مُّقِيمٌ
licenseمعنی کلمه مُّقِيمٌ
معنی واژه مُّقِيمٌ
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
آواشناسی:
منبع:
فرهنگ واژگان قرآنی
معادل ابجد:
180
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
resident | residing , domiciled , biding , indwelling , inhabiting , dwelling , habitant , dweller , termer
عربی
مقيم | ساكن , مواطن , النزيل , المندوب السامي , ساكن مقيم , متوطن
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه «مُّقِيمٌ» در زبان عربی به معنی "مقیم" است و به عنوان یک اسم و صفت به کار میرود. در زبان فارسی، این کلمه به معنای "ساکن" یا "مقیم" ترجمه میشود. برای نگارش درست این کلمه و استفاده از آن در جملات فارسی، میتوان به نکات زیر توجه کرد:
-
نقاطگذاری: در متون فارسی، به صورت عمومی نقاطگذاری برای کلمات عربی مانند «مُقيم» معمولاً انجام نمیشود. بنابراین، معمولاً آن را به صورت «مقیم» مینویسند.
-
جایگاه در جمله: کلمه «مقیم» میتواند به عنوان اسم معین یا صفت به کار رود. به عنوان مثال:
- مثال از اسم: "او یک مقیم جدید در این شهر است."
- مثال از صفت: "این خانه مقیمهای زیادی دارد."
-
جمع بندی: جمع کلمه «مقیم» به صورت «مقیمها» خواهد بود.
-
تطابق در صرف و نحو: در استفاده از این کلمه در جملات فارسی، به قواعد صرف و نحو توجه شود، بهعنوان مثال:
- "مقیمهای این محله بسیار دوستانه هستند."
- قید زمان و مکان: میتوان این کلمه را با قیدهای زمان و مکان ترکیب کرد:
- "او در تهران مقیم است."
با رعایت این نکات، میتوان بهدرستی از کلمه «مقیم» در متون فارسی استفاده کرد.
