جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: ۱. عضو بدن حیوان که در انتهای تنه و بالای مقعد او قرار دارد و در حیوانات چهارپا در پشت پای آنها آویزان است. در پرندگان پرهایی است که در انتهای بدن آنها میروید و در بعضی دراز و آویخته و در بعضی کوتاه و پهن است. ۲. ساقۀ کوتاه و باریکی که میوه یا دانه بهوسیلۀ آن به شاخۀ درخت یا گیاه اتصال دارد. 〈 دم گاو: [قدیمی] ۱. دوال یا تسمه که آن را به شکل دم گاو تابیده باشند و مانند تازیانه به کار ببرند. ۲. دوال ستبر که با آن طبل بزنند. ۳. (موسیقی) [قدیمی] نفیر؛ بوق. 〈 دم گرگ: [قدیمی، مجاز] روشنایی که در آخر شب در جانب مشرق پدیدار شود و گمان رود که فجر است لکن فجر صادق نیست و باز در تاریکی محو میشود تا هنگامی که فجر صادق طلوع کند؛ صبح کاذب؛ فجر کاذب: ♦ تابان دم گرگ در سحرگاه / چون یوسف چاهی از بن چاه (نظامی۳: ۴۶۲). 1- آن، ثانيه، حين، زمان، گاه، لحظه، لمحه، وقت، وقت، هنگام
2- باد، هوا
3- بخار، حرارت، دما،
4- دنبال، كنار بازدم گرمي
1- پف، ريح، نفخه
2- دمش، نفس
3- اجاق، كوره
4- شهيق
5- آه
6- خون
tail, bellows, moment, breath, instant, train, respiration, minute, blast, trice, flatus, pygidium ذيل، ذنب ذيل، ذيل ذنب، دابرة، ذيل السترة، شرطي سري، تعقب، جامع، تعقب شخصا، قاد سيارة بالتلاصق مع الاخرى kuyruk queue schwanz cola coda دنباله، ریه، موقع، اهمیت، ان، نفس، جان، نسیم، نیرو، رایحه، وهله، قطار، سلسله، رشته، تله، تنفس، دم زنی، دقیقه، یادداشت، پیش نویس، مسوده، انفجار، صدای انفجار، بادزدگی، وزش، بادشکم، نفخ، گاز شکم، ساختمان دم و کفل، دادن