شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

woolly  |

پشمالو

معنی: دارای موهای زیاد در صورت و بدن .
1180 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
مختصات: ( ~.) (ص .)
الگوی تکیه: WWS
نقش دستوری: صفت
آواشناسی: paSmAlu
منبع: فرهنگ فارسی معین
معادل ابجد: 379
شمارگان هجا: 3
دیگر زبان ها
انگلیسی
woolly | shaggy , hirsute , lanate , lanuginous , wild and woolly , furry
ترکی
kıllı
فرانسوی
poilu
آلمانی
behaart
اسپانیایی
peludo
ایتالیایی
peloso
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "پشمالو" یک صفت است که به معنای "دارای پشم" یا "پشمالو بودن" به کار می‌رود و بیشتر در توصیف حیوانات به کار می‌رود. برخی قواعد و نکات نگارشی مرتبط با آن عبارتند از:

  1. نحوه نوشتن: کلمه "پشمالو" به شکل صحیح به همین صورت نوشته می‌شود. باید دقت کنید که حروف آن به درستی نوشته شوند.

  2. تطابق با اسم: این صفت را می‌توان با اسامی مختلف به کار برد. به عنوان مثال:

    • "گربه پشمالو"
    • "سگ پشمالو"
  3. موارد استفاده: "پشمالو" معمولاً در توصیف حیوانات استفاده می‌شود، اما می‌توان از آن به صورت مجازی نیز در توصیف انسان‌ها یا اشیاء استفاده کرد.

  4. ترکیب‌ها: "پشمالو" می‌تواند در ترکیب‌های مختلف با دیگر صفات یا اسم‌ها به کار رود. مثل:

    • "پشمالوی زیبا"
    • "سگ پشمالوی سرحال"
  5. لحن و سبک: در نوشتار ادبی یا غیررسمی ممکن است استفاده از "پشمالو" بتواند لحن کلام را گرم‌تر و دوستانه‌تر کند.

با رعایت این نکات و قواعد، می‌توانید از کلمه "پشمالو" به درستی و به شیوه‌ای مؤثر استفاده کنید.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)

در ادامه چند مثال برای استفاده از کلمه "پشمالو" در جمله آورده‌ام:

  1. سگ پشمالو در پارک بازی می‌کرد و بچه‌ها به دورش جمع شده بودند.
  2. او یک گربه پشمالو دارد که همیشه روی مبل می‌خوابد.
  3. پشمالوی کوچک به سرعت از زیر مبلمان بیرون آمد و همه جا را بویید.
  4. در دمنوش، پشمالوهای زیبایی را دیدم که کنار درختان باغ نشسته بودند.
  5. مادر بزرگ همیشه می‌گوید که پشمالوها، وفادارترین دوستان انسان‌ها هستند.

اگر به مثال‌های بیشتری نیاز دارید، خوشحال می‌شوم کمک کنم!


واژگان مرتبط: پرپشم، خشن، پشم دار، پشم نما، کرک شده، درهم، ژولیده، زبر، مودار، پرمو، مویی، پشمی، کرک دار، کثیف، درهم ریخته

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری