جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.


×
×
برنامه نویسان ما مشغول به کدنویسی و توسعه لام تا کام هستند، ما مشتاقانه منتظر نظرات و پیشنهادات شما جهت بهبود و ارتقاء کیفی وب سایت هستیم.
×

دلیل درخواست بستن پست

حاوی مفاهیم غیر اخلاقی، سیاسی و یا توهین آمیز. کلیه پست هایی که از نظر محتوایی نیاز به بررسی و یا حذف شدن دارند در این دسته قرار می گیرند.
محتوایی با عدم جزئیات کافی و مورد نیاز. کلیه پست هایی که منظور نویسنده به وضوح مشخص نیست و نیازمند توضیحات و جزئیات بیشتر می باشند در این دسته قرار می گیرند.
محتوایی بی ربط با موضوعیت سرفصل کلی. کلیه پست هایی که از منظر مفهوم و مضمون ارتباطی با عنوان اصلی سوال ندارند در این دسته قرار می گیرند.
محتوایی دلخواه و بر پایه سلیقه. کلیه پست هایی که یک پاسخ مشخص ندارند و متوانند چندین پاسخ متفاوت و صحیح داشته باشند که کاملا مبتنی بر نظر شخصی افراد هستند در این دسته قرار می گیرند.
محتوایی در حوزه خیلی وسیع. کلیه پست هایی که از نظر محتوایی در یک حوزه ی وسیعی قرار دارند و مشخصا به یک موضوع خاصی اشاره ندارند که پاسخدهی به آن ها مستلزم تشریح مفاهیمی کلی می باشند در این دسته قرار می گیرند.
قبلا در لام تا کام مطرح شده. پست هایی که دقیقا با همین محتوا و مضمون قبلا در وب سایت لام تا کام درج شده اند، با ذکر آدرس منبع تکراری با پست حال حاضر شامل این دسته هستند. تکراری است با:
به سایر دلایل، نیازمند به بررسی توسط مدیر. به هر دلیل غیری که پست را نیازمند بررسی توسط مدیر کرده، با ذکر دلیل، در این دسته قرار میگیرد.
ارسال رای بستن

دکلمه چیست و چگونه دکلمه بسازیم؟


2
1
1930

من سوالم دو بخش داره. اول اینکه خوام بدونم دکلمه یعنی چی؟ بعدم اینکه چطوری باید اونو بسازیم؟

دکلمه چیست؟

همه ی ما تا یک حدی می دونیم اون چیزایی که به صورت شعر گاها با صدای رسا خونده میشه رو بهش می گن دکلمه. ولی هیچ تعریف مشخصی من ندارم ازش که دقیقا چیه و فرقش با شعر چیه. در واقع یک شعر چه ویژگی هایی باید داشته باشه که بهش بگیم دکلمه؟

از طرفی آیا دکلمه به نوع بیان کردن یک شعر میگن یا یک سری ویژگی هم باید توی خود شعر باشه (مثلا قافیه هاش با یک ترتیب خاصی باشه) که بشه بهش گفت دکلمه؟

چگونه دکلمه بسازیم؟

من این سوال رو در یک دورهمی شعر و موسیقی پرسیدم و یک جواب جالبی دریافت کردم و اون این بود که در کل شعر و دکلمه به صورت ناخودآگاه به سرایندش الهام میشه و هیچ قانون مشخصی براش وضع نشده. باشه اینو متوجه هستم، ولی خب تمام کسایی که الان شعر و دکلمه میسازن قطعا از یک جایی شروع کردن. یا یک جایی یک جرقه ای براشون خورده که الان میتونن راحتت تر بسراین. من خیلی به این وادی علاقه دارم و دوست دارم واردش بشم ولی خیلی ایده ای ندارم چطوری. ممنون میشم راهنماییم کنید.

علمی ادبیات شعر-و-ادبیات
سوال شده در محدثه حامدی نسب
653 امتیاز

500 کاراکتر باقی مانده

2 جواب

3

دوستان توضیحاتی راجع به اینکه دلکمه یک واژه فرانسوی است و به چه چیزی اشاره داره فرمودند. بنده قصد بازگو کردن مفهوم دکلمه را ندارم، فقط با خودم گفتم که خوبه تا این سوال پرسیده شده، تعریف دکلمه را از نظر خانم دکتر مهشید مشیری هم منتشر کنم:

قطعه‏ای که با آوای رسا و آهنگ مناسب و با ژست‏های مطابق کلام اجرا می‏شود.

در رابطه با موضوع اینکه چگونه میتوان دکلمه سرود هم از نظر من باید گفت که بهتر است بگوییم چگونه می توان شعر سرود. همانطور که دوستان هم فرمودند، دکلمه نوعی خواند یک شعر است. پس عملا سراییدن دکلمه به خودی خود مفهومی بدون معناست.

تبدیل شعر به دکلمه

به طور کلی شعر به دو گونه خوانده می‏شود؛ خوب و بد. شاید شما این را تجربه کرده باشید. اگر خود تجربه نکرده‏اید شاید دیده باشید که کسی شعر خوب را بد دکلمه می‏کند و فرد دیگر شعر بد را خوب دکلمه می‏کند. این دو نوع خواندن در هر نوع شعری امکان دارد. تأثیرات آنها نیز متفاوت است. وقتی یک شعر خوب، بد خوانده می‏شود، شنونده نه تنها از آن احساس لذت نمی‏کند بلکه متنفر نیز می‏گردد. یا هنگامی که یک شعر بد، خوب خوانده می‏شود، تمام کاستی‏های درونی شعر فرو‏می‏نشیند و شنونده از آن لذت می‏برد.

پس می‏بینیم که خوانش شعر روی شنونده اثر گذار است.چه این‏که شعر یک متن است در دست دکلماتور. این دکلماتور است که چگونه آن را عرضه می‏کند. اگر "خواندن" شعر درست انجام گیرد به صورت طبیعی اثرات مطلوبی برجای خواهد گذاشت اما اگر درست انجام نگیرد تأثیرات منفی را در پی خواهد داشت. چرا که خواندن شعر فقط خوانش خط به خط نیست که مثل یک نامه خوانده شود. خوانش یک شعر در حقیقت ایجاد دوبارۀ شعر هم هست. تولید معنا‏های تازه نیز می‏باشد ؛ یعنی شعر یکبار هنگامی که شاعر آن را می‏سراید، زاده می‏شود و یکبار دیگر هنگامی که خواننده (دکلماتور یا مطالعه کننده) آن را می‏خواند آفریده می‏شود. این هردو باهم شعر را کامل می‏سازد. اگر یک شعر، خوب سروده شود ولی خوب قرائت نگردد، پیام و اثر اصلی خود را نمی‏تواند برساند و اگر درست ادا یا خوانده شود، چه بسا نقایص آن نیز به وسیلۀ خواندن از بین برود. و بالعکس اگر یک شعر ناقص، درست خوانده شود ممکن است اثرات خود را به خواننده انتقال دهد. به همین خاطر "بیان" به عنوان یک رشتۀ علمی همواره مورد بحث واقع شده است واز زمان‏های بسیار دور تا به امروز این بحث جریان داشته است. سیاست مداران، مبلغان دینی و تمام کسانی که در ارتباط مستقیم با مردم بوده اند، کوشیده‏اند با استفاده از شیوۀ "بیان" پیام‏های خود را در به مخاطبین خویش انتقال دهند. یکی از موفقیت‏های "هتلر" در بسیج مردم خطابه‏های رسای او بوده است. یا یکی از دلایل پیروزی "اوباما" را در انتخابات همین بیان جذاب او به شمار می‏آورند. صوت نیکو در خواندن قرآن کریم از شرایط اساسی قرائت می‏باشد. براساس نقل راویان، چندین کس براثر قرائت زیبایی "عبدالباسط" مسلمان شده‏اند. امروزه در گویندگیِ رادیو و تلویزیون ،خواندنِ درست و داشتن صوت خوب شرط اصلی به حساب‏ می‏آید.

در نتیجه داشتن بیان خوب، صدای رسا و نیکو، ادای درست جملات و کلمات، داشتن لحن مناسب و... از چیز‏هایی‏اند که در بسیاری حوزات تبلیغی از قبیل گویندگی، وعظ و ارشاد، تبلیغ و قرائت قر‏آن کریم استفاده می‏شود. شعر یکی از مهم ترین بخش‏های تبلیغی است که نیاز مبرم به بیان نیکو دارد. زیرا شعر خود زبان خاص و دقیق است. از این رو نیاز دارد تا به صورت دقیق و درست بیان شود.

همچنین دکلمه کردن یک شعر هم باید شرایطی به شرح زیر را داشته باشد:

  1. داشتن صدای آرمش بخش: صدا را می­توان به خوب، بد و متوسط تقسیم کرد. صدای خوب آن صدایی است که به شنونده آرامش بدهد. شنونده احساس خوشی و لذت کند. صدای بد صدایی است که تنفر شنونده را نسبت به خود برگزیند. صدای متوسط آن صدایی است که شنونده از آن نه احساس خوشی کند و نه احساس تنفر.

  2. شناخت آواز­ها: یک دکلماتور خوب باید یک موسیقیدان خوب نیز باشد. آواز­ها را بشناسد و با کم وکیف آن آشنایی داشته باشد. بتواند موسیقی خوب را از بد تشخیص دهد و طریقه­ی استفاده از نت­های موسیقی را بداند. چرا که هرکلمه از خود موسیقی خاصی دارد. هر حرف صوت مخصوص به خود دارد. مثلاً حرف "ر" درشت تلفظ می­گردد در حالی که حرف"م" نرم تلفظ می­شود. یا حرف" خ" یک نوع آهنگ دارد و حرف "ب" آهنگ دیگر. به این ترتیب لازم است یک دکلماتور خوب با انواع صدا­ها و اشکال مختلف موسیقی آشنایی کافی داشته باشد. علاوه بر آن فن قرائت قرآن را نیز بداند و با علم تجوید آشنا باشد.

  3. قدرت برقراری ارتباط: هر فرد توانایی برقراری ارتباط با افراد دیگر را دارد لیکن نحوه­ی ارتباط هر فرد فرق می­کند. کسی این توانایی را کم­تر دارد و کسی بیش­تر. مثلاً یک فرد توانایی علمی زیادی دارد ولی در بیان خود مشکل دارد اما بالمقابل یک فرد دیگر از بنیه­های فکری کم­تری بهره­مند است ولی قدرت فوق العاده در بیان دارد. خیلی از مردم وقتی سخنان او را می­شوند فکر می­کنند دانایی او نسبت به فرد اول بیش­تر است. این به خاطر همان قدرت ارتباط است که در بیان فرد دوم دیده می­شود. برای قدرت ارتباط می­توان عامل زیادی را برشمرد از قبیل:

    • استعداد ذاتی: بعضی از آدم­ها استعداد ذاتی در نطق دارند. هیچگاه در بیان یک مطلب به مشکل مواجه نمی­شوند. از طرف دیگر برخی از آدم­ها در حرف زدن خود مشکل دارند. نمی­توانند به آسانی مطلبی را به مخاطب تفهیم کنند. معمولاً چنین آدم­هایی از لحاظ روابط اجتماعی نیز به مشکل مواجه می­باشند. آدم­های گوشه گیر هستند. بیش­تر درونگرایند. زیاد دوست ندارند که حرف بزنند یا حرف بشنوند. غالباً با خود در گفت­و­شنودند. به همین خاطر وقتی می­خواهند مطلبی را بیان کنند لفظ کم می­آورند. ذخیره­ی لغات شان کم است.

    • پشتوانه­ی اندیشه­یی: کسی که از لحاظ محتوا و اندیشه فقیر باشد، در ارائه­ی یک موضوع نیز دچار مشکل است. نمی­تواند به درستی ارتباط برقرار سازد. یک دکلماتور تا وقتی نفهمد که چه می­گوید نمی­تواند یک شعر را درست بخواند و ارتباط شاعر و شنونده را تأمین نماید. بنابراین برای دکلمه­ی خوب باید از دانایی کافی نسبت به موضوع نیز برخوردار باشد و شعر را خوب بفهمد تا بتواند پیام آن را به صورت درست انتقال دهد .

    • انتخاب زبان مناسب: انتخاب یک زبان نیز در فرایند برقراری ارتباط مهم می­باشد. مثلا شهید مطهری با یک زبان صحبت می­کرد و شهید شریعتی با یک زبان دیگر. این دو زبان از اساس باهم فرق دارند. زبان مطهری ساده و روان بود ولی از شریعتی زبان ادبی و دشوار. زبان مطهری برای عموم مردم قابل فهم بود ولی زبان شریعتی نه. عام مردم از زبان مطهری احساب لذت می­کردند اما تحصیل کرد­گان از زبان شریعتی بیش­تر لذت می­بردند. در شعر هم این تفاوت وجود دارد. زبان حافظ یک نوع بیان دارد و زبان بیدل یک نوع دیگر. دکلماتور باید این دو زبان را از هم تشخیص دهد و مطابق زبان با شنونده هم­کلام گردد.

    • حرکات بدنی: حرکات بدنی از دیگر وسایل ارتباط به شمار می­رود. حرکات بدنی باعث می­شود که ذهن شنونده به طرف گوینده متمرکز گردد. در نتیجه پیام شعر به صورت مطلوب به شنونده انتقال پیدا کند. شاید تمام افراد هنگام سخن گفتن به نحوی حرکات بدنی داشته باشند اما آن­چه مهم است این­است که این حرکات باید متناسب با محتوا و ادای واژگان باشد. هرگونه حرکت نه تنها موجب جلب توجه نمی­گردد بلکه به احساس شنونده نیز لطمه می­زند. او را از ادامه­ی شنیدن باز می­دارد.
  4. قدرت انتقال حس: یک دکلماتور خوب در ابتدا باید حس شاعر را ­که درشعرش انعکاس یافته در خود بازتولید کند بعد آن حس را به صورت صحیح به شنونده انتقال دهد. سطح احساس­ها در هر شعر متفاوت است. بعضی از شعر­ها محتوای قوی دارند و بعضی عاطفه­ی و احساس قوی و برخی نیز تخیل یا زبان بسیار قدرت­مند. به این خاطر شعر­ها را به انواع مختلف تقسیم کرده اند؛ شعر محتوایی، شعر فرمیک، شعر تخیلی و شعر احساسی. کم­تر شعری هست که همه­ی این عناصر را به شکل یکسان در خود داشته باشد. یک دکلماتور خوب وقتی شعر فرمیک را بر­می­گزیند باید در هنگام خواندن به زبان آن تکیه کند و وقتی شعر احساسی را قرائت می­کند باید هیجانات و احساسات شاعر را در نظر گیرد.

  5. قدرت انتقال فکر: انتقال درست فکرِ یک شاعر وابسته به این است که خواننده نخست آن را درک کند سپس آن را در احساس جدید بهم آمیخته تحویل شنونده دهد. اگر شعر از خود دکلماتور است باید زمان آفرینش و زمان خواندن را در یک زمان مدغم سازد و با احساس و اندیشه­ی­ واحد همصحبت مخاطب شود. علاوه برآن مکان و نوع شنونده­ی خود را نیز در نظر داشته باشد.

  6. ادای درست کلمات: از شرایط مهم دکلمه­ی خوب ادای درست واژگان است. اساس دکلمه را همین امر تشکیل می­دهد. دکلماتور خوب کسی است که بتواند صامت و مصوت­ها را بشناسد و به طرز ادای کلمات آشنایی داشته باشد. دکلماتور باید بداند که کلمه­ی "باران" با کلمه­ی "دینی" دو گونه تلفظ می­شود. واژه­ی نخستین از دو هجای بلند "آ" و واژه­ی دوم از دو هجای بلند "ای" ترکیب یافته است. یا مثلاً کلمات سِمَت، سَمت، آهن، مسلمان و ... چگونه تلفظ می­شوند. دکلماتور باید بداند که اندازه­ی کشش هجای بلند آ، او، ای و اندازه­ی کشش هجای کوچک اَ، اِ، اُ چقدر می­باشد.

  7. داشتن صدای شفاف و رسا: صدای شفاف مربوط به حنجره­ی دکلماتور می­شود. استفاده از نوع غذا نیز در شفافیت صدا تأثیر گذار است. این موضوع را در قسمت­های بعدی به صورت مفصل مطالعه خواهیم کرد.

  8. سلامتی دستگاه صوتی و اندام گفتاری: جدا از شفافیت و رسایی صدا، سلامتی دستگاهی صوتی نیز در دکلمه مهم است. حنجره و زبان سالم در ادای درست کلمات نقش بارز دارند. کم و زیادی تارهای صوتی بر مقدار تنفس انسان اثرگذار می­باشد. تنفس کامل سبب می­شود تا انسان یک جمله را کامل بگوید در حالی که نفس کم موجب قطع شدن جمله و ناقص شدن معنا می­گردد.

  9. توانایی خواندن درست جمله­ها و متن: در دکلمه باید جمله مکمل ادا شود. گاهی پیش می­آید که به دلیل ترس، هیجان و اضطراب، انسان آرامش خود را از دست می­دهد در نتیجه هنگام دکلمه جمله­ها ناقص تلفظ می­گردند. بنابراین هنگام دکلمه باید حالت آرام داشت و ترس و دلهرگی را از خود بیرون کرد.

  10. تناسب لحن و محتوا: محتوای هر اثری فرق می­کند. برخی از آثار ادبی محتوای اخلاقی دارند و برخی عاشقانه­اند و بعضی هم سیاسی و اجتماعی. در این صورت باید دکلماتور لحن خود را با محتوا تطبیق دهد. تناسب میان آن­ها را رعایت نماید.

  11. داشتن دانش ارتباطی: دکلماتور باید از دانش ارتباطی و شیوه­­ی کابرد آن اطلاع داشته باشد. او می­تواند از این طریق برکیفیت دکلمه­ی خود بیفزاید.

دیکلماتور کیست

در واقع دکلماتور فقط شعر نمی­خواند بلکه خود حرف می­زند. او تنها یک خواننده­ی متن نیست بلکه راویِ شخص اول است که با مخاطب گپ می­زند. بنابراین جدا از بیان زیبا، باید ظاهر مناسب و آراسته نیز داشته باشد. لباس خوب و متناسب با شأن مجلس بپوشد. آراستگی ظاهری خود را حفظ نماید. صاف و موأدب بنشیند. یا در حالت ایستاده راست و استوار بایستد. حرکات دست وچهره­ی خود را مطابق رفتار وگفتار و معنای متن تنظیم نماید. به گونه­ای که هر حرکت او معنا دار باشد و به القای پیام شعر کمک کند. از رنگ­های تیز و شوخ و نیز زیوراتِ بسیار بپرهیزد. لب، مو، ابرو و گِرد چشم خود را به نحوی زننده آرایش نکند. سادگی را حفظ کند. به گونه­ای خود را بیاراید که جذابیتِ مطابق محتوای شعر و مجلس داشته باشد.

شایان ذکر است که چیز مهم دیگر در یک دکلماتور، برقرار ساختن ارتباط چشمی با مخاطب است. او درحالی که سخن می­گوید به مخاطب نیز نگاه می­کند. و این نگاه به گونه­ای باشد که مخاطب را تحت تأثیر قرار دهد.

همچنین نکته مهم دیگر جنسیت دکلماتور است. اگر گوینده مرد است نباید با حالت عاطفی زنانه و صدای مشابه سخن بگوید و اگر گوینده زن است نباید با لحن خشن مردانه شعر را دکلمه کند. چرا که نتیجه­ی معکوس در پی خواهد داشت.

ضمنا علاوه براین این­ها، حفظ وقار، هیبت و اعتماد شخصی در گوینده خیلی مهم می­باشد. کسی که شعر دکلمه می­کند باید آنقدر ویژگی­های مثبت شخصیتی در خود داشته باشد که بتواند توجه و اعتماد مخاطبین را به خود جلب کند. مثلاً کسی که ده سال را به جرم آدم کشی یا اختطاف اطفال یا جرم­های مشابه دیگر در زندان سپری کرده، وقتی پشت تربیون ایستاده شده شعر می­خواند، شنونده نمی­تواند به گفته­های او اعتماد کند چرا که نسبت به او ذهنیت منفی دارد.

نقش صدا در دکلمه

صدا جزو اساسی دکلمه است. اما صدا چیست؟ شاید بگویید صدا آوایی است که از دهان انسان خارج می­شود. اما معنای دقیق صدا این نیست. صدا "محصول حرکات هماهنگ و منظم اندام­ها و عضلات صوتی" می­باشد. یک دکلماتور باید اندام صوتی مناسب و سالم داشته باشد تا بتواند کلمات را درست و بجا تلفظ و ادا کند. اندام­های صوتی این­هاست:

  1. دستگاه تنفسی: شامل شش‏ها، نای، نایژه (مسیر هوا از ریه­ها به طرف حنجره)

  2. عضلات و تار‏های صوتی حنجره (تشکیل دهنده صدای ابتدایی)

  3. حفره‏ها و دیوار‏های گلو (محل تولید حروف- تند وکند کنندۀ صدا)

  4. دهان: شامل زبان، فک، لب‏ها، لهات (زبان کوچک)، سقف کام

  5. دندان‏ها ولثه‏ها (محل تولید حروف- لطافت بخشیدن به صدا)

  6. مجرا و حفره‏های بینی (تقویت کنندۀ صدا- تولید کنندۀ حروف خیشومی)

شایان ذکر است که در دکلمه باید اندام­های صوتی سالم باشند. صدا یک دست باشد

ویرایش شده در 6 ماه قبل
جواب داده شده در مریم نادري
415 امتیاز

1
ممنونم خیلی خوب و کامل توضیح دادید. ـــمحدثه حامدی نسب در 6 ماه قبل

@محدثه.حامدی.نسب خواهش می کنم. امیدوارم که بدردتون خورده باشه. ـــمریم نادري در 6 ماه قبل

500 کاراکتر باقی مانده


3

دکلمه یعنی چه؟

تعریف واژه و مفهوم «دکلمه» به طور کلی به فن خواندن یک شعر یا یک متن، به شکلی که آهنگین به گوش برسد گفته می شود؛ همچنین باید بتواند حسی مرتبط با موضوع متن مذکور را به مخاطب القا کند. در واقع دکلمه یک کلمه فرانسوی می باشد که برگرفته از واژه déclama است. منظور از دکلمه خواندن شعر یا نثر ادبی با یک صدای نسبتا بلند و گاها همراه با موسیقی مناسب با حالت های خاص برای رساندن محتوا و فحوای یک موضوعی به شنونده می باشد.

افرادی همچون خسرو شکیبایی، حسین پناهی، حسام ابراهیمی و فروخ فرخزاد از جمله کلماتورهای ایرانی می باشند. در ادامه هم بد نیست که معنی دقیق واژه «دکلمه» رو توی لغت نامه فرهنگستان ببینیم:

نوعی بیان پرطمطراق و آهنگین در اجرای بعضی قطعات نمایشی. به عبارتی قطعه‌ای مستقل که یک نفر آن را به شیوۀ اغراق‌آمیز اجرا می‌کند و معمولاً به‌صورت مسجع و منظوم است

و همچنین میتوان معنی واژه «دکلمه» را در سایر لغت نامه ها نیز بررسی کرد.

دکلمه خوانی:

یک شعر به دو گونه خوانده می‏شود؛ خوب و بد. شاید شما این را تجربه کرده باشید. اگر خود تجربه نکرده‏اید شاید دیده باشید که کسی شعر خوب را بد دکلمه می‏کند و فرد دیگر شعر بد را خوب دکلمه می‏کند. این دو نوع خواندن در هر نوع شعری امکان دارد.

تأثیرات آنها نیز متفاوت است. وقتی یک شعر خوب، بد خوانده می‏شود، شنونده نه تنها از آن احساس لذت نمی‏کند بلکه متنفر نیز می‏گردد. یا هنگامی که یک شعر بد، خوب خوانده می‏شود، تمام کاستی‏های درونی شعر فرو‏می‏نشیند و شنونده از آن لذت می‏برد.

به این ترتیب می‏بینیم که خوانش شعر روی شنونده اثر گذار است.چه این‏که شعر یک متن است در دست دکلماتور. این دکلماتور است که چگونه آن را عرضه می‏کند. اگر "خواندن" شعر درست انجام گیرد به صورت طبیعی اثرات مطلوبی برجای خواهد گذاشت اما اگر درست انجام نگیرد تأثیرات منفی را در پی خواهد داشت. چرا که خواندن شعر فقط خوانش خط به خط نیست که مثل یک نامه خوانده شود. خوانش یک شعر در حقیقت ایجاد دوبارۀ شعر هم هست.

تولید معنا‏های تازه نیز می‏باشد ؛ یعنی شعر یکبار هنگامی که شاعر آن را می‏سراید، زاده می‏شود و یکبار دیگر هنگامی که خواننده (دکلماتور یا مطالعه کننده) آن را می‏خواند آفریده می‏شود. این هردو باهم شعر را کامل می‏سازد. اگر یک شعر، خوب سروده شود ولی خوب قرائت نگردد، پیام و اثر اصلی خود را نمی‏تواند برساند و اگر درست ادا یا خوانده شود، چه بسا نقایص آن نیز به وسیلۀ خواندن از بین برود. و بالعکس اگر یک شعر ناقص، درست خوانده شود ممکن است اثرات خود را به خواننده انتقال دهد. به همین خاطر "بیان" به عنوان یک رشتۀ علمی همواره مورد بحث واقع شده است واز زمان‏های بسیار دور تا به امروز این بحث جریان داشته است.

بنابراین داشتن بیان خوب، صدای رسا و نیکو، ادای درست جملات و کلمات، داشتن لحن مناسب و... از چیز‏هایی‏اند که در گویندگی، استفاده می‏شود. شعر یکی از مهم ترین بخش‏های تبلیغی است که نیاز مبرم به بیان نیکو دارد. زیرا شعر خود زبان خاص و دقیق است. از این رو نیاز دارد تا به صورت دقیق و درست بیان شود...

امیدوارم که توضیحاتی که دادم مفید واقع شده باشه. موفق باشید.

جواب داده شده در سعید مرادی
1232 امتیاز

500 کاراکتر باقی مانده


جواب شما
     
.....
×

×

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


هفت میوه خرید آنلاین میوه، سبزی، گوشت، نان
فروشگاه آنلاین میوه، سبزی، صیفی، فرنگی، شربت، مربا، ترشی و محصولات خانگی سالم. ارسال در زمان انتخابی.

تبلیغات تصویری


محک