، دچار مشکلاتی بود."
-
نوشتار صحیح: حتماً به نوشتار صحیح کلمه توجه داشته باشید. املای "پریشیدگی" باید بدون اشتباه و به درستی نوشته شود.
-
علامتگذاری و punctuation: در نگارش جملات، استفاده از ویرگول و نقطهگذاری مناسب در کنار این کلمه نیز بسیار مهم است تا مفهوم جمله بهخوبی منتقل شود.
- جملات وابسته: ممکن است این کلمه در جملات پیچیده و وابسته نیز ظاهر شود. در چنین حالتی دقت کنید که ساختار جمله حفظ شود.
- مثلاً: "به دلیل پریشیدگیاش، نتوانست به موقع در آزمون شرکت کند."
با رعایت این نکات، میتوانید از کلمه "پریشیدگی" به درستی و بهطور مؤثر در متون خود استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
- پریشیدگی ذهنی من بعد از یک روز طولانی کار باعث شد نتوانم به درستی تصمیم بگیرم.
- او با پریشیدگی در چهرهاش به دنبال راهی برای آرامش یافتن بود.
- در میان پریشیدگی زندگی روزمره، لحظاتی از سکوت میتواند به ما کمک کند تا به خودمان بازگردیم.
