تعسف
licenseمعنی کلمه تعسف
معنی واژه تعسف
ta'assof
pity
|
تعسف
مترادف:
ستم، ظلم، انحراف ، كجروي كردن، گمراهشدن، منحرف شدن ، ظلم كردن، ستم كردن
متضاد:
دادگري هدايت شدن دادگري كردن
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
(اسم مصدر) [عربی] [قدیمی]
مختصات:
(تَ عَ سُّ) [ ع . ] (مص ل .)
آواشناسی:
منبع:
فرهنگ فارسی معین
معادل ابجد:
610
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
pity
ترکی
acımak
فرانسوی
pitié
آلمانی
mitleid
اسپانیایی
lástima
ایتالیایی
pietà
عربی
شفقة | أسف , رحمة , رثاء , رأفة , حنو , حنان , شىء يدعو للأسف , شفق , رثى له , حن على , شكا
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "تعسف" در زبان فارسی به معنای سوء استفاده یا به کارگیری نادرست از حقوق یا امتیازات است. استفاده صحیح و قواعد نگارشی مرتبط با این کلمه به شرح زیر است:
-
نحوه نگارش: کلمه "تعسف" باید به همین شکل نوشته شود و از املای درست آن اطمینان حاصل شود.
-
جنس کلمه: "تعسف" اسم است و نوعی حالت یا عمل را توصیف میکند.
-
صرف و نحو: این کلمه معمولاً در جملات به عنوان اسم به کار میرود. میتواند به عنوان مفعول، فاعل یا دیگر وظایف نحوی در جمله بیافتد. بهعنوان مثال:
- «تعسف در حقوق دیگران ناپسند است.»
- «او به تعسف در استفاده از قدرتش متهم شد.»
-
کاربرد در متن: هنگام استفاده از این کلمه، توجه به زمینه و موضوع جمله حائز اهمیت است. این کلمه معمولاً در مباحث حقوقی، اخلاقی یا اجتماعی به کار میرود.
- اطلاعات اضافی: ممکن است این کلمه به شکلهای مختلفی در متون بهکار گرفته شود، از جمله:
- "تعسف در استفاده از حقوق"
- "تعسف قضایی"
- "تعسف مالی"
توجه به دقت در استفاده و نگارش این کلمه و نیز همنشینیاش با سایر کلمات میتواند به وضوح بیان مطلب کمک کند.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
- بر اساس قوانین جدید، هیچ کس اجازه ندارد تحت تعسف قرار گیرد و حقوق انسانی او باید همیشه حفظ شود.
- او با کمال صداقت به اظهار نظر در مورد تعسفهای اجتماعی پرداخت و خواستار تغییرات اساسی در نظام قضایی شد.
- قصه داستانی که در آن شخصیت اصلی مجبور به تحمل تعسف و ظلم روزمره است، نگاه عمیقی به مشکلات جامعه ارائه میدهد.
