مسافر
licenseمعنی کلمه مسافر
معنی واژه مسافر
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
(صفت) [عربی]
مختصات:
(مُ فِ) [ ع . ] (اِفا.)
الگوی تکیه:
WWS
نقش دستوری:
اسم
آواشناسی:
mosAfer
منبع:
فرهنگ واژههای سره
معادل ابجد:
381
شمارگان هجا:
3
دیگر زبان ها
ترکی
yolcu
فرانسوی
passager
آلمانی
passagier
اسپانیایی
pasajero
ایتالیایی
passeggeri
عربی
راكب | المسافر , مسافر , عابر السبيل
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "مسافر" در زبان فارسی به معنای فردی است که به سفر میرود یا در حال سفر کردن است. برای استفاده صحیح و دقیق از این کلمه، و همچنین رعایت اصول نگارشی، میتوان به نکات زیر توجه کرد:
-
کتابت و املاء:
- کلمه "مسافر" به صورت صحیح نوشته میشود و نباید به اشتباه املایی تبدیل شود.
-
نقطهگذاری:
- اگر "مسافر" در جملهای به کار رود، باید توجه کرد که قبل و بعد از آن نقطهگذاری صحیح انجام شود. به عنوان مثال: "مسافر به مقصد رسید."
-
جمع و مفرد:
- جمع این کلمه "مسافران" است. در جملات جمع و مفرد باید به درستی از این کلمه استفاده شود: "مسافران به راه خود ادامه دادند."
-
صرف افعال:
- در جملاتی که این کلمه به عنوان فاعل یا مفعول قرار میگیرد، فعل باید به درستی صرف شود: "مسافر در قطار نشسته است."
-
استفاده در اصطلاحات:
- کاربرد "مسافر" در اصطلاحات همچون "مسافر گلابی" یا "مسافر کربلا" نیز رایج است و باید مطابق با معنای مورد نظر استفاده شود.
-
توصیفها:
- برای توصیف یک مسافر، میتوان از صفتهای مناسب استفاده کرد: "مسافر خوشاخلاق" یا "مسافر خسته".
- فعل متناسب:
- هنگام استفاده از کلمه "مسافر"، باید از افعال متناسب استفاده شود، مثلاً "مسافر سفر کرد" یا "مسافر منتظر است".
با رعایت این نکات، میتوان به شکل صحیح و مؤثری از کلمه "مسافر" در جملات فارسی استفاده کرد.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
- مسافر در فرودگاه منتظر پرواز خود بود و به تماشای دیگر مسافران مشغول شد.
- باران شدید باعث شد که مسافر نتواند به موقع به مقصد خود برسد.
- مسافر با خرید سوغاتیهای محلی، یادگاریهای زیبایی از سفر خود به یادگار گذاشت.
