پختگی
licenseمعنی کلمه پختگی
معنی واژه پختگی
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
(حاصل مصدر)
مختصات:
(پُ تِ)(حامص .)
الگوی تکیه:
WWS
نقش دستوری:
اسم
آواشناسی:
poxtegi
منبع:
واژگان مترادف و متضاد
معادل ابجد:
1032
شمارگان هجا:
3
دیگر زبان ها
انگلیسی
maturity
ترکی
olgunluk
فرانسوی
maturité
آلمانی
reife
اسپانیایی
madurez
ایتالیایی
scadenza
عربی
نضج | بلوغ , رشد , إدراك , تاريخ إستحقاق الدين
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "پختگی" در زبان فارسی به معنی رسیدن به مرحلهای از بلوغ، کامل شدن یا توسعه یافتن است. این کلمه به عنوان یک اسم، به ویژه در زمینههای ادبی، اجتماعی یا روانشناختی مورد استفاده قرار میگیرد. برای استفاده صحیح از این کلمه، باید به چند نکته قواعدی و نگارشی توجه کرد:
-
نحوه نوشتن: کلمه "پختگی" باید به شکل صحیح و بدون هیچ گونه حذف حرف یا نقیض نوشته شود.
-
نکات دستوری:
- "پختگی" یک اسم قابل شمارش است و میتواند با صفتها و قیدها همراه شود. برای مثال: "پختگی فکری"، "پختگی عاطفی".
- میتوان این کلمه را در جملات مختلف به کار برد. مثلاً: "پختگی او در تصمیمگیریهایش مشهود است."
-
استفاده صحیح در جملات:
- سعی کنید این کلمه را در متونی که به رشد و بلوغ افراد یا پدیدهها اشاره دارد، به کار ببرید.
- مثال: "پختگی شخصیت یکی از عوامل موفقیت در زندگی اجتماعی است."
-
در نظر گرفتن سیاق جملات: هنگام استفاده از "پختگی"، حتماً توجه کنید که سیاق جملات با مفهوم کلمه همخوانی داشته باشد.
- جمع بستن: جمع کلمه "پختگی" به شکل "پختگیها" است و در مواردی که به چند نوع یا مورد از پختگی اشاره میشود، میتوانید این شکل را به کار ببرید.
با رعایت این نکات، میتوانید از کلمه "پختگی" به شکل درست و موثری در متون خود استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
- او با پختگی به مسائل زندگی نزدیک میشود و همیشه راه حلهایی منطقی ارائه میدهد.
- پختگی این جوان در تصمیمگیریهایش نشاندهنده تجربه بالای او است.
- در طول سالها، او نه تنها به پختگی عاطفی رسیده بلکه در روابطش نیز به مهارت بیشتری دست یافته است.
- این هنرمند با پختگی در آثارش، احساسات عمیق خود را به زیبایی منتقل میکند.
- پختگی شخصیت او باعث شده که دیگران به راحتی به او اعتماد کنند و به مشاورههایش گوش دهند.
