شکنجه
licenseمعنی کلمه شکنجه
معنی واژه شکنجه
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
(اسم مصدر) [پهلوی: šikēnĵak] ‹اشکنجه›
مختصات:
(ش کَ جَ یا جِ) [ په . ]
الگوی تکیه:
WWS
نقش دستوری:
اسم
آواشناسی:
Sekanje
منبع:
واژگان مترادف و متضاد
معادل ابجد:
378
شمارگان هجا:
3
دیگر زبان ها
انگلیسی
torture | persecution , torment , affliction , excruciation , rack
ترکی
işkence
فرانسوی
torture
آلمانی
folter
اسپانیایی
tortura
ایتالیایی
tortura
عربی
تعذيب | عذاب , تحريف , تمثيل , تشويه , الم معنوي , تعذب , عذب , نكل , حرف , شوه , تألم , يعذب
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "شکنجه" در زبان فارسی به معنای آزار و اذیت شدید و عمدی به فردی است. این واژه اصول و قواعد خاصی در استفاده و نگارش دارد:
-
اجازه استفاده در متون رسمی: کلمه "شکنجه" معمولاً در متون حقوقی، سیاسی، اجتماعی و همچنین در اخبار مربوط به نقض حقوق بشر به کار میرود.
-
صرف و نحو: این کلمه یک اسم است و میتواند به عنوان فاعل، مفعول یا مبتدای جمله به کار رود. به عنوان مثال:
- شکنجه بر روی زندانیان غیرقانونی است.
- زندانیان تحت شکنجه قرار گرفتند.
-
جمع: جمع کلمه "شکنجه" به صورت "شکنجهها" نوشته میشود.
-
نکات نگارشی:
- در متون رسمی و علمی، بهتر است کلمه "شکنجه" در قالب جملات کامل و با توضیحات مناسب به کار رود.
- استفاده از این کلمه باید با احتیاط و با توجه به بافت اجتماعی و سیاسی صورت گیرد.
- مفاهیم وابسته: این کلمه معمولاً با مفاهیمی چون "نقض حقوق بشر"، "آزادی" و "عدالت" مرتبط است و در بحثها و متون پیرامون این موضوعات به کار میرود.
در نهایت، استفاده صحیح و بهجا از واژه "شکنجه" میتواند به افزایش آگاهی درباره مسائل حقوق بشری و اجتماعی کمک کند.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در اینجا چند مثال از استفاده کلمه "شکنجه" در جمله آوردهام:
- او در دوران زندان مجبور به تحمل شکنجههای فراوان شد.
- بسیاری از سازمانهای حقوق بشری نسبت به شکنجه زندانیان هشدار دادهاند.
- داستانهای غمانگیزی از شکنجههای انجامشده در جنگها وجود دارد.
- متهمان به شکنجه اعترافات نادرست کردند.
- شکنجه روحی میتواند به اندازه شکنجه جسمی آسیبزننده باشد.
اگر نیاز به مثالهای بیشتری دارید یا موضوع خاصی مدنظرتان است، لطفاً بفرمائید!
