تاراندن
licenseمعنی کلمه تاراندن
معنی واژه تاراندن
tārāndan
to sweep
|
تاراندن
مترادف:
1- دور كردن، طرد كردن، راندن
2- پراكندن، پراكنده ساختن، متفرق ساختن
متضاد:
مجتمع شدن
1- فراري دادن، گريزاندن
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
(مصدر متعدی) ‹تارانیدن›
مختصات:
(دَ) (مص م .)
آواشناسی:
منبع:
فرهنگ فارسی معین
معادل ابجد:
706
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
to sweep
ترکی
süpürüyor
فرانسوی
balayer
آلمانی
fegen
اسپانیایی
para barrer
ایتالیایی
spazzare
عربی
كنس | مسح , كسح , دفع , نظف المدخنة , رمى , يكتح , ابتعد , سحق , أزال الألغام , زلق , كسب بفوز ساحق , مس مسا رفيقا , إندفع بخفة , ألقى نظرة عامة , جرف , لاكتساح
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "تاراندن" در زبان فارسی به معنای کشیدن یا جابهجا کردن چیزی بهگونهای است که از آن امنیت یا دقت مورد نظر سلب شود. این کلمه به طور خاص در معانی مختلفی مانند کشاندن، جابهجا کردن، و گاهاً با معناهای دیگر، به کار میرود.
قواعد نوشتاری و نگارشی مرتبط با "تاراندن":
-
نوشتار صحیح: همواره از املای صحیح کلمات اطمینان حاصل کنید. مانند کلمه "تاراندن".
-
فعل و زمان: این کلمه در زبان فارسی به عنوان فعل به کار میرود و بسته به زمان، صرف میشود:
- ماضی: تاراند.
- مضارع: تاراند.
- آینده: تار خواهد انداخت.
-
قیدها: استفاده از قیدها میتواند به وضوح معنا کمک کند. مثلاً:
- دقتاً تاراندن.
- به آرامی تاراندن.
-
ترکیب با سایر کلمات: "تاراندن" میتواند با دیگر کلمات ترکیب شود تا معانی جدیدی را به وجود آورد. مانند "تاراندن بینایی" یا "تاراندن احساسات".
- فعلهای همخانواده: برای درک بهتر، میتوانید به فعلهای همخانواده "تاراندن" نیز توجه کنید، مانند "تار"، "تاریک" و "تاراندگی".
این نکات میتواند در نوشتار و استفاده صحیح از کلمه "تاراندن" به شما کمک کند. اگر سوال خاصی در مورد کاربرد یا معنا دارید، لطفاً بپرسید!
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
- در هنگام شب، صدای تاراندن گربهها در کوچهها به گوش میرسید.
- وقتی به جنگل رفتیم، متوجه شدیم که پرندهها به طور غریزی در حال تاراندن لانههای خود هستند.
- او همیشه از تاراندن داستانهای قدیمی با دوستانش لذت میبرد.
