تجرع
licenseمعنی کلمه تجرع
معنی واژه تجرع
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
(اسم مصدر) [عربی] [قدیمی]
مختصات:
(تَ جَ رُّ) [ ع . ] (مص ل .)
آواشناسی:
منبع:
فرهنگ فارسی معین
معادل ابجد:
673
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
injured
ترکی
yaralı
فرانسوی
blessé
آلمانی
verletzt
اسپانیایی
herido
ایتالیایی
ferito
عربی
مجروح | مصاب
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "تجربع" در زبان فارسی به معنای نوشیدن یا آزمودن با طعم و مزه است. اما اصول نگارشی و قواعد استفاده از این کلمه به شرح زیر است:
-
نحو:
- "تجربع" معمولاً به عنوان فعل به کار میرود. مثال: "او تجرع شربت شیرین را کرد."
-
صرف:
- این کلمه بسته به فاعل و زمان میتواند صرف شود. مثلاً: "من تجرع کردم"، "او تجرع میکند".
-
تلفظ:
- این کلمه به شکل "تَجْرُع" تلفظ میشود و تأکید بر روی سیلاب اول است.
-
استفاده در جملات:
- میتوان در جملات وصفی از "تجربع" استفاده کرد. مثال: "تجرع این نوشیدنی برای سلامتی مفید است."
- نکات نگارشی:
- کلمه "تجرع" باید همواره با توجه به نوع جمله و متن اطراف خودش به کار رود تا مفهوم درست منتقل شود.
اگر سؤال خاصی در مورد این کلمه یا نحوه استفاده از آن دارید، بفرمایید تا بیشتر توضیح دهم.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
- او در شرایط دشواری مجبور شد تلخی شکست را تجرع کند و به راه خود ادامه دهد.
- تجرع چای تلخ در صبح زود به او انرژی لازم برای شروع یک روز پرمشغله را میدهد.
- برخی از تجربهها را باید با تجرع پذیرفت تا بتوان از آنها درس گرفت و رشد کرد.
