license
98
1229
100
معنی کلمه گفتن معنی واژه گفتن
معنی:
1-اظهارداشتن، اعلام كردن، اقرار كردن، به عرض رساندن، بيان كردن، سخن راندن، صحبت كردن، عرض كردن، فرمودن، گپ زدن، گفتگو كردن، معروض داشتن، نقل كردن
2- سرودن
3- ناميدن
4- پنداشتن، تصور كردن، خيال كردن، فرض كردن
5- مقال
≠
شنودن، شنيدنانگلیسی say, tell, utter, adduce, declare, tongue, intimate, rehearse, bubble, cite, mouth, observe, relate, inform, utterance, iteration, to sayعربی رأي، قول، دور، حكمة، قال، نطق، صرح، لفظ، زعم، تكلم، اعترف، اعتقد، ألقى خطابا، يقولمرتبط سخن گفتن، بیان کردن، حرف زدن، صحبت کردن، اظهار داشتن، تعریف کردن، نقل کردن، فاش کردن، تشخیص دادن، ادا کردن، بزبان اوردن، استشهاد کردن، احضار کردن، اعلام کردن، اظهار کردن، اعلان کردن، شناساندن، بر زبان اوردن، دارای زبانه کردن، مطلبی را رساندن، محرم ساختن، تمرین کردن، تکرار کردن، جوشیدن، قلقل زدن، حباب براوردن، خروشیدن، جوشاندن، ذکر کردن، اتخاذ سند کردن، دهنه زدن، در دهان گذاشتن، ادا و اصول در اوردن، رعایت کردن، مشاهده کردن، نظاره کردن، مراعات کردن، ملاحظه کردن، باز گو کردن، گزارش دادن، شرح دادن، اطلاع دادن، اگاه کردن، خبرچینی کردن، اگاهی دادن، نطق، سخن، اظهار، اداء، تکرار، باز گویی، باز گو
ترکیب:
(مصدر متعدی) [پهلوی: guftan]
مختصات:
(گُ تَ) [ په . ] (مص م .)
آواشناسی:
منبع:
واژگان مترادف و متضاد
معادل ابجد:
550
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
say | tell , utter , adduce , declare , tongue , intimate , rehearse , bubble , cite , mouth , observe , relate , inform , utterance , iteration , to say
عربی
رأي | قول , دور , حكمة , قال , نطق , صرح , لفظ , زعم , تكلم , اعترف , اعتقد , ألقى خطابا , يقول
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)کلمه "گفتن" یکی از افعال پرکاربرد در زبان فارسی است. در اینجا به برخی از قواعد و نکات نگارشی مرتبط با این کلمه اشاره میکنم:
مصدر و تصریف : "گفتن" مصدر فعل است و در زمانهای مختلف به صورتهای زیر تصریف میشود:
گذشته: گفت
حال: میگوید
آینده: خواهد گفت
گفتن در جملات : این فعل معمولاً برای بیان اعمال صحبت کردن یا بیان نظر استفاده میشود. به عنوان مثال:
او گفت که دیر میآید.
معلم به دانشآموزان گفتند که درس بخوانند.
قیدهای مربوط به گفتن : میتوان از قیدهای زمان و مکان برای توضیح بیشتر استفاده کرد:
او دیروز گفت که به مهمانی میرود.
معلم در کلاس گفت.
نکات نگارشی :
در نوشتار رسمی، اگر بخواهید از "گفتن" به عنوان نقل قول استفاده کنید، میتوانید از علامتگذاری نقل قول استفاده کنید:
او گفت: «من به دانشگاه میروم».
استفاده از ویرگول در جملات نقل قول نیز میتواند مؤثر باشد.
کاربردهای متفاوت :
"گفتن" میتواند به معنای توصیف احساسات یا نظرات نیز به کار رود:
او گفت که از وضع موجود ناراحت است.
جملات شرطی :
در جملات شرطی نیز میتوان از گفتن استفاده کرد:
با توجه به این نکات، میتوانید از کلمه "گفتن" به درستی و در زمینههای مختلف استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
معلم ادبیات با مهارتهایش در گفتن داستانها، همه دانشآموزان را مجذوب کرد.
او همیشه در گفتن حقیقت بیپرواست و هیچگاه از بیان احساساتش هراسان نیست.
در جلسهی دیروز، مدیر شرکت در مورد اهداف آیندهی سازمان صحبت کرد و به اهمیت گفتن ایدهها در تیم تأکید کرد.
واژگان مترادف و متضاد واژگان مرتبط: سخن گفتن، بیان کردن، حرف زدن، صحبت کردن، اظهار داشتن، تعریف کردن، نقل کردن، فاش کردن، تشخیص دادن، ادا کردن، بزبان اوردن، استشهاد کردن، احضار کردن، اعلام کردن، اظهار کردن، اعلان کردن، شناساندن، بر زبان اوردن، دارای زبانه کردن، مطلبی را رساندن، محرم ساختن، تمرین کردن، تکرار کردن، جوشیدن، قلقل زدن، حباب براوردن، خروشیدن، جوشاندن، ذکر کردن، اتخاذ سند کردن، دهنه زدن، در دهان گذاشتن، ادا و اصول در اوردن، رعایت کردن، مشاهده کردن، نظاره کردن، مراعات کردن، ملاحظه کردن، باز گو کردن، گزارش دادن، شرح دادن، اطلاع دادن، اگاه کردن، خبرچینی کردن، اگاهی دادن، نطق، سخن، اظهار، اداء، تکرار، باز گویی، باز گو