license
98
3710
100
معنی کلمه بداخلاق معنی واژه بداخلاق
معنی:
بداغر، بدخلق، بدخو، تندخو، تندمزاج، كجخلق، ناخلف
≠
خوشاخلاق، خوشخوانگلیسی impatient, vile, bad, reprobate, orgiastic, moody, pettish, acid, dissolute, immoral, licentious, rabid, uncurbed, ill-humored, ill-humoured, ill-natured, grumpyعربی نافذ الصبر، قليل الصبر، جزع، برم، ضيق الصدر، قليل الإحتمال، نفد صبرهترکی kötü huyluفرانسوی mauvais caractèreآلمانی schlecht gelauntاسپانیایی mal humorایتالیایی di cattivo umoreمرتبط بی تاب، بد اخلاق، بی حوصله، بی صبر، نا شکیبا، مشتاق، زننده، پست، فرومایه، فاسد، دون، بد، خراب، مضر، زشت، نامساعد، مردود، هرزه، اخمو، ترشرو، بد خلق، عبوس، جوشی، زود رنج، ستیزه جو، ترش، سرکه مانند، دارای خاصیت اسید، فاجر، از روی هرزگی، فاسد الاخلاق، بد سیرت، زشت رفتار، شهوتران، ول، مبنی بر هرزگی، هار، متعصب، خشمگین، وابسته به هاری، بد خو، بدطبیعت، بدباطن، بدسرشت
ترکیب:
مختصات:
( ~. اَ) [ فا - ع . ] (ص .)
الگوی تکیه:
WWS
نقش دستوری:
صفت
آواشناسی:
badaxlAq
منبع:
واژگان مترادف و متضاد
معادل ابجد:
738
شمارگان هجا:
3
دیگر زبان ها
انگلیسی
impatient | vile , bad , reprobate , orgiastic , moody , pettish , acid , dissolute , immoral , licentious , rabid , uncurbed , ill-humored , ill-humoured , ill-natured , grumpy
فرانسوی
mauvais caractère
ایتالیایی
di cattivo umore
عربی
نافذ الصبر | قليل الصبر , جزع , برم , ضيق الصدر , قليل الإحتمال , نفد صبره
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)کلمه "بداخلاق" در زبان فارسی به معنای داشتن خلقوخوی بد و ناپسند است. برای استفاده صحیح و نگارشی این کلمه، به نکات زیر توجه کنید:
تلفظ : "بداخلاق" به صورت "بَد-اَخلاق" تلفظ میشود. دقت در تلفظ میتواند در انتقال مفهوم درست کمک کند.
تجزیه کلمه : این کلمه از دو بخش "بد" و "اخلاق" تشکیل شده است. "بد" به معنای ناپسند و "اخلاق" به رفتار و سلوک شخص اشاره دارد.
نحو : در جملات، "بداخلاق" میتواند به عنوان صفت به کار برود. به طور مثال:
تطابق : این کلمه معمولاً برای توصیف اشخاص استفاده میشود و میتواند با دیگر صفات نیز ترکیب شود.
او فردی بداخلاق و بدبین است.
مفاهیم نزدیک : کلمات نزدیک به "بداخلاق" شامل کلماتی چون "بدخلق"، "بدخوی" و "نامهربان" هستند. در انتخاب کلمه مناسب بستگی به موقعیت و دورنمای جمله دارد.
نکات نگارشی :
در پایان جمله، اگر به صفت "بداخلاق" اشاره شود، هنگام استفاده از نقطه (.) در آخر جمله دقت نمایید.
در متنهای رسمی، سعی کنید از این نوع صفات با احتیاط استفاده کنید تا لحن و مفهوم متن حفظ شود.
از جملههای زیر به عنوان نمونه استفاده کنید:
"رفتار بداخلاق او در جمع باعث شده تا بسیاری از دوستانش به او بیاعتنایی کنند."
"در مواجهه با او، باید مراعات کنید؛ چون او به شدت بداخلاق است."
با رعایت این نکات، میتوانید از کلمه "بداخلاق" به درستی و به شکل مؤثری در نوشتار خود استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
رفتار بداخلاق او در محیط کار باعث ناراحتی همکارانش شد.
هیچ کس دوست ندارد با افرادی که بداخلاق هستند، ارتباط برقرار کند.
بداخلاقی در صحبت کردن با دیگران میتواند تصویر نادرستی از شخصیت فرد ایجاد کند.
او به خاطر بداخلاقیهایش نتوانست دوستان زیادی پیدا کند.
برخورد بداخلاق او با مشتریان باعث کاهش فروش فروشگاه شد.
واژگان مترادف و متضاد واژگان مرتبط: بی تاب، بد اخلاق، بی حوصله، بی صبر، نا شکیبا، مشتاق، زننده، پست، فرومایه، فاسد، دون، بد، خراب، مضر، زشت، نامساعد، مردود، هرزه، اخمو، ترشرو، بد خلق، عبوس، جوشی، زود رنج، ستیزه جو، ترش، سرکه مانند، دارای خاصیت اسید، فاجر، از روی هرزگی، فاسد الاخلاق، بد سیرت، زشت رفتار، شهوتران، ول، مبنی بر هرزگی، هار، متعصب، خشمگین، وابسته به هاری، بد خو، بدطبیعت، بدباطن، بدسرشت