شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

bāzpors
interrogator  |

بازپرس

معنی: بازجو، داديار، قاضي، مستنطق، متهم
547 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم، صفت فاعلی)
مختصات: (پُ) ( اِ.)
الگوی تکیه: WS
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: bAzpors
منبع: واژگان مترادف و متضاد
معادل ابجد: 272
شمارگان هجا: 2
دیگر زبان ها
انگلیسی
interrogator | the investigator
ترکی
araştırmacı
فرانسوی
l'enquêteur
آلمانی
der ermittler
اسپانیایی
el investigador
ایتالیایی
l'investigatore
عربی
محقق | المحقق
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "بازپرس" در زبان فارسی به معنای فردی است که در مراحل دادرسی و تحقیقات قضایی مسئول بررسی و رسیدگی به پرونده‌های قانونی است. برای نوشتن و استفاده از این کلمه، توجه به قواعد نگارشی زیر مفید است:

  1. نحوه نگارش: "بازپرس" به صورت یک کلمه / به هم چسبیده نوشته می‌شود و نیاز به جدا کردن یا نوشتن به صورت دو کلمه ندارد.

  2. علامت‌گذاری: در صورت نیاز به استفاده از این کلمه در جملات، توجه داشته باشید که در جمله‌های رسمی یا نگارش‌های ادبی، استفاده از علامت‌های نگارشی مانند ویرگول یا نقطه باید به طور صحیح و منطقی انجام شود.

  3. استفاده در جمله: همیشه اطمینان حاصل کنید که کلمه "بازپرس" در زمینه مناسب خود به کار رود، به عنوان مثال:

    • "بازپرس به پرونده با دقت رسیدگی کرد."
    • "حضور بازپرس در جلسه محاکمه الزامی است."
  4. جمع: در جمع‌بندی این کلمه، از "بازپرسان" استفاده می‌شود.

  5. مناسبات فرهنگی: توجه به نقش و موقعیت اجتماعی بازپرس در نظام قضایی و نحوه تعامل با وی در متون ادبی و غیرادبی اهمیت دارد.

این نکات می‌توانند به نگارش صحیح و مؤثر کلمه "بازپرس" کمک کنند.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)

البته! در اینجا چند مثال برای استفاده از کلمه "بازپرس" آورده‌ام:

۱. بازپرس در محل وقوع جرم حضور یافت تا شواهد را بررسی کند. ۲. پس از چند ساعت تحقیقات، بازپرس توانست اطلاعات جدیدی درباره پرونده به دست آورد. ۳. بازپرس با شهود صحبت کرد تا جزئیات بیشتری از حادثه را ببیند. ۴. هر گونه همکاری با بازپرس می‌تواند به روشن شدن ابعاد پرونده کمک کند. ۵. پس از اتمام تحقیقات، بازپرس نتایج را به دادگاه ارائه خواهد داد.

اگر مثال‌های بیشتری نیاز دارید، خوشحال می‌شوم کمک کنم!


واژگان مرتبط: بازجویی کننده، پرسش کننده، تحقیق کننده

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری