مرتد
licenseمعنی کلمه مرتد
معنی واژه مرتد
mortad[d]
مرتد
مترادف:
1-صفت
2- ازدين برگشته، بي دين، رافض، ترك مسلماني كرده
3- زنديق، كافر، مشرك، ملحد
متضاد:
مومن
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
(اسم، صفت) [عربی: مرتدّ] (فقه)
مختصات:
(مُ تَ دّ) [ ع . ] (اِفا.)
الگوی تکیه:
WS
نقش دستوری:
اسم
آواشناسی:
mortad
منبع:
فرهنگ واژههای سره
معادل ابجد:
644
شمارگان هجا:
2
دیگر زبان ها
ترکی
mürted
فرانسوی
l'apostat
آلمانی
der abtrünnige
اسپانیایی
el apóstata
ایتالیایی
l'apostata
عربی
مرتد | كافر , مارق , ملحد
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "مرتد" به معنای شخصی است که از دین خود بازگشته و به دینی دیگر یا بیدینی روی آورده است. در نوشتار فارسی، رعایت نکات زیر در استفاده از این کلمه مهم است:
-
املا: کلمه "مرتد" به این شکل و با همین املای خاص نوشته میشود.
-
استفاده از علائم نگارشی: اگر این کلمه در وسط یک جمله مورد استفاده قرار گیرد، باید به قوانین نگارشی جملهنویسی توجه شود. به عنوان مثال:
- "او به عنوان یک مرتد شناخته شد."
-
نقش دستوری: "مرتد" میتواند به عنوان اسم به کار برود. در جملات فارسی، میتواند فاعل، مفعول یا complemento باشد.
- فاعل: "مرتد به عقاید خود بازگشت."
- مفعول: "ما مرتد را مورد قضاوت قرار دادیم."
-
معنی و مفهوم: هنگام استفاده از کلمه، باید به مفاهیمی که با آن همراه است، نیز توجه داشت. این کلمه بار معنایی خاصی دارد و باید با احتیاط و در زمینهی مناسب به کار رود.
- اجتناب از تعصبات: در بحثهای دینی و اعتقادی، استفاده از این کلمه ممکن است موجب ایجاد حساسیتهایی شود. لذا در نوشتارهای علمی یا ادبی باید با احتیاط و دقت به کار رود تا از به وجود آمدن سوءتفاهمها جلوگیری شود.
به طور کلی، رعایت این قواعد در استفاده از کلمه "مرتد" میتواند به وضوح و صحت نگارش کمک کند.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
- در تاریخ اسلام، افرادی که از دین خود برمیگردند به عنوان مرتد شناخته میشوند.
- بعضی افراد به دلایل مختلف، تصمیم به تغییر مذهب گرفته و به مرتد شدن میرسند.
- در برخی جوامع، مرتدین ممکن است با تبعات اجتماعی و قانونی جدی روبرو شوند.
