طبخ
licenseمعنی کلمه طبخ
معنی واژه طبخ
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
(اسم مصدر) [عربی]
مختصات:
(طَ) [ ع . ]
الگوی تکیه:
S
نقش دستوری:
اسم
آواشناسی:
tabx
منبع:
فرهنگ واژههای سره
معادل ابجد:
611
شمارگان هجا:
1
دیگر زبان ها
انگلیسی
cook
ترکی
aşçı
فرانسوی
cuisiner
آلمانی
kochen
اسپانیایی
cocinar
ایتالیایی
cucinare
عربی
طبخ | طها , تلاعب , وقع في ورطة , طاه , طاهي , طبيخ , يطبخ
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "طبخ" در زبان فارسی به معنای پختن غذا است و بهطور کلی با قواعد و نکات زیر مرتبط است:
-
نحو: "طبخ" یک فعل است و میتواند در جملات به کار برود. برای مثال:
- من به طبخ غذا مشغول هستم.
- آنها به طبخ غذاهای محلی علاقه دارند.
-
صرف و نحو: این کلمه به عنوان فعل، در زمانهای مختلف صرف میشود. به عنوان مثال:
- حال: من غذا میپزم.
- گذشته: من غذا پختم.
- آینده: من غذا خواهم پخت.
-
اسم مصدر: "طبخ" به عنوان اسم مصدر نیز به کار میرود، مانند:
- طبخ غذا نیاز به مهارت دارد.
-
جمع و مفرد: "طبخ" به صورت مفرد استفاده میشود. برای جمع آن معمولاً از واژههای مرتبط استفاده میشود، مانند "طبخها" یا "پختها".
-
نکات نگارشی:
- نوشتن کلمه "طبخ" به صورت صحیح: "طبخ" بدون فاصله یا نوشتن نادرست (مثلاً "طبخه").
- برای کلمه "طبخ"، معمولاً از نشانههای نگارشی مناسب مانند ویرگول و نقطه استفاده میشود.
- به کارگیری صفت: کلمه "طبخ" میتواند با صفات مختلف همراه شود:
- "طبخ خوشمزه"
- "طبخ سنتی"
استفاده صحیح از این کلمه در جملات و متنها به فهم بهتر مفهوم کمک میکند. اکیداً پیشنهاد میشود که ساختارهای گرامری و سبکهای نوشتاری را در نظر بگیرید تا متن شما روانتر و واضحتر باشد.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
- برای تهیه یک غذای خوشمزه، باید از مراحل مختلف طبخ به دقت پیروی کنیم.
- طبخ غذاهای محلی یکی از جذابترین قسمتهای سفر به مناطق مختلف است.
- او هر روز در آشپزخانه خود به تمرین طبخ میپردازد تا مهارتهایش را بهبود بخشد.
