جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
متفوق|أعلى , أفضل , أسمى , أرفع مقاما , ممتاز , فاخر , أجدر , أعظم نفوذا , راجح , أهم , أشمل , أعم , متشامخ , مترفع , بارع , المتفوق , الأفضل منزلة , رئيس دير , ولي الأمر , الأرفع مقاما , أرقى
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "برتر" به معنای "بالا" یا "بهتر" است و به صورت صفت کاربرد دارد. در ادامه به برخی از قواعد نگارشی و زبانی مربوط به این کلمه اشاره میکنم:
جنسیت: "برتر" یک صفت عمومی است و به هر دو جنس مذکر و مؤنث میتواند اشاره کند. به عنوان مثال: "این فرد برتر است" یا "این دختر برتر است".
مفرد و جمع: "برتر" به صورت مفرد و در حالت جمع نیز کاربرد دارد. برای جمع آن میتوان از عبارت "برترها" استفاده کرد. مثلاً: "برترها در این مسابقه شرکت کردند."
ترکیب با واژهها: میتوانید "برتر" را با سایر واژهها ترکیب کنید. مثلاً: "رقابت برتر"، "سومین برتر" و غیره.
حالت مضاف: میتوان از "برتر" به عنوان مضاف به همراه اسمی دیگر استفاده کرد. مثلاً: "نتایج برتر" یا "موقعیت برتر".
قید و صفت: اگر بخواهید از "برتر" به عنوان قید استفاده کنید، میتوانید از ساختارهایی مانند "برتر از" یا "برتر در" استفاده کنید: "او برتر از همه در این زمینه است."
استفادهی مجازی: کلمه "برتر" همچنین میتواند به صورت مجازی و استعاری استفاده شود، مثلاً: "تفکر برتر"، یعنی تفکری که از دیگر تفکرات ممتازتر است.
در نوشتار و گفتار خود باید به این نکات توجه کنید تا از استفادهی صحیح و مناسب این کلمه اطمینان حاصل کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در اینجا چند مثال برای کلمه "برتر" در جملات آورده شده است:
او در رشته ورزشی خود در بین همه رقبا برتر است.
این کتاب به دلیل محتوای علمیاش، از دیگر کتابها برتر محسوب میشود.
تلاش برای بهبود خود، یکی از راههای رسیدن به موفقیتهای برتر است.
این شرکت با ارائه خدمات بهتر، در صنعت خود برتر شده است.
دوستیهای واقعی همیشه برتر از روابط سطحی هستند.
اگر مثالهای بیشتری نیاز دارید، خوشحال میشوم کمک کنم!
واژگان مترادف و متضاد
واژگان مرتبط: عالی، مافوق، ارشد، بالایی، بهتر، بیشتر، خوبتر، نیکوتر، چیز بهتر، نخستین، والاتر، قابل ترجیح، متمایز، دارای رجحان، غالب، مسلط، برجسته، حکمفرما، عمده، برترین، بزرگتر، حاکم عالیمقام، مهم، دارای مزیت، بالاترین، از ابتدا، رو، از اغاز، شایع، رایج، متداول، مرسوم، فائق، مقدم، سرامد، نژاد یا شخص غالب، در بالا، قسمت بالا، فوق، ابر، مربوط ببالا، ارجح