علاقه
licenseمعنی کلمه علاقه
معنی واژه علاقه
'elāqe
interest
|
علاقه
مترادف:
1- اشتياق، بستگي، پيوستگي، تعشق، تعلق، تمايل، توجه، دلبستگي، رابطه، شوق، عشق، عطش، محبت، ميل، وابستگي
2- املاك، دارايي
3- بند
4- دنباله
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
(اسم) [عربی: علاقَة] [قدیمی]
مختصات:
(عِ قِ) [ ع . علاقة ] (اِ.)
الگوی تکیه:
WWS
نقش دستوری:
اسم
آواشناسی:
'alAqe
منبع:
فرهنگ واژههای سره
معادل ابجد:
206
شمارگان هجا:
3
دیگر زبان ها
انگلیسی
interest | concern , fondness , sympathy , penchant , attachment , tie , affection , estate , tenure , communication , relation
ترکی
faiz
فرانسوی
intérêt
آلمانی
interesse
اسپانیایی
interés
ایتالیایی
interesse
عربی
مصلحة | اهتمام , فوائد , فائدة , عناية , أسهم , خير , شأن , صلاح , أصحاب النفوذ , شوق , اهتم , رغب , اعتنى , حث , أثار إنتباه
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "علاقه" در زبان فارسی به معنای دلبستگی، کشش یا تمایل به چیزی یا کسی است. در نوشتار و نگارش فارسی، رعایت نکات زیر میتواند به بهبود استفاده از این کلمه کمک کند:
-
معنی و کاربرد: استفاده از "علاقه" در جملات باید با توجه به معنی آن باشد. برای مثال:
- من به مطالعه کتابهای تاریخی علاقه دارم.
-
نحوه نوشتن: کلمه "علاقه" به صورت صحیح باید با اعرابگذاری درست نوشت شود. آن را به صورت "علاقه" با "ع" و "ل" و "ق" و "ه" بنویسید.
-
ترکیب با حروف اضافه: ممکن است "علاقه" با حروف اضافه مانند "به" یا "نسبت به" بیاید. جملههایی مانند:
- او علاقه به موسیقی کلاسیک دارد.
- من علاقهای نسبت به این موضوع ندارم.
-
صرف و نحو: "علاقه" معمولاً به همراه فعل در جملات میآید. برای مثال:
- دانشآموزان به یادگیری زبانهای خارجی علاقه دارند.
- نقشهای دستوری: "علاقه" بهعنوان اسم میتواند در جملات بهعنوان فاعل یا مفعول عمل کند. مثلا:
- علاقهاش به ورزش موجب فعالیت بیشتر او شده است. (در اینجا "علاقه" فاعل است.)
رعایت این اصول کمک میکند تا استفاده از کلمه "علاقه" در متنها صحیح و روان باشد.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
- من به مطالعه کتابهای تاریخی علاقه زیادی دارم و هر هفته چند کتاب جدید میخوانم.
- او علاقهمند به یادگیری زبانهای خارجی است و در کلاسهای زبان شرکت میکند.
- علاقه من به موسیقی باعث شده که در اوقات فراغت به یادگیری نواختن ساز بپردازم.
