خویشتندار
licenseمعنی کلمه خویشتندار
معنی واژه خویشتندار
اطلاعات بیشتر واژه
کلمه "خویشتندار" به معنای کسی است که قادر به کنترل نفس و خواستههای خود باشد. در نگارش و استفاده از این کلمه، چند نکتهی قواعدی و نگارشی وجود دارد:
-
نحوه نوشتن: کلمه "خویشتندار" باید با خط تیره (ـ) بین دو بخش "خویشتن" و "دار" نوشته شود زیرا این کلمه از نوع ترکیبهای مرکب محسوب میشود.
-
وزن و قافیه: این کلمه به خاطر وجود پیشوند "خویشتن" و پسوند "دار"، دارای وزن و قافیه مشخصی است. این ویژگی میتواند در شعر و نثر مفید باشد.
-
معنی کلمات: "خویشتن" به معنی نفس یا خود فرد و "دار" به معنای دارا و صاحب بودن است. بنابراین "خویشتندار" معنایی از مالکیت و کنترل بر نفس را به همراه دارد.
-
جایگاه در جمله: این کلمه معمولاً به عنوان صفت به کار میرود و میتواند قبل از اسم یا در جایگاههای مختلفی در جمله قرار بگیرد. مثلاً:
- او یک فرد خویشتندار است.
- رفتار خویشتندار او ستایش برانگیز است.
- معادلها: برای "خویشتندار"، معادلهایی مانند "خوددار" یا "محتاط" نیز وجود دارد که میتوانند بسته به محتوا و بافت جمله، به کار بروند.
با رعایت این قواعد، میتوان به درستی از کلمه "خویشتندار" در متون فارسی استفاده کرد.
در اینجا چند مثال برای کلمه "خویشتندار" در جملات آورده شده است:
- او در مواجهه با مشکلات زندگی همیشه خویشتندار بوده و هرگز نترسیده است.
- برای رسیدن به موفقیت، خویشتنداری و تمرکز بر اهداف ضروری است.
- در شرایط حساس، باید خویشتندار باشیم و واکنشهای impulsive نشان ندهیم.
- خویشتنداری او در هنگام بحثهای خانوادگی، باعث حل سریعتر مسائل میشود.
- او با تمرین مداوم، توانسته است مهارت خویشتنداری خود را بهبود بخشد.
اگر نیاز به مثالهای بیشتری دارید، بفرمایید!
