اباحت
licenseمعنی کلمه اباحت
معنی واژه اباحت
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
مختصات:
(اِ حَ) [ ع . اباحة ] (مص م .)
آواشناسی:
منبع:
واژگان مترادف و متضاد
معادل ابجد:
412
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
عربی
شرف | احترم , أجل , وفى , وفى بوعده , عامل بإحترام , أضفى شرفا , نفذ , افتخر , ميز , قبل ودفع , احترام , فخر , إجلال , ماء الوجه , طهارة , سمعة حسنة , عفاف , فخارأو فخر , مقام رفيع , درجة الشرف , وسام الشرف
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "اباحت" در زبان فارسی به معنای اجازه و مجوز برای انجام کاری است، و معمولاً در زمینههای فقهی و قانونی به کار میرود. در اینجا به برخی از قواعد و نکات نگارشی مرتبط با این کلمه اشاره میکنم:
-
استفاده به عنوان اسم: "اباحت" به عنوان یک اسم انتزاعی به کار میرود. میتوان آن را به عنوان فاعل یا مفعول در جملات استفاده کرد.
- مثال: "اباحت برخی اعمال در فقه، فتواهای خاصی را به دنبال دارد."
-
نحوه ی استفاده در جملات:
- این کلمه معمولاً با صفتهای دیگری مانند "شرعی" یا "فقهی" همراه میشود.
- مثال: "اباحت شرعی" یا "قواعد اباحت".
-
نکات نگارشی:
- کلمه "اباحت" به صورت فارسی نوشته میشود و در متون رسمی و علمی به کار میرود.
- در نوشتار، بهتر است از واژههای مرتبط مانند "مجاز" یا "اجازه" برای تشریح بیشتر مفهوم آن استفاده کرد.
- استانداردها و دیگر واژهها: ممکن است "اباحت" در متون مختلف با معانی متفاوتی در زمینههای مختلف مانند حقوق، فلسفه، و دین مواجه شود. بنابراین بهتر است بستری که این کلمه در آن به کار میرود، مشخص باشد.
با رعایت این نکات، میتوانید از کلمه "اباحت" به درستی و به طور مؤثر در نوشتار خود استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
- در فقه اسلامی، اباحت به معنی اجازه و جواز اعمالی است که نه واجباند و نه حرام.
- برخی از رفتارها در جوامع مختلف به دلیل اباحت، بهراحتی قابل قبول هستند و محدودیت خاصی ندارند.
- اباحت در فرهنگهای مختلف ممکن است به معنای آزادی عمل در انتخابهای شخصی تعبیر شود.
