مچاله
licenseمعنی کلمه مچاله
معنی واژه مچاله
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
(صفت)
مختصات:
(عا.)
الگوی تکیه:
WWS
نقش دستوری:
صفت
آواشناسی:
moCAle
منبع:
واژگان مترادف و متضاد
معادل ابجد:
79
شمارگان هجا:
3
دیگر زبان ها
انگلیسی
crumpled | balled , mussy
ترکی
buruşuk
فرانسوی
froissé
آلمانی
zerknittert
اسپانیایی
estropeado
ایتالیایی
spiegazzato
عربی
سحق | جعد , تغضن , انهار , تغلب , تجعد , انهارت
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "مچاله" در زبان فارسی به معنی جمعشده یا به هم آمده است و معمولاً به شکل زیر در جملات استفاده میشود. برای استفاده صحیح از این کلمه و رعایت قواعد نگارشی، میتوان به چند نکته اشاره کرد:
-
نحو:
- "مچاله" به عنوان صفت به کار میرود و میتواند برای توصیف اسمهایی استفاده شود. به عنوان مثال: "پرچم مچاله."
- میتواند به عنوان فعل در زمانهای مختلف نیز به کار برود، مثلاً: "کاغذ را مچاله کردم."
-
فعل و زمان:
- زمان فعل در جملاتی که "مچاله" به عنوان فعل استفاده میشود، اهمیت دارد. مثلاً: "باید کاغذ را قبل از دور انداختن مچاله کرد."
-
تطابق صفات:
- در صورتی که "مچاله" به عنوان صفت به کار برود، باید با اسم از نظر جنس و تعداد تطابق داشته باشد.
- به عنوان مثال: "دو کاغذ مچاله" و "یک کاغذ مچاله."
-
نکات نگارشی:
- در حین نوشتن، دقت کنید که کلمه "مچاله" به درستی نوشته شود و از اشتباهات املایی پرهیز کنید.
- در متنهایی که شامل توصیف یک شی یا حالت هستند، میتوان از "مچاله" بهعنوان یک صفت قوی و توصیفی استفاده کرد.
- ترکیب با دیگر کلمات:
- میتوان "مچاله" را با دیگر کلمات ترکیب کرد؛ به عنوان مثال: "برگههای مچاله" یا "تنها کاغذ مچاله."
با رعایت این نکات، میتوانید از کلمه "مچاله" به شکل صحیح و مؤثر در نوشتههای خود استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
- روز بارانی، ورقهای کاغذ در دستم مچاله شدند و نتوانستم اطلاعات مهمی را یادداشت کنم.
- وقتی که به او خبر بدی دادم، چهرهاش مچاله شد و گویی همهی امیدش را از دست داد.
- در پایان روز، لباسهایم در کولهپشتی مچاله شده بودند و نیاز به مرتبسازی داشتند.
