جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
دولار|جلد الغزال , رجل , هندي أحمر , ذكر الوعل الظبي والارنب , طرح ارضا , باك
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "خودستایی" در زبان فارسی به معنای ستایش از خود یا تمجید از خود است و به طور کلی به عمل خودستایی یا خودمدحی اشاره دارد. در اینجا قواعد و نکات نگارشی و زبانی مرتبط با این کلمه را بررسی میکنیم:
نوشتار صحیح: کلمه "خودستایی" بدون هیچ گونه علامت خاصی نوشته میشود و به صورت معمول در جملات فارسی به کار میرود.
تفکیک اجزاء کلمه: این کلمه از دو بخش "خود" و "ستایی" تشکیل شده است. "خود" به معنای خود یا خویش و "ستایی" به معنای ستایش است.
قواعد نحوی:
این کلمه میتواند به عنوان اسم یا مفعول استفاده شود. به عنوان مثال: "خودستایی در فرهنگ ما پسندیده نیست."
همچنین میتوان آن را به صورت اسم مصدر به کار برد: "خودستایی کردن مناسب نیست."
نکات نگارشی:
هنگام استفاده از این کلمه در متن، باید به جملات و ساختار آنها دقت شود تا معنا به خوبی انتقال یابد.
در متون رسمی و ادبی، خودستایی معمولاً عملی ناپسند تلقی میشود، لذا میتوان از جملههای انتقادی یا توصیفی استفاده کرد.
جملات نمونه:
"در جمعهای دوستانه، خودستایی جایگاهی ندارد."
"خودستایی به جای خودباوری، سبب ایجاد فاصله در روابط اجتماعی میشود."
با توجه به این نکات، میتوانید از کلمه "خودستایی" به درستی و بهطور مؤثر در نگارشها و گفتارهای خود استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در اینجا چند مثال برای استفاده از کلمه "خودستایی" در جمله آورده شده است:
خودستایی بیش از حد او باعث شده که دوستانش از او فاصله بگیرند.
انتقاد از خودستایی در محیطهای حرفهای میتواند به بهبود روابط کمک کند.
او به شدت از دست خودستاییاش ناراحت بود و سعی کرد بیشتر به دیگران گوش دهد.
در ادبیات، خودستایی به عنوان یکی از ویژگیهای منفی شخصیتها مطرح میشود.
خودستایی در هر محیطی میتواند به جای افتخار، منفور واقع شود.
امیدوارم این مثالها مفید باشند!
واژگان مترادف و متضاد
واژگان مرتبط: جفتک، نر، دلار، خود ستایی، قوچ، جنس نر اهو و حیوانات دیگر، کبر فروشی، گزافه گو، خود ستا، خود فروشی، لافزنی، فلاش، برق، تلالو، لحظه، فلاش عکاسی، چاپلوسی، تملق، خوش آمد، خوش ایند، خوشامد، گاز، بنزین، بخار، گاز معده، چاخان، یاوه سرا، رجز خوانی، دعوی دروغ، ادعای پوچ، علامت، گزاف گویی، ریخت و پاش، شادمانی، جست وخیز کن، گزاف، فیس، تعریف و تمجید از خود، تفاخر، بزرگ شماری خود، خود بینی، خود بزرگ شماری، فیش، تعریف از خود