شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

amu darya civilization  |

تمدن آمودریا

معنی: تمدن آمودریا (به انگلیسی: Oxus Civilization) یا مجموعۀ باستان‌شناسی باختر-مرو (به انگلیسی: Bactria–Margiana Archaeological Complex یا بطور اختصار BMAC) عنوانی است که به تمدن عصر برنز در آسیای میانه می‌دهند، و بیشینۀ آن به پیرامون ۲۲۰۰ پیش از میلاد تا ۱۷۰۰ پیس از میلاد می‌رسد و در حوزه‌های ترکمنستان، شمال افغانستان و ایران، جنوب ازبکستان و غرب تاجیکستان، و مرکز آن در شمال آمودریا (لاتین: Oxus) واقع بوده‌است. پایگاه‌های (ساحات) باستان‌شناسی متعلق به این تمدن در سال ۱۹۷۶ میلادی توسط باستان‌شناس اهل شوروی پیشین ویکتور ساریانیدی (Viktor Sarianidi) کشف و نامگذاری شد. باختر (بلخ امروزی) (به یونانی: Bactria)، سرزمینی باستانی در شمال افغانستان امروزی بوده، و مرو (به یونانی: Margiana)، استانی (ساتراپی) از شاهنشاهی هخامنشیان بوده، که امروزه در ترکمنستان واقع است.
محتویات
کاوش‌های باستان‌شناسی



نگارۀ ۳: پیکرهٔ زنی مشهور به «شاهدخت باختری» با لباس کاوناکِس (Kaunakes)، بدست‌آمده از مجموعهٔ باستان‌شناسیِ بلخ-مرو (BMAC) یا «تمدن آمودریا»، سرزمین باستانی باختر در شمال افغانستان، هزارهٔ دوم پیش از میلاد، موزیم لوور در پاریس
از دهۀ هفتاد میلادی (سال‌های ۱۹۷۰) به بعد، مجموعه‌ای از یافته‌های باستان‌شاسی در دَشلی‌تپه در افغانستان، سپالی‌تپه و جَرکوتَن در ازبکستان، و تپه‌های توگولوک و گونور در ترکمنستان، شبکه‌ای از زیستگاه‌ها را به پهنای جغرافیایی ۴۰ هکتار نشان می‌داد. از این حفریات شهرهایی محصور در دیوار پدیدار گشتند که حاوی مجموعه بناهایی بودند که با نقشۀ متقارن بنا شده بودند. از نقشۀ ساختمانیِ برخی از این بناها پیداست که آنها قصرها و بناهای مذهبی بوده‌اند. در پیرامون این بناها گورهایی قرار دارند که حاوی گنجینه‌هایی از آثار نهفته بودند و تا آنزمان به غارت نرفته بودند: پیکره‌های نفیس از سنگ، مِس، طلا، و نقره، که غنای آن بحدی بود که تا بحال در هیچ جای دیگر در این منطقه بچشم نخورده بودند. معلومات موجود از این دوره برای افغانستان و ترکمنستان مدیون کاوش‌ها و مطالعۀ ویکتور ساریانیدی است.
از پایگاه باستان‌شناسی شهداد در شرق ایران آثاری بدست آمده که شباهت‌های زیادی با آثار بدست‌آمده از دلتای مُرغاب و دشت دشلی دارد. چند پایگاه (نظیر سیبری) و گور (بویژه مِهرگَرْهْ ۸ و داوده دمپ؟ (Dauda Damp)) در ایالت بلوچستان پاکستان، در غرب درۀ سند یافت شده‌اند که مشابهت زیادی با یافته‌های کاوش‌شده از افغانستان، ترکمنستان، و ازبکستان دارند. اشیاء بیشماری شامل اقلام طلایی نیز بطور تصادفی در طی عملیات ساختمانی در کویته پاکستان پیدا شده‌اند. این گنجینه تحت عنوان «گنجینه کویته» نام گرفته است. اسکلتی نیز در همان گودال یافت شده، که نشان می‌داد آنجا یک گورستان بوده‌است. بهمین خاطر این گنجینه از اشیای گورستان تشکیل شده بود که پس از مقایسه کردن با آثار کاوش‌شده از گورهای مهرگره ۸، متعلق به مجموعۀ فرهنگی (تمدن) یکسانی که قبلا ذکر شد بودند.


نگارۀ ۴: یک تبر با نقوشی از عقاب و حیوانات، بدست آمده از حوزۀ تمدن آمودریا، هزاره‌های سوم و دوم پیش از میلاد.
بعدها مشاهده شد که مجموعه‌ای از اشیاء سنگی - "گُرزها"، لوح‌های حجاری‌شده، و ستون‌های کوچک - به همان شیوه در گورهایی واقع در حوزه‌ای که از ترکمنستان تا غرب درۀ سند، و بویژه در گورهای مهرگره ۸ و پایپاه گنجینۀ کویته گسترده بود، قرار داده شده بودند. اشیاء کاوش‌شده از این منطقه نیز مشابهت‌های زیادی را نشان می‌دادند. پیکره‌های سنگی، که اغلب از استاتیت و کلریت، ساخته شده بودند، و دست‌ها و چهره‌هایشان از سنگ مرمر سفید، و پوشاکشان شبیه کاوناکس (Kaunakes؛ دامن‌های پشمی) منطقۀ میان‌رودان (بین‌النهرین) بود (نگارۀ ۳)، چشمگیرترین آثار در میان اشیاء نمادین از این حوزۀ فرهنگی بودند. چندین نمونه از این نگاره‌ها در نمایشگاه "Afghanistan, une histoire millénaire/افغانستان، یک تاریخ هزاران ساله" قابل مشاهده بود. همین نقش در در اشیاء زیادی، شامل جعبه سرپوش‌دار (pyxis) از گونورتپه دیده می‌شود. بیان اینکه چه کسی در این نقوش ترسیم شده، مشکل است، نقوشی که تقریبا همیشه در بافت تدفینی (گورستان‌ها) دیده می‌شوند. حوزۀ پراکندگی این آثار بطور قطع بسیار گسترده است، که نمونه‌ای از آن در گنجینۀ کویته پیدا شده، حال آنکه در هَرَپه، شهری عمده در تمدن دره سند، قطعاتی از پوشش سر معمولا با این نوع پیکره‌ در لایه‌ای از حفریات متعلق به دورۀ سوم از همدن سند در اواخر هزارۀ سوم پیش از میلاد مرتبط هستند.
مُهرهای بدست‌آمده از این منطقه گستره‌ای وسیع از تِم‌ها و نمادها را نشان می‌دهند، که احتمالا بازتاب‌دهندۀ انگاره‌های مذهبی بوده، و مشابهت‌های زیادی با اشیاء همتای خود در ساحات باشتان‌شناسی در خاور میانه دارند . در میان آنها مُهرهای استوانه‌ای‌شکلی با مشابهت‌های با میان‌رودان و عیلام وجود دارند، و تفاوت آنها در کف مهر است. همتای دیگر آن در حدود شرقی این مجموعۀ فرهنگی در سرحد درۀ سند، بویژه در ساحۀ سیبری مشاهده شده است.
تمام این کشفیات جدید در ۳۰ سال اخیر، موجودیت فرهنگی گسترده و همگِنی (homogeneous) از مناطق مختلف در آسیای میانه و مناطق سرحدی بین ایران‌زمین و هند نشان داده‌اند. با آنکه این موجودیت ویژگی‌های خاص خود را دارد، تا اندازۀ زیادی نیز از گرایشات زیاد و متنوع دنیای خارج تاثیر پذیرفته است. افزون بر این، در کنار این یافته‌ها که از طریق کاوش‌های نظارت‌شده بدست آمده‌اند، اشیاء بیشمار قابل توجهی نیز موجود هستند، که از طریق کاوش‌های مخفی و غیرقانونی حفر شده و به بازارهای بین‌المللی هنر راه پیدا کرده‌اند و به کلکسیون‌های همگانی یا شخصی افزوده شده‌اند.
ظروف طلایی تپه فُلول - یافته‌هایی که مایۀ شگفتی بسیار شده - را می‌توان در بافت فرهنگی شناخته‌شده‌تری می‌توان درک کرد. ا
ین ظروف را می‌توان در فهرست طولانی اشیاء شامل کاسه‌های طلایی و نقره‌ای، برخی با درون‌مایه‌های هندسی همچون دو کاسۀ بدست‌آمده از تپه فُلول، و برخی شامل منظره‌های داستان‌وار از بلندی‌ها، گروه‌های شکار، و کار بر روی زمین‌ها، جای داد. نمایشگاه سال ۱۹۸۸ در موزیم گیمه (با عنوان "فرانسوی: Les cités oubliés de l.Indus"؛ "ترجمه: شهرهای فراموش‌شدۀ سند"، AFAA, cat. 1988) فرصتی برای دیدن اشیاء غنی بدست‌آمده از گورهای گنجینۀ کویته را فراهم می‌کرد. یکی از اشیاء به نمایش گذاشته‌شدهف یک جام برای نوشیدن با پایه‌ای از طلا بود. بر روی یک فریز (نواره‌ای مزین به نقوش برجسته) جانوران شکار تزئین داده شده بود، که کنده‎کاری‌های بر روی پوست آن دقیقا به شیوۀ یکسان با گاه‌های نر بر ظروف طلایی بدست‌آمده از تپه فُلول صورت گرفته بود.
اگرچه ظروف بدست‌آمده از تپه فُلول، همچون ظروف دیگر از این حوزۀ فرهنگی گسترده، دارای میژگی‌های هنر محلی هستند، اما آثاری از گرایشات خارجی را نیز نشان می‌دهند. پژوهشگران این گرایشات را بلافاصله پس از کشف آن دریافتند، بویژه در نقوش گاه‌های نر ریش‌دار که متمایل به درون‌مایه (تِم) شناخته‌شده در میان‌رودان است. نقش درختی بر روی یک کوه، که بر روی یک جام نوشیدنی از تپه فُلول ترسیم شده، و گُرازهای وحشی را نشان می‌دهد، را می‌توان با تزئینات بر روی مُهرهای بدست‌آمده از میان‌رودان مرتبط دانست. همین تِم بر روی یک ظرف نقره‌ای بدست‌آمده از یگ گور در گونورتپه در ترکمنستان یلفت شده است. برخی از این حیوانات گوناگون ترسیم‌شده بر روی این ظف را می‌توان با همتای آن بر روی جام‌های بدست‌مده از تپه فُلول مقایسه کرد. در پشت این نقوش مناظر طبیعی از درخت‌های واقع بر روی کوه‌ها ترسیم شده‌اند.
پایگاه‌های باستان‌شناسی
در افغانستان (باختر باستان):
تپه فُلول (خوش‌تپه)، در ولایت بغلان
تپه دشلی، در ولایت جوزجان
در ترکمنستان (مرو باستان):
آلتین‌تپه (Altyn-depe)
تپه توگولوک (Togolok-depe)
تپه گونور (Gonur-depe)
تپه نمازگا (Namazga-depe)
در ازبکستان (باختر باستان):
تپه سپالی (Sappalitepa)
جَرکوتَن (Djarkutan/دیارخُتَن؟)
آسیای میانه در عصر بُرُنز



نگارۀ ۵: نقشهٔ مهاجرت‌های هندواروپائیان در حدود شش تا سه هزار سال پیش از دیدگاه مُدل کورگان (Kurgan)
در دورۀ نوسنگی، در حدود ۷۰۰۰ سال پیش از میلاد، دهقانان و چوپانانی در جلگه‌های حاصلخیز پیرامون هندوکُش زندگی می‌کردند. این مردمان صنعت ابتدائی خانه‌سازی با خشت خام و سفالگری را با خود بهمراه آوردند و از فروش لاجورد (Lapis lazuli) که در سواحل و بستر رودخانه‌ها می‌یافتند و تجارت آن به کشورهای اولیه باختری از طریق فلات ایران و میان‌رودان (بین‌النهرین) ثروتمند می‌شدند.
فرهنگ عصر بُرُنز اولیه در آسیای میانه و شمال و شرق افغانستان ظهور کرد. نخستین شواهد واقعی شهری‌سازی در تپهٔ دِه‌مُراسی (پشتو: دِه‌مُراسی غوندَی) و موندیگک (در نزدیکی قندهار امروزی) پدیدار گشت، که پایتخت‌های محلی تمدن دره سند بودند. اقتصاد بر اساس گندم، جو، دامداری و معدن‌کاری استوار بود. سنگ لاجوَرد (لاتین: Lapis lazuli) که در گورهای پادشاهان اور در جنوب عراق، پیرامون ۲۵۰۰-۲۶۰۰ پیش از میلاد، بکار رفته بود از بدخشان در شمال‌شرق افغانستان (بویژه از معدن سرِ سنگ) در همان دوره استخراج شده بود. همچنین شبکهٔ راه زمینی بازرگانی دوربردی با میان‌رودان (بین‌النهرین) و مصر ایجاد شده بود.
مهاجرت آریایی‌ها و تمدن آمودریا
بعد از ۲۴۰۰ پیش از میلاد، رشد جوامع شهرنشین در آسیای میانه به‌شدت کاهش پیدا کرد. در طی یک مدت‌زمان ۳۰۰ ساله، هیچکدام از مراکز عمده‌ای که در نیمهٔ اول هزارهٔ سوم پیش از میلاد بوجود آمده بودند، دیگر دارای باشنده نبودند. دلایل دقیق برای این «فروپاشی مدنی» همچنان یک راز مانده‌است. با اینحال در اواخر هزارهٔ سوم پیش از میلاد، در شمال افغانستان و جنوب ترکمنستان و ازبکستان، مجموعه‌ای از وقایع منجر به ظهور شهرها و زیستگاه‌هایی شد که از آن پس می‌رفت تا تأثیر عمده‌ای برجای بگذارد.
شمار زیادی از مهاجمان و مهاجران کوچ‌نشین، مردمان دامدار بدون شهر که سوار بر اسب و یا با گردونه‌ها (وسایط نقلی چرخ‌دار) سفر می‌کردند، و از قبل بنام آریایی‌ها (برگرفته از واژهٔ سانسکریت، به معنای «مردمان نجیب و شریف») شناخته می‌شدند، از منطقهٔ دریای مازندران به‌سوی جنوب مهاجرت کرده و از آمودریا (Oxus) گذشته و طی اوایل هزارهٔ دوم (حدود ۱۷۰۰ پیش از میلاد) وارد افغانستان امروزی شدند.
با رشد و رونق کشتزارها و روستاها این مردمان بتدریج شیوه‌های ابتدائی آبیاری را ابداع کردند که به آن‌ها اجازه می‌داد تا به کشت غلات در دشت‌های شمالی افغانستان روی آورند. این مناطق شمالی همان سرزمین باختر است که بعدها در نوشته‌های غربی بنام «باکتریا» (Bactria) یاد می‌شود. در سرزمین باختر مجموعه‌ای از واحه‌های مصنوعی دلتامانند توسط سیستم‌های گسترده آبیاری در ۴۰۰۰ سال پیش پدید آمد. باشندگان این آبادی‌ها زیستگاهایشان را در برابر مهاجمان مستحکم می‌کردند. شیوهٔ معماری که امروزه هنوز در شمال افغانستان مورد استفاده‌است. می‌نماید که فرهنگ این مردمان باشنده در واحه‌ها با فرهنگ همسایگان میان‌رودانیشان مشترکاتی داشته، از قبیل: صنعتگری هنرمندانه، وجود طبقهٔ نخبگان و رسوم همگانی پیچیده.
با این وجود، بدلیل فقدان خط و نوشتار در این تمدن، نام بومی تمدن آن‌ها مشخص نیست. محققان امروزه این تمدن گمنام را «مجموعهٔ باستان‌شناسیِ باختر-مرو» (BMAC)، یا «تمدن آمودریا» (Oxus Civilization) می‌نامند. گنجینهٔ تپه فُلول در شمال افغانستان آثار بجای مانده از این تمدن است و نشان می‌دهد که مردم افغانستان در عصر بُرُنز در تجارت جهانی آن زمان سهیم بودند.


نگارۀ ۶: سردیسی گِلی و مرمری رنگ‌آمیزی‌شده از یک موبد زرتشتیِ باختری با جامۀ سر متداول در سرزمین باستانی باختر، تخت سنگین در تاجیکستان در نزدیکی سرحد با افغانستان (همان سرزمین باستانی باختر)، سده‌های سوم و دوم پیش از میلاد.
هیچ گونه آثار هم‌عصر با سفر آریایی‌ها یافت نشده‌است. اما نظر به افسانه‌ها، آریایی‌ها همزمان با مهاجرتشان سروده‌هایی سروده‌اند که دهان به دهان از یک نسل از موبدان (روحانیون) به نسلی دیگر منتقل می‌شده تا اینکه در حدود ۱۲۰۰ پیش از میلاد، زمانی که این سروده‌ها در مجموعه‌ای چند جلدی جمع‌آوری شد که بنام ریگ‌وِدا (۱۱۰۰-۱۷۰۰ ق.م.) مشهور است. این نوشته‌ها، راجع به قومی هستند، که قرن‌ها پیش از آن، از هندوکش برخاسته و در ۱۵۰۰ پیش از میلاد از رود کوبها، یا رود کابل، گذشتتند و بدین‌ترتیب تقریبا می‌توان سفر این کوچ‌نشینان را که وسعت آسیای میانه را پشت سر می‌گذاشتند، تجسم کرد.
اقوام آریایی از آسیای میانه (مهاجرت آریایی‌ها) به شمال و غرب افغانستان رسیدند؛ برخی از آنها در این مناطق مستقر شدند و بقیه بطرف شرق بسوی شمال هند و غرب بسوی فلات ایران رهسپار شدند. شواهد نخستین زیستگاه کوچ‌نشینان عصر آهن در آق‌کُپرُک ۴ (Aq Kupruk IV) یافت شده‌است. مردمان آریایی به شکل قبیله‌های کوچک در مناطق شرقی فلات ایران (شامل افغانستان امروزی)، در مغرب فلات پامیر و در شمال کوه‌های هندوکش می‌زیستند. اینان زبان و آداب و رسوم مشترکی داشتند. در دوران باستان، اقوام هندی و ایرانی (آنان که به زبان‌های هندوایرانی سخن می‌گفتند) خود را «آریایی» می‌نامیدند. نمونهٔ این اشاره‌ها را می‌توان در اوستا، سنگ‌نبشته‌های هخامنشی و متن‌های کهن هندو (مانند ریگ‌ودا) دید. مهاجرت آریائیان به فلات ایران یک مهاجرت تدریجی بوده و در دوره‌های مختلفی صورت گرفته‌است که در پایان دوران نوسنگی (۷۰۰۰ سال پ. م.) آغاز شد و تا ۴۰۰۰ پ. م. ادامه داشته‌است.
تمدن آمودریا در فاصله زمانی ۲۲۰۰ پیش از میلاد تا ۱۸۰۰ پیش از میلاد به سرزمین‌های شرقی گسترش می‌یابد و به کرانه‌های غربی رود سند رسیده و تمدن دره سند آنجا را منقرض می‌کند. گمان می‌رود، با افزایش تعداد اعضا، این مردمان ناچار به مهاجرت شدند و به نواحی شرق و غرب و جنوب سرزمین اصلی خود کوچ کردند. دلیل اصلی مهاجرت آنها مشخص نیست، اما به نظر می‌رسد دشوار شدن شرایط آب و هوایی و کمبود چراگاه‌ها، از دلایل آن باشد.
پیرامون ۱۱۰۰-۱۷۰۰ پیش از میلاد: ریگ‌وِدا یکی از کهن‌ترین متون شناخته‌شده به یک زبان هندواروپایی، در دوره ودایی که ایرانیان و هندیان با هم می‌زیستند، در سَپته سِندو (Sapta Sindhu) (سرزمین هفت رود)، که احتمالا پنجاب یا درهٔ کابل باشد، نگاشته شد.
پیرامون ۱۳۵۰ پیش از میلاد: مهاجرت دسته‌هایی از اقوام ایرانی از مجموعهٔ باستان‌شناسیِ باختر-مرو (BMAC) به‌سوی فلات ایران و غرب ایران.
پیرامون ۱۱۰۰-۵۵۰ پیش از میلاد: زرتشت یک آیین یکتاپرستی - مَزدَیَسنا - را در بلخ (Bactra) معرفی می‌کند که در سرتاسر فلات ایران منتشر می‌شود. از دیدگاه افسانوی (که در شاهنامه فردوسی در حدود سال ۱۰۰۰ میلادی آمده)، زرتشت در بلخ بدست یک تورانی بقتل می‌رسد. تورانیان یکی از چندین اقوام کوچ‌نشینی هستند که بین سال‌های ۱۱۰۰ و ۵۵۰ پیش از میلاد به شمال افغانستان یورش آوردند، یا در آنجا ماندند و یا از آنجا گذر کردند. (تاریخ دقیق زندگی زرتشت در بین محققان مورد بحث است و از حدود ۱۲۰۰ تا حدود ۶۰۰ پیش از میلاد تخمین زده می‌شود.)
تمدن آمودریا و ارتباط آن با تمدن درۀ سند



نگارۀ ۷: گسترۀ تمدن درۀ سند
(فرهنگ دراویدی)
همانطور که در بالا اشاره شد، مجموعۀ تمدن آمودریا در طی فاصلۀ زمانی ۲۲۰۰ تا ۱۸۰۰ پیش از میلاد به سوی شرق تا کرانۀ غربی درۀ سِند (Indus Valley) گسترده شد. (Jarrige and Hassan 1989) همچنین امروزه معلوم شده‌است که آثار باستانی همچون مُهرهای استوانه‌ای‌شکل، انواع اسلحه‌جات، و اشیاء فلزی، که اغلب "غیر محلی" خوانده می‌شوند، و در شهرهای تمدن دره سند کشف شده‌اند، می‌توانند با این تمدن آمودریا که قبلا ناشناخته بوده در ارتباط باشند. پرسش‌هایی در رابطه با تماس‌های بین تمدن درۀ سند و تمد آمودریا ایجاد می‌شود. کاوش‌های باستان‌شناسی در نوشهرو، که در نزدیکی مِهرگَرْهْ و در کناره‌های درۀ سند واقع است، بر این معما روشنی می‌افکند. پس از دورۀ نخست از تمدن درۀ سند، که پیشینۀ آن به نیمۀ اول هزارۀ سوم پیش از میلاد می‌رسد، نوشهرو طی فاصله‌های زمانی دوم، سوم و چهارم رشد کرده و مدنیتی در آن شکل گرفت، که بخشی از تمدن سند بوده است. هرچقدر، عناصری جدید در مرحلۀ آغازین دورۀ چهارم، که پیشینۀ آن به حدود ۲۲۰۰ پیش از میلاد می‌رسد، نیز با تمدن آمودریا در ارتباط است. این یافته‌ها از لایه‌های زمین بدست‌آمده‌اند که آثار مربوط به تمدن درۀ سند را آشکار می‌سازند. قابل توجه است که دورۀ چهارم نوشهرو معاصر است با دورۀ اصلی سوم از تمدن سند، با پیشینه‌ای حدود ۲۲۰۰ تا ۱۸۰۰ پیش از میلاد، دوره‌ای که اوج رشد مدنی و اقتصادی شهرهای سند همچون موهن‌جو دارو و هَرَپه بوده‌است.
پیدایش آثار باستانی در نوشهرو و مهرگره و دیگر ساحات و مشابهت آن با آثار تمدن آمودریا قبلا یاد شد، اما این آثار را می‌توان با ویژگی‌های تمدن سند نیز در ارتباط دانست. به این دلیل، می‌توان گفت که بطور واضح این دو گروه با سابقۀ فرهنگی متفاوت، در سرحد غربی درۀ سند، بین ۲۲۰۰ تا ۱۹۰۰ پیش از میلاد با یکدیگر در صلح زندگی می‌کردند. به فاصله دوری از درۀ سند، در گونورتپه در ترکمنستان، ساریانیدی یک مُهر استوانه‌ای‌شکل از نوع میان‌رودانی و به سبک اور ۳ را کشف کرد که متعلق به اواخر هزارۀ سوم پیش از میلاد است. ساریانیدی در همین ساحۀ باستانی یک مُهر با نگاره‌ای از یک فیل در قسمت پایین کتیبۀ تمدن سند را کشف کرد.
چنین افزایشی در داده‌های باستان‌شناسی موجود، به دانشمندان کمک می‌کند تا روش‌های مختلف تماس بین گروه‌های مرتبط با تمدن آمودریا - که نخست با کشف ظروف طلایی در تپه فُلول در افغانستان آشکار شد - و باشندگان شهرهای تمدن سند را مطالعه نمایند. باستان‌شناسانی که کاوش‌های عمده را در نیمۀ اول سدۀ بیستم میلادی در آنچه که امروز پاکستان نامیده می‌شود مدیریت می‌کردند، گستردگی مدنیت (شهرنشینی) در تمدن سند، توانایی‌های اداری آنان، و بطور آشکار رونق اقتصادی آنان را دریافتند. بزودی در بین بسیاری از کارشناسان این باور شکل گرفت که این تمدن بین ۲۵۰۰ و ۱۸۰۰ پیش از میلاد گرایشات سنت‌گرای محکمی داشته که هیچگونه تحول و گرایشات خارجی را نمی‌پذیرفته است. اما برخی از تحقیقات اخیر، بویژه در نوشهرو و همچنین مطالعات مجدد یک تیم امریکایی در حفریات هرپه بطور واضح این حقیقت را آشکار ساخت که تمدن سند، مسلما، در طول زمان تحول پذیرفته است. این حفریات ارزنده در کل محدود به لایه‌های بالایی در معرض دید می‌شدند. امروزه دانشمندان شناخت بهتری از استراتژی ساحه‌های تمدن سند دارند، آنها می‌دانند که شهرهایی چون موهن‌جو دارو و هرپه که در طی کاوش‌های بزرگ در نیمۀ اول سدۀ بیستم کشف شده‌اند، تنها در عصر اصلی سوم از تمدن سند، بین حدود ۲۲۰۰ و ۱۹۰۰ پیش از میلاد به یک کلان‌شهر (metropolis) رشد کرده‌بودند. این یافته‌های اخیر، که نشان می‌دهند که دوره‌های متوالی تمدن سند با تغییرات مهمی توام بودند، راهی را برای پژوهش بر روی عوامل درونی و بیرونی، از قبیل تمدن آمودریا، که نقش اساسی در تحول تمدن سند داشته، باز می‌کند.
جستارهای وابسته

باختر
مرو
آمودریا
عصر برنز
پانویس

↑ Sarianidi 1998, 2002.
↑ گزارش هشت فصل بررسی و کاوش در شهداد(کویر لوت) ۱۳۴۷ -۱۳۵۶ شمسی، مؤلف: شادروان علی حاکمی، ناشر: پژوهشگاه سازمان میراث­فرهنگی، صنایع­دستی و گردشگری، پژوهشکده باستان­شناسی، ۱۹۹۷
↑ ۳٫۰ ۳٫۱ C. Jarrige et al. 1995
↑ Jarrige and Hassan 1989
↑ cat. RMN 2002, figs, 11-8
↑ Meadow, lecture to the Académie des Inscriptions et Belles-Letters 2005
↑ Francfort 2005
↑ Francfort 2003, Francfort 2005a
↑ Jarrige 1988, 115; Jarrige and Hassan 1989, figs. 6 & 7
↑ ۱۰٫۰ ۱۰٫۱ Francfort 2005b
↑ ۱۱٫۰ ۱۱٫۱ Hiebert, F. , Cambon, P. , ۲۰۰۸, AFGHANISTAN Hidden Treasures from the National Museum, Kabul, page 58, Washington, National Geographic, ISBN ۹۷۸-۱--۴۲۶۲-۰۲۹۵-۷
↑ ایرانیکا، سرواژهٔ "ARYANS"، نوشتهٔ رودیگر اشمیت (R. Schmitt)
↑ CHRONOLOGY OF IRANIAN HISTORY PART 1, Encyclopaedia Iranica
↑ Jarrige and Quivron 1999
↑ Hiebert, F., Cambon, P., AFGHANISTAN Hidden Treasures from the National Museum, Kabul, pp. 73-75
منابع

«تمدن آمودریا» ‎(فارسی)‎. دانشنامه آریانا. بازبینی‌شده در ‏۲۶ آوریل ۲۰۱۱.
Hiebert, F. T.. Origins of the Bronze Age Oasis Civilization of Central Asia. انتشارات دانشگاه هاروارد, ۱۹۹۴. ISBN 0-87365-545-1.
Sarianidi, V. I.. Bactria: An ancient oasis civilization from the sands of Afghanistan. ونیز: Erizzo, ۱۹۹۵. ISBN 88-7077-025-7.
A. H. Dani, V. M. Masson. History of Civilizations of Central Asia, Volume I: The dawn of civilization: earliest times to 700 B.B.,. چاپ فرانسه. UNESCO Publishing), ۱۹۹۲. 356-283. ISBN 92-3-102719-0.
فردریک هیبرت (.Hiebert, F)، پییِر کَمبون (.Cambon, P). گنجینهٔ پنهان افغانستان از موزیم ملی، کابل (AFGHANISTAN Hidden Treasures from the National Museum, Kabul). واشنگتن: غرافیای ملی (National Geographic), ۲۰۰۸. ISBN 978-1-4262-0295-7.
وارویک بال (Warwick Ball). فهرست پایگاه‌های باستان‌شناسیِ افغانستان (عنوان فرانسوی: Catalogue des sites archeologiques dAfghanistan/عنوان انگلیسی: Archaeological gazetteer of Afghanistan). پاریس: انتشارات پژوهش در تمدن‌ها (Editions Recherche sur les civilisations), ۱۹۸۲. ISBN 2-86538-040-8.
رده‌ها: تمدن آمودریاآثار تاریخی ازبکستان آثار تاریخی افغانستان آثار تاریخی تاجیکست انآثار تاریخی ترکمنستان آسیای میانه آمودریاایران باستان باخترباستان‌شناسی افغانستان باستان‌شناسی ایران پایگاه‌های باستان‌شناسی افغانستان تاریخ افغانستانتاریخ ترکمنستان تخارستان تمدن‌های باستانی عصر برنزمردمان هندوایرانی مرو هندواروپایی

قس ترکی استابولی

Baktria- Margiyana Arkeoloji Bölgesi (veya BMAB, aynı zamanda Oxus uygarlığı olarak da bilinmektedir.) günümüzde Türkmenistan, kuzey Afganistan, güney Özbekistan ve batı Tacikistanda ve Seyhun (Oxus) ırmağının üst kısımlarını kapsayan, MÖ 2200–1700 tarihleri arasında varolan, Orta Asyanın Tunç Çağı kültürü için yapılan modern bir arkeolojik tanımlamadır. Yerleşim yerlerinin keşfi ve isimlendirmeleri Sovyet arkeolog Viktor Sarianidi tarafından (1976) yapıldı. Baktria bugün Afganistanda bulunan Baktra denilen bölgenin Yunanca adıydı ve Margiyana bugün Türkmenistandaki Merv şhrinin başkanti olduğu Pers satraplığı Margunun Yunanca adıydı.
İleri okuma



BMAC büst, MÖ 3.binyıl sonu 2.binyıl başı.
The Quest for the Origins of Vedic Culture: The Indo-Aryan Migration Debate. ISBN 0-19-516947-6.
CNRS, Larchéologie de la Bactriane ancienne. Paris: Editions du Centre National de la Recherche Scientifique, 1985
Fussman, G.; Kellens, J.; Francfort, H.-P.; Tremblay, X.: Aryas, Aryens et Iraniens en Asie Centrale. (2005) Institut Civilisation Indienne ISBN 2-86803-072-6
J. P. Mallory, "BMAC", Encyclopedia of Indo-European Culture, Fitzroy Dearborn, 1997 EIEC.
Lubotsky, A., "Indo-Iranian substratum" in Early Contacts between Uralic and Indo-European, ed. Carpelan et al., Helsinki (2001).
Sarianidi, V. I., Preface, in F.T. Hiebert, Origins of the Bronze Age Oasis Civilization of Central Asia, Peabody Museum, Harvard University, 1994 ISBN 0-87365-545-1
Sarianidi, V. I., "Soviet Excavations in Bactria: The Bronze Age," in G. Ligabue and S. Salvatori, editors, Bactria: An ancient oasis civilization from the sands of Afghanistan, Venice, 1990
Forizs, L. Apâm. Napât, Dîrghatamas and the Construction of the Brick Altar. Analysis of RV 1.143 (pdf, 386 kB), paper read at the Vedic Panel of the 12th World Sanskrit Conference, Motilal Banarsidass, 2007 (in preparation)
Dış bağlantılar

Adji Kui, Gonur Tepe findings
Dîrghatamas - An Application of the Generalization of Witzels Grid (pdf, 706 kB)
Kategoriler: Afganistan tarihiİran tarihiPakistan tarihiArkeolojik kültürlerTunç Çağı sitleri

قس چینی
巴克特里亞·馬爾吉阿納文明區(英語:Bactria–Margiana Archaeological Complex)又稱阿克瑟斯文明(英語:Oxus civilization)是現代考古學對公元前2300年至公元前1700年一個中亞青銅時代文明的命名。該文明體位於現今土庫曼斯坦、阿富汗北部、伊朗東北部、烏茲別克南部及塔吉克斯坦西部,以阿姆河(又稱阿克瑟斯)為核心。巴克特里亞·馬爾吉阿納文明體的遺址是由蘇聯考古學家維克托·薩瑞阿尼迪(Viktor Sarianidi)在1976年發現,並予以命名。巴克特里亞是巴克特拉地區(今巴爾赫)的希臘語名稱,位於現今阿富汗北部,而馬爾吉阿納則是馬爾古(Margu)的希臘語名稱,即是今土庫曼斯坦首都梅爾夫一帶。
1970年代往後,薩瑞阿尼迪在各個遺址上發現了大量被圍牆和閘門保護的紀念建築物。在蘇聯解體前,關於巴克特里亞·馬爾吉阿納文明體的報告大部分都局限在蘇聯的刊物裡,在1990年代薩瑞阿尼迪的作品開始被翻譯成各種語言之前,西方對於這個發現可以說是一無所知。
目录
起源



現代中東地圖上阿爾丁特佩及其他伊尼歐利希克時代遺址(哈拉帕和摩漢喬達羅)的位置。
在科佩特山脈水源豐富的北麓上發現的考古證據表明該處曾經是新石器時代人類的聚居地。在傑頓,泥磚屋已在公元前6000年出現,該處的農民飼養馴化的山羊和綿羊,種植小麥和大麥,這些動物和農作物全部都是源自西南亞。在新石器時代晚期的遺址查基里特佩,農民大量種植適合在乾旱環境灌溉的作物,如冬小麥,這種作物在紅銅時代(即前4300年—前3200年)相當普遍。
在紅銅時代,這個地區的人口滋長。1946年,瓦迪姆·米哈伊洛維奇·馬森領導對土庫曼斯坦南部的一次考古發現當時人們從伊朗中部遷至此處的跡象,將冶金技術和其他的發明帶到這裡,遷入的人們很快便融入傑頓的原居民。與此相比,2010年對莫朱克里特佩的一次考古卻發現新石器時代晚期與紅銅時代初期之間出現了驟變。
紅銅時代的聚居地在卡拉特佩和那摩扎特佩湧現,阿瑙、達殊里吉及耶斯特佩也有較小型的聚居地,東至吉奧克修爾地區也有類似的聚居地。約公元前3500年,在一向統一的文化當中,陶器制造開始出現了兩種不同的風格:西方(阿瑙、卡拉特佩及那摩扎特佩)色彩鮮艷的風格及東方(阿爾丁特佩及吉奧克修爾)的樸素風格,這反映出兩個部落的形成。到公元前3000年,吉奧克修爾的居民遷往穆爾加布河三角洲,並在該處組成了細小、散落的村落,甚至在更東面的中亞河中地區澤拉夫善河谷亦見其蹤影,樸素的陶器在這兩個地區較為流行。在中亞河中地區,他們在片治肯特附近的薩拉子目定居,伊朗東南部的沙赫爾蘇克泰赫(Shahr-i Shōkhta)也發現了阿爾丁特佩及吉奧克修爾風格的陶器,因此可知伊朗、土庫曼斯坦及阿富汗都散落著一些農村。
物質文化



阿爾丁特佩發現的金屬牛頭。
巴克特里亞·馬爾吉阿納文明體的居民不是遊牧民族,他們灌溉種植小麥和大麥。他們宏偉的物質文化諸如紀念建築物、青銅制品、制陶及次等的珠寶展示了這個文明的特徵。巴克特里亞·馬爾吉阿納文明體可以與阿富汗西部的赫爾曼德、伊朗東部的沙赫爾蘇克泰赫及印度河谷的哈拉帕和摩漢喬達羅文明作出比較。
薩瑞阿尼迪將哥諾爾視為巴克特里亞·馬爾吉阿納文明體在青銅時代的首都。位於哥諾爾北部的宮廷面積達150米乘140米、托戈洛克的聖殿面積達140米乘100米、克勒里的堡壘面積達125米乘125米、阿吉一個地方統治者的宅邸面積達25米乘25米,這些巨大的建築物都已經被發掘出來。它們全部都有圍牆、閘門及扶壁的保護,至於如何將建築物歸類為宮廷或聖殿則仍未得到確切的答案。學者馬洛里指出,哥諾爾及托戈洛克等地的防禦性建築物類似一種名為加拉的要塞,要塞的形狀或呈圓形或呈長方形,三面都有圍牆包圍,要塞內有民居、工坊及聖殿。
在吉奧克修爾還發現了大規模的灌溉系統。
在阿爾丁特佩發現的兩輪推車原型是中亞有輪運輸最早的完整證據,來自公元前3000年,车轮的原型可能來自更早期。從挽具的種類推斷,推車最初由閹牛或公牛推動,但駱駝在巴克特里亞·馬爾吉阿納文明體被廣泛地馴養。在阿爾丁特佩還發現了由駱駝拖行的推車原型。
2000年在土庫曼斯坦阿瑙發現的細小石頭印章印上了幾何圖案,使一些人認為巴克特里亞·馬爾吉阿納文明體已發展出文字,因此也可以被視為文化文明。印章上五個醒目的標記類似中國的印章文字,但是中國的印章文字始自公元前220年的秦代,而阿瑙的印章圖案則來自公元前2300年。唯一與阿瑙的印章圖案相符的是來自泥雅(今民豐縣)的一個印章,其形狀幾乎完全一致,因此該印章被認為是來自西漢。
與其他文化的相互影響

一些來自巴克特里亞·馬爾吉阿納文明體的物料在印度河流域文明、伊朗高原及波斯灣被發現。巴克特里亞·馬爾吉阿納文明體遺跡的發現為貿易和文化的交流提供了更多的證據,包括在哥諾爾發現的一個埃蘭式圓筒印章及一個刻有一隻大象和印度文字的印章。阿爾丁特佩與印度河流域之間的關係似乎比較強。阿富汗北部阿姆河河岸的肖土蓋可能是一個貿易站。
公元前2000年,有證據指出巴克特里亞·馬爾吉阿納文明體與北面的歐亞草原的接觸加強。匯入鹹海的阿姆河河水被人們用來灌溉農作物,與安德羅諾沃文化的遊牧民族相似。有人推測這些民族在與巴克特里亞·馬爾吉阿納文明體接觸後轉而從事農耕。每個村落都發展出各自的陶器和物件,受安德羅諾沃文化影響的陶器在巴克特里亞及馬爾吉阿納被廣泛使用。在塔吉克斯坦的高地上,庫爾干以陶土制造的墓地結合了巴克特里亞·馬爾吉阿納文明體及安德羅諾沃文化的元素。
語言

語言學家邁克爾·威策爾(Michael Witzel)和亞歷山大·盧波斯基指出,原始印度-伊朗語的一種語支貌似是巴克特里亞·馬爾吉阿納文明體的原始語言 。盧波斯基進一步指出巴克特里亞·馬爾吉阿納文明體所用的許多詞語借用了印度-雅利安語支的語言,因此它可能是吠陀梵語的語支。一些巴克特里亞·馬爾吉阿納文明體的詞彙同樣可在吐火羅語裡找到。邁克爾·威策爾又指出這些借用詞包括農業、村落、村莊生活、動植物、儀式和宗教的相關用語,證明了印伊語使用者的文化互滲。
與印歐人的關係

為了尋找與印歐人相關的事物,巴克特里亞·馬爾吉阿納文明體也吸引了這些人的注意,印歐語系族人是原始印歐人的分支。薩瑞阿尼迪認為巴克特里亞·馬爾吉阿納文明體是印歐人的文明,並形容這是伊朗東南部人類遷移的結果。巴克特里亞·馬爾吉阿納的用具可在蘇薩、沙赫達德及泰佩葉海亞找得到,但學者蘭貝格-卡爾洛夫斯基不認為這可以證明文明體是源自伊朗東南部,「類似的用具也可以在伊朗高原及阿拉伯半島的各個遺址裡找到」。
西方考古學家傾向於巴克特里亞·馬爾吉阿納文明體是新石器時代近東農民組成的文明,後來卻受到安德羅諾沃印歐人的滲透,他們在這裡發展出一種混合的文化,然後向南遷移至印度次大陸。考古學家詹姆斯·帕特里克·馬洛里(James Patrick Mallory) 稱:
“ 有人認為印歐人是從南部的伊朗草原移入巴克特里亞·馬爾吉阿納,那麼他們的草原文化必然會產生轉變。典型的草原陶器在巴克特里亞·馬爾吉阿納的遺址被發現,同樣的陶器也在伊朗、阿富汗、印度和巴基斯坦找到,這意味著他們在吸納了巴克特里亞·馬爾吉阿納文化之後的去向。 ”
不過,拉爾等著名的考古學家卻對巴克特里亞·馬爾吉阿納文明體與印歐人之間的關係提出了質疑。
其他的考古學家認為由於缺乏文獻記錄,巴克特里亞·馬爾吉阿納文明體的種族和語族都難以單從物質證據去定斷。
註腳

^ Noble(2003年),第57頁
^ West(2009年),第74頁
^ Sabahuddin(2008年),第24-25頁
^ 4.0 4.1 Sabahuddin(2008年),第25頁
^ Harris,Gosden & Charles(1996年),第423-442頁
^ Miller(1999年),第13-19頁
^ 7.0 7.1 7.2 7.3 Masson(1992年),第10章
^ Reinhard Bernbeck et al., A-II Spatial Effects of Technological Innovations and Changing Ways of Life, in Friederike Fless, Gerd Graßhoff, Michael Meyer (eds.), Reports of the Research Groups at the Topoi Plenary Session 2010, eTopoi: Journal for Ancient Studies, Special Volume 1 (2011)
^ Kohl(2007年),第186-187頁
^ 10.0 10.1 10.2 Lamberg-Karlovsky(2002年),第63-88頁
^ Mallory(1997年),第72頁
^ Kirtcho(2009年),第25-33頁
^ Colarusso(2002年),第35-47頁
^ Kohl(2007年),第196-199頁
^ 15.0 15.1 Anthony(2007年),第452-456頁
^ Witzel, Michael, Aryan and non-Aryan Names in Vedic India. Data for the linguistic situation, c. 1900-500 B.C.//Bronkhorst, J., Aryans and Non-Non-Aryans, Evidence, Interpretation and Ideology (PDF), Cambridge, Massachusetts. 1999: 337–404
^ Witzel, Michael. Linguistic Evidence for Cultural Exchange in Prehistoric Western Central Asia. Sino-Platonic Papers. 2003 (129).
^ Lubotsky, Alexander, The Indo-Iranian substratum//Carpelan, Christian, Early Contacts between Uralic and Indo-European: Linguistic and Archaeological considerations. Papers presented at an international symposium held at the Tvärminne Research Station of the University of Helsinki 8–10 January 1999 (PDF), Helsinki, Finland: Finno-Ugrian Society. 2001: 301–317
^ Michael Witzel, Linguistic Evidence for Cultural Exchange in Prehistoric Western Central Asia, Sino-Platonic Papers, no. 129 (December 2003).
^ Mallory(1997年),第73頁
^ Let not the 19th century paradigms continue to haunt us. Archaeology Online 04, 2011 (英文).
參考文獻

(英文)Noble, Vicki, The double goddess: women sharing power, Inner Traditions / Bear & Co. 2003, ISBN 1591430119
(英文)West, Barbara A., Encyclopedia of the Peoples of Asia and Oceania, 1, Infobase Publishing. 2009, ISBN 0816071098
(英文)Sabahuddin, Abdul, History of Afghanistan, Global Vision Publishing Ho. 2008, ISBN 8182202469
(英文)Harris, D.R.; Gosden, C.; Charles, M.P., Jeitun : Recent excavations at an early Neolithic site in Southern Turkmenistan, Proceedings of the Prehistoric Society, 62, Inst Of Archaeology Pub. 1996: 423-442
(英文)Miller, Naomi F., Agricultural development in western Central Asia in the Chalcolithic and Bronze Ages, Vegetation History and Archaeobotany. 1999: 13-19
(英文)Masson, V.M., The Bronze Age in Khorasan and Transoxiana//Dani, A.H.; Masson, Vadim Mikhaĭlovich, History of civilizations of Central Asia, 1. 1992
(英文)Kohl, Philip L., The making of bronze age Eurasia, Cambridge University Press. 2007, ISBN 052184780X
(英文)Lamberg-Karlovsky, C.C., Archaeology and Language: The Indo-Iranians, Current Anthropology, 43. 2002: 63-88
(英文)Mallory, J.P.Adams, D. Q., ., Encyclopedia of Indo-European Culture, Fitzroy Dearborn. 1997, ISBN 1884964982
(英文)Kirtcho, LB, Archaeology Ethnology and Anthropology of Eurasia, 37, Institute of Archaeology and Ethnography SB RAS Press. 2009
(英文)Colarusso, John, Remarks on the Anau and Niyä Seals, Sino-Platonic Papers, 124, Dept. of Oriental Studies, University of Pennsylvania. 2002
(英文)Anthony, David W., The horse, the wheel, and language: how Bronze-Age riders from the Eurasian steppes shaped the modern world, Princeton University Press. 2007, ISBN 0691058873
外部連結

關於古納爾泰佩考古遺址的文件
显示▼查 · 論 · 編
伊朗專題
查看条目评分
给本文评分
这是什么?
可信度
客观性
完整性
可读性
我非常了解与本主题相关的知识(可选)

提交评分
14个分类:伊朗歷史考古文化阿富汗考古遺址巴基斯坦考古遺址土庫曼斯坦考古遺址塔吉克斯坦考古遺址烏茲別克考古遺址阿富汗前伊斯蘭歷史土库曼斯坦历史印歐印歐語系文化百科全書青铜时代青銅時代遺址巴克特里亞


قس روسی

Бактрийско-Маргианский археологический комплекс (англ. Bactria–Margiana Archaeological Complex) — одна из цивилизаций бронзового века, которая существовала на территории восточного Туркменистана, южного Узбекистана, северного Афганистана и западного Таджикистана с XXIII по XVIII вв. до н. э. — в одно время с Индской цивилизацией в Пакистане и Древневавилонским царством в Междуречье.
Содержание
Теория Сарианиди

С тезисом о существовании такой цивилизации выступил в 1976 г. советско-греческий археолог Виктор Сарианиди. По его мнению, основными центрами цивилизации были Намазга-Тепе и Алтын-Депе в современном Туркменистане. Не исключено, что ядро цивилизации расположено на территории Афганистана либо Белуджистана, вследствие политической нестабильности недоступной для археологических исследований. В связи с этим название археологической культуры в научных публикациях колеблется — среди прочих, предлагаются термины «оксианская цивилизация», «цивилизация оазисов» и «бактрийско-маргианская культура».
Характеристики



Археологические культуры, обычно связываемые с миграцией индоиранских народов (согласно Encyclopedia of Indo-European Cultures). Чаще всего с данными народами связывают Андроновскую, Маргианскую и Язскую культуры. Культуры кладбища H, медных кладов, сватская (гандхарская) и серой расписной керамики чаще рассматриваются как потомки местных доиндоевропейских культур.
Раскопками Массона и Сарианиди вскрыты фундаменты грандиозных для своего времени (в том числе и фортификационных) сооружений в Намазга-Тепе, Алтын-Депе и ряде других мест. Характерны нерасписная гончарная посуда, двухъярусные гончарные горны, медные и бронзовые литые изделия (ножи, кинжалы, зеркала), глиняные модели повозок. Открыты остатки многокомнатных домов, разделённых узкими улочками. Высоко развитые керамика и ювелирное дело указывают на наличие в городах большого числа ремесленников. Печати и прочие артефакты, обнаруженные в ареале существования предполагаемой цивилизации, принадлежат к художественной системе, в корне отличной от цивилизаций Междуречья и долины Инда. Кроме того, пиктограммы на одной из печатей могут свидетельствовать о наличии в поселениях Маргианской цивилизации особой системы письменности.
Этнос и язык

Сам Сарианиди склонен считать носителей цивилизации индоиранцами и пытается найти соответствия археологическим реалиям в «Авесте» и «Ведах». Между тем в слоях маргианской цивилизации практически отсутствуют типичные для индоиранцев захоронения либо изображения лошадей, не имеется и свидетельств вооружённого вторжения с севера в Бактрию и Маргиану.
В связи с этим более вероятным представляется отнесение носителей цивилизации к доиндоевропейскому населению Средней Азии. Судя по всему, индоиранский этнос занимал территорию к северу от оазисов маргианской цивилизации и активно контактировал с её носителями (см. андроновская культура). Высказываются гипотезы о том, что носители цивилизации говорили на сино-кавказских, дравидских либо касситском языке.
Материала для определения языковой принадлежности древнемаргианского населения не сохранилось. Нет и свидетельств существования единой языковой общности на всей территории Бактрии и Маргианы. Не исключено, что носители маргианской цивилизации говорили на языке, близком к ныне изолированному бурушаски. Существует предположение о влиянии Джирофтской цивилизации на Бактрийско-Маргианскую культуру
Маргианские артефакты








Женщина в каунакесе







Примечания

↑ Бактрия // БРЭ. Т.2. М.,2005.
↑ Бактра // БРЭ. Т.2. М.,2005.
↑ Иссык // БРЭ. Т.12. М.,2008.
↑ Древние цивилизации Востока и степные племена в свете данных археологии
Литература

Бактрийско-Маргианский археологический комплекс на Викискладе?
Mallory, J. P. (1997). «BMAC». Encyclopedia of Indo-European Culture. London: Fitzroy Dearborn. ISBN 1-884964-98-2.
Sarianidi, V. I. (1994). «Preface», in Hiebert, F. T.: Origins of the Bronze Age Oasis Civilization of Central Asia. Cambridge: Harvard University Press. ISBN 0-87365-545-1.
См. также

Доисторическая Центральная Азия
Язская культура
Ссылки

Маргианская экспедиция. Статья заместителя руководителя экспедиции Виктора Сарианиди — Надежды Дубовой. Официальный сайт Всемирной Энциклопедии Путешествий
Категории: Археология в ТаджикистанеАрхеология в АфганистанеАрхеология в ТуркменииАрхеология в УзбекистанеАзия бронзового векаАрхеологические культуры АзииБактрия

قس انگلیسی

The Bactria–Margiana Archaeological Complex (or BMAC, also known as the Oxus civilization) is the modern archaeological designation for a Bronze Age civilisation of Central Asia, dated to ca. 2300–1700 BCE, located in present day northern Afghanistan, eastern Turkmenistan, southern Uzbekistan and western Tajikistan, centered on the upper Amu Darya (Oxus River). Its sites were discovered and named by the Soviet archaeologist Viktor Sarianidi (1976). Bactria was the Greek name for the area of Bactra (modern Balkh), in what is now northern Afghanistan, and Margiana was the Greek name for the Persian satrapy of Margu, the capital of which was Merv, in modern-day southeastern Turkmenistan.
Sarianidis excavations from the late 1970s onward revealed numerous monumental structures in many sites, fortified by impressive walls and gates. Reports on the BMAC were mostly confined to Soviet journals, until the last years of the Soviet Union, so the findings were largely unknown to the West until Sarianidis work began to be translated in the 1990s.
Contents
Origins



Altyn-Depe location on the modern Middle East map as well as location of other Eneolithic cultures (Harappa and Mohenjo-daro).
There is archaeological evidence of previous settlement in the well-watered northern foothills of the Kopet Dag from the Neolithic period. This region is dotted with the multi-period tells characteristic of the ancient Near East, similar to those south west of the Kopet Dag in the Gorgan Plain in Iran. At Jeitun (or Djeitun) mudbrick houses were first occupied c. 6000 cal. BCE. These farming people were herding domesticated goats and sheep and growing wheat and barley, all with origins in South-West Asia. Jeitun has given its name to the whole Neolithic of the northern foothills of the Kopet Dag. At the late Neolithic site of Chagylly Depe, farmers increasingly grew crops associated with irrigation in an arid environment, such as hexaploid bread wheat, which became predominant in the Chalcolithic.
During the Copper Age there was a growth of population in this region. Vadim Mikhaĭlovich Masson, who led the South Turkmenistan Complex Archaeological Expedition from 1946, sees signs of a movement from Central Iran at this time, bringing metallurgy and other innovations, but feels that the newcomers soon blended with the Jeitun farmers. By contrast a re-excavation of Monjukli Depe in 2010 found a distinct break in settlement history between the late Neolithic and early Chalcolithic eras there.
Major Chalcolithic settlements sprang up at Kara-Depe and Namazga-Depe. In addition there were smaller settlements at Anau, Dashlyji and Yassy-depe. Settlements similar to the early level at Anau also appeared further east - in the ancient Delta of the River Tedzen, the site of the Geoksiur Oasis. About 3500 BCE the cultural unity of the culture split into two pottery styles: colourful in the west (Anau, Kara-Depe and Namazga-Depe) and more austere in the east at Altyn-Depe and the Geoksiur Oasis settlements. This may reflect the formation of two tribal groups. Around 3000 BCE it seems that people from Geoksiur migrated into the Murghab Delta, where small, scattered settlements appeared, and reached further east into the Zerafshan Valley in Transoxiana. In both areas pottery typical of Geoksiur was in use. In Transoxiana they settled at Sarazm near Pendjikent. To the south the foundation layers of Shahr-i Shōkhta on the bank of the Helmand River in south-eastern Iran contained pottery of the Altyn-Depe and Geoksiur type. Thus the farmers of Iran, Turkmenistan and Afghanistan were connected by a scattering of farming settlements.
In the Early Bronze Age the culture of the Kopet Dag oases and Altyn-Depe developed a proto-urban society. This corresponds to level IV at Namazga-Depe. Altyn-Depe was a major centre even then. Pottery was wheel-turned. Grapes were grown. The height of this urban development was reached in the Middle Bronze Age c. 2300 BCE, corresponding to level V at Namazga-Depe. It is this Bronze Age culture which has been given the BMAC name.
Material culture



Golden bulls head from Altyn-Depe.
The inhabitants of the BMAC were sedentary people who practised irrigation farming of wheat and barley. With their impressive material culture including monumental architecture, bronze tools, ceramics, and jewellery of semiprecious stones, the complex exhibits many of the hallmarks of civilization. The complex can be compared to proto-urban settlements in the Helmand basin at Mundigak in western Afghanistan and Shahr-i Shōkhta in eastern Iran, or at Harappa and Mohenjo-daro in the Indus Valley.
Sarianidi regards Gonur as the "capital" of the complex in Margiana throughout the Bronze Age. The palace of North Gonur measures 150 metres by 140 metres, the temple at Togolok 140 metres by 100 metres, the fort at Kelleli 3 125 metres by 125 metres, and the house of a local ruler at Adji Kui 25 metres by 25 metres. Each of these formidable structures has been extensively excavated. While they all have impressive fortification walls, gates, and buttresses, it is not always clear why one structure is identified as a temple and another as a palace. Mallory points out that the BMAC fortified settlements such as Gonur and Togolok resemble the qala, the type of fort known in this region in the historical period. They may be circular or rectangular and have up to three encircling wall. Within the forts are residential quarters, workshops and temples.
Extensive irrigation systems have been discovered at the Geoksiur Oasis.
Models of two-wheeled carts from c. 3000 BCE found at Altyn-Depe are the earliest complete evidence of wheeled transport in Central Asia, though model wheels have come from contexts possibly somewhat earlier. Judging by the type of harness, carts were initially pulled by oxen, or a bull. However camels were domesticated within the BMAC. A model of a cart drawn by a camel of c. 2200 BCE was found at Altyn-Depe.
The discovery of a single tiny stone seal (known as the "Anau seal") with geometric mark
... ادامه
1131 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
آواشناسی:
منبع: واژه‌نامه آزاد
معادل ابجد: 756
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
amu darya civilization
عربی
حضارة أمو داريا
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "تمدن آمودریا" به مفهوم یک تمدن باستانی در منطقه‌ی آمودریا (که معمولاً به عنوان یکی از نام‌های رود خانه‌ی آمو در آسیای مرکزی شناخته می‌شود) اشاره دارد. در نوشتن و نگارش این عبارت، برخی قواعد و نکات گرامری و نگارشی وجود دارد که باید به آنها توجه کرد:

  1. حروف بزرگ و کوچک: در زبان فارسی، نام‌های خاص مانند "تمدن" و "آمودریا" با حروف بزرگ آغاز می‌شوند. پس عبارت باید به صورت "تمدن آمودریا" نوشته شود.

  2. فاصله‌ها: بین کلمات باید از فاصله مناسب استفاده کرد. یعنی "تمدن" و "آمودریا" باید با یک فاصله از هم جدا شوند.

  3. نقطه‌گذاری: اگر این عبارت بخشی از یک جمله است، باید به قواعد نقطه‌گذاری توجه کرد. به عنوان مثال، اگر در انتهای جمله است، نقطه (.) باید گذاشته شود.

  4. سلیقه‌های نگارشی: برخی محققان و نویسندگان ممکن است بخواهند توضیحات بیشتری دربارهٔ "تمدن آمودریا" ارائه دهند. در این صورت، می‌توانند از نشانه‌هایی مانند ویرگول (،) و علامت سوال (?) استفاده کنند.

  5. معناشناسی: در نوشتارهای علمی یا تاریخی، بهتر است توضیح مختصری در مورد "تمدن آمودریا" داده شود تا خواننده بتواند بهتر با مفهوم آن آشنا شود.

به طور کلی، نوشتن "تمدن آمودریا" آسان است، اما با رعایت نکات نگارشی و زبانی می‌توان کیفیت نگارش را بالا برد.


500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری