تاب خورده
licenseمعنی کلمه تاب خورده
معنی واژه تاب خورده
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
مختصات:
(دِ) (ص مف .)
آواشناسی:
منبع:
فرهنگ فارسی معین
معادل ابجد:
1218
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
bent
عربی
انحنى | هبة , مصمم على , محني , مقوس , منحنى , خير , متقوس , مساعد , مائل , مطوي , محدب , عون , فائدة , القدرة على الإحتمال , عازمة
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه «تاب خورده» به معنای «خم شده» یا «پیچیده» در فارسی استفاده میشود و به ویژه در توصیف اشیاء یا حالتها به کار میرود. در قواعد نگارشی و نحوه استفاده این کلمه، چند نکته وجود دارد:
-
فعل و حالت: «تاب خورده» ترکیبی از فعل «تاب» و اسم مفعول «خورده» است. بنابراین به عنوان یک صفت توصیفی به کار میرود.
-
نحوه استفاده: این کلمه معمولاً برای توصیف اشیاء، مانند «شاخ و برگ درخت» یا «پارچه»، به کار میرود. به عنوان مثال:
- «درختان تاب خورده در باد به نظر میرسیدند.»
-
نگارش صحیح: در نگارش، باید از فاصلههای اضافی و اشتباهات املایی پرهیز شود. فرمت صحیح «تاب خورده» است و نباید به صورت جدا یا با خطای نگارشی نوشته شود.
- نشانهگذاری: اگر جملهای که در آن استفاده میشود، به سایهای نیاز دارد، میتوان از ویرگول یا سایر نشانههای نگارشی به درستی بهره برد. به عنوان مثال:
- «آن پارچه، که تاب خورده بود، به زیبایی میدرخشید.»
با رعایت این نکات میتوان از این کلمه به شکل مؤثر و صحیح در متون نوشتاری استفاده کرد.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
- درختان در باد، تاب خورده و برگهایشان به آرامی در هوا رقصیدند.
- با تاب خورده شدن نوار چرمی، کیف قدیمی به زیبایی خاصی رسید.
- تاب خورده شدن صدای گیتار در کنسرت، شور و هیجان را در دل تماشاگران ایجاد کرد.
