جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: واژه Doctrine از واژه لاتینی Doctrina به معانی مکتب، آیین، اصول عقیده، سیاست، آموزه و نظریه آمده است. واژه دکترین در زبان یونانی بهمعنای درس گفتن و تعلیم دادن آمده است. دکترین یا آئین در اصطلاح به مجموعه اصول و عقاید دینی یا علمی یا فقهی که منسوب به یکی از دانشمندان و یا مکتب خاصی است، اطلاق میشود. از خصوصیات دکترین این است که اصول و عقاید آن با عمل توأم است و حقایق نظری محض نیست. بههمین جهت میگویند فرق بین دانش و دکترین این است که دانش؛ مشاهده و تبیین و تفسیر مینماید و دکترین حکم میکند و دستور میدهد و بهکار میبندد. دکترین در سیاست معمولاّ مجموعه اقدامات و خطمشی سیاسی یک دولتمرد است که دارای جنبه ابتکاری بوده و آثاری برجای میگذارد و مشابه اقدامات و سیاستهای دولتمردان دیگر نیست. در منطق، دکترین بر دو نوع آمده است؛ یکی برای کشف حقیقت بهکار میرود که آیین تحلیل یا اختراع نامیده میشود و دیگری بهکار انتقال این حقیقت به دیگران -پس از کشف آن- که به آیین ترکیب یا تعلیم مرسوم است. اصطلاح دکترین نخستینبار در زمان ریاستجمهوری جیمز مونروئه پنجمین رئیسجمهور آمریکا که از سال 1825-1817 بر آن کشور حکومت کرد، بهکار گرفته شد.
رابطه دکترین و سیاست بهطور کلی تمایلات مختلف سیاسی، سعی دارند از مجرای دکترینها، جامعهشناسی را بهسوی خود بکشند. بدین ترتیب هر دکترین جامعهشناسی به منظور یک عمل فوری بهوجود آمده است و وسیله وضع قانون محسوب میشود. در تدوین دکترین ابتدا باید تئوریها که عبارتاند از اندیشههای مجرد که ذهن آنها را قبول کرده و حقانیتشان را باور دارد ولی هنوز در جامعه به آنها عمل نمیشود، پذیرفته شوند و سپس از تئوریهایی که با دلایل تجربی قابل دفاع هستند تزها بهوجود آیند و آنگاه از مجموعه تزهای مختلف و اصول و مقررات که مورد قبول جامعه قرار گرفتهاند و بدان عمل میشود، دکترین بهوجود آید. بهعبارت دیگر پس از اعتقاد علمی و عملی کردن تئوریها، دکترین بهوجود میآید. گاه بعضی دکترینها که حقانیتشان از لحاظ علمی هنوز ثابت نشدهاند نیز در جوامعی پیاده میشوند مانند دکترین سوسیالیسم. بهقول گاستون بوتول (Gaston Bouthoul: 1896-1980): «بهطور مسلم نمیتوان از سیاست انتظار داشت که تا ایجاد یک علمالاجتماع کامل و دارای نتیجه عملی بیکار بماند (البته اگر امکان ایجاد چنین علمالاجتماعی را بپذیریم) زیرا عمل دارای الزامات فوری است و طبعا سیاست ناچار است از علوم سبقت بگیرد، بهخصوص که اغلب انقلابات سیاسی در تحریک و ایجاد اندیشههای جامعهشناسانه و پدید آمدن جنبشهای اساسی تفکر تأثیر داشته است.»
درونمایه دکترینها سازندگان دکترینها به میزان معینی گرایشهای روانی و تعارضهای درونی خود و اشتغالات و نیازهای جامعه خود را که از درون احساس میکنند را در اثر خویش بازتاب میدهند و بهعبارتی عناصر دکترینهایی که تدوین میکنند از همان جامعهای است که اینان نیازهای آن را بیان میدارند، اما تنها نقش بلندگو یا ثبت کننده این نیازها را ایفا نمیکنند، بلکه جامعه مصالح را برایشان فراهم میکند و سازندگان دکترین با آن مصالح، عمارتها را میسازند. مانند کار یک مهندس معمار. نبوغ شخصی و استعداد آنان برای ترکیب عوامل و عناصر موجود، اهمیت بسیاری دارد. بدین سبب است که ایدئولوژیهایی که اندیشمند درجه بالایی نداشتند تا اجزا را باهم تلفیق کند و از آن ساختار نیرومند و نظامی منسجم بسازند، زیان فراوان دیدهاند. مثلاً فاشیسم کسی در حد کارل مارکس (Karl Marx: 1818-1883) را کم داشت و این نقصان به توسعه آنها لطمه فراوان زد. زیرا دکترینها اگر بهدرستی منطبق با نیازهای اجتماعی باشند، در معرض نوعی "دریافت" توسط جامعه واقع میشوند.
واژههای مرتبط با دکترین 1. ایدئولوژی؛ از واژههای مرتبط و نزدیک به دکترین، ایدئولوژی را باید نام برد که در واقع مجموعههایی از دکترینها است که واقعیات را توضیح میدهند. ایدئولوژی یک تصور کامل و جامعی از جهان، از آنچه هست و آنچه باید باشد، در گذشته و حال و آینده میباشد. ایدلوژیها مجموعه افکار و پندارهای نسبتا سازمانیافتهای است که شیوههای عمل و روابط زندگی اجتماعی را برای پیروان خود معین میکند. ایدئولوژیها معمولا هر گونه بینش و طریقه عمل اجتماعی، خارج از چارچوب خود را باطل میشمارند. تفاوت دکترین با ایدئولوژی در این است که دکترین ضمانت اجرا ندارد ولی در آرا و عقاید اثر میگذارد و در دکترین اصول اعتقادی با تصورات ذهنی در میآمیزد. البته با توجه به معانی بسیار متعدد از واژه ایدئولوژی ضروری است که بین ایدئولوژی در معنای یک مفهوم عام و ایدئولوژی در مقام یک آموزه سیاسی تمایز قائل شویم. بههرحال این دو واژه دارای ارتباط بسیار زیادی هستند و گاهی در یک معنا نیز بهکار میروند که البته تنوع برداشتها از ایدئولوژی از علل آن میباشد. 2. مکتب؛ در بعضی ترجمهها دکترین بهمعنای مکتب هم آمده است که نباید آن را با واژه School به همین معنی یکی دانست. این کلمه برای گروهی از اندیشمندان بهکار میرود که تئوریها و نظریات مشابه هم دارند و برای تایید نظرات خود گرد هم میآیند. مانند مکتب شیکاگو یا مکتب فرانکفورت. معمولا هر مکتبی حول یک محور اندیشه اصلی و به همت بنیانگذار، تشکیل میشود و پیروانش اصول و ضوابط و نحوه تفکر آن را دنبال میکنند. در مکاتب جامعهشناسی بین مکتب و آیین (دکترین) یک ارتباط نامرئی وجود دارد. و چه بسیار مکاتب و دیدگاههایی که حاصل نظریههایی است که با ایدئولوژی و یا دکترین خاص ترکیب شده است و این امر طرح مساله رابطه سیاست و جامعهشناسی و چگونگی تأثیر ایدئولوژی بر نظریه اجتماعی را ضروری میسازد.
. آراستهخو، محمد؛ نقد و نگرش بر فرهنگ اصطلاحات علمی-اجتماعى، تهران، گستره، 1370، ص552. . تولستوی، لئون؛ هنر چیست؟، کاوه دهقان، تهران، امیرکبیر، 1352، ص47. . طلوعی، محمود؛ فرهنگ جامع سیاسی، تهران، علم و سخن، 1372، ص458. . لالاند، آندره؛ فرهنگ علمی و انتقادی فلسفه، علیرضا وثیق، تهران، فردوسی ایران، 1377، ص301. . صلیبا، جمیل؛ واژهنامه فلسفه و علوم اجتماعی، کاظم برگ نیسی و صادق سجادی، تهران، شرکت سهامی انتشار، 1370، ص10. . طلوعی، محمود؛ پیشین، ص458. . صلیبا، جمیل؛ پیشین، ص10. . طلوعی، محمود؛ پیشین، ص458. . بوتول، گاستون؛ جامعهشناسی، علی وکیلی، تهران، صفی علیشاه، 1347، ص100-99. . فرهیخته، شمسالدین، فرهنگ فرهیخته، تهران، زرین، 1377، ص408. . بوتول، گاستون؛ پیشین، ص99-100 . عقیده سیاسی در زمان فرمانروایی موسولینی در ایتالیا که نوعی دیکتاتوری است که پیروان آن بهکار بردن هر نوع وسیلهای را برای ایجاد فضای اختناق و از بین بردن مخالفان خود را مجاز میدانند. آنها دارای تعصبات قوی نژادی و قومی هستند و لیبراسیم و دموکراسی را قبول ندارند. . دوورژه، موریس؛ جامعهشناسی سیاسی، ابوالفضل قاضی شریعت پناهی، دادگستر، تهران، ص109-108. . شایانمهر، علیرضا؛ دایرةالمعارف تطبیقی علوم اجتماعی، کیهان، تهران، 1377، ج3، ص475. . همان، ص477. . همان، ص475. . وینر، فیلیپ؛ فرهنگ اندیشههای سیاسی، خشایار دیهیمی، تهران، نی، 1385، ص171. . شعارینژاد، علیاکبر، فرهنگ علوم رفتاری، تهران، امیرکبیر، 1375، ص124. . توسلی، غلامعباس؛ نظریههای جامعهشناسی، سمت، تهران، 1369، ص25. doctrine عقيدة، مذهب، تعاليم، فقه، معتقد، معقد doktrin doctrine lehre doctrina dottrina
کلمه "دکترین" یک واژه خارجی است که معمولاً در مفاهیمی مانند نظریه، اصول یا نگرشها در علوم مختلف به کار میرود. در قواعد فارسی و نگارشی به نکات زیر توجه کنید:
نقلقول و اعتبار بخشی: هنگامی که از این واژه استفاده میکنید، میتوانید به منابع معتبر اشاره کنید تا مفهومی که ارائه میدهید، مستند باشد.
توجه به معنا و کاربرد: دقت کنید که "دکترین" معمولاً به معنای یک نظریه یا اصل کلی به کار میرود. بنابراین در متنی که بهکار میبرید باید به وضوح معنا و مفهوم آن را منتقل کنید.
نوشتههای رسمی و غیررسمی: در نوشتههای رسمی، دقت بیشتری در استفاده از واژگان داشته باشید. دکترین ممکن است در متون حقوقی، سیاسی یا فلسفی به کار رود.
ترکیب با دیگر واژگان: میتوان از دکترین در ترکیب با دیگر واژگان استفاده کرد؛ مثلاً "دکترین حقوقی"، "دکترین سیاسی"، "دکترین فلسفی" و غیره.
نوشتار صحیح: واژه "دکترین" به صورت صحیح و با استفاده از حروف فارسی نوشته شود. در هنگام نوشتار دقت کنید که از املای صحیح و فونت مناسب استفاده کنید.
به طور کلی، استفاده صحیح و دقیق از واژهها و سایر نکات نگارشی میتواند به وضوح و اثرگذاری متن کمک کند.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در اینجا چند مثال برای استفاده از کلمه "دکترین" در جمله آورده شده است:
دکترین جدید دولت درباره حقوق بشر به طور گستردهای در رسانهها مورد بحث قرار گرفت.
بسیاری از صاحبنظران معتقدند که دکترینهای نظامی کشور باید بر اساس تغییرات جهانی روز به روز بهروز شوند.
او در کتابش به بررسی دکترینهای سیاسی مختلف و تأثیر آنها بر جامعه پرداخته است.
دکترین اقتصادی این شرکت بر پایه رشد پایدار و مسئولیت اجتماعی بنا شده است.
در کنفرانس اخیر، سخنرانان درباره دکترینهای جدید در سیاست خارجی و چالشهای آن صحبت کردند.
اگر سوال دیگری دارید یا نیاز به اطلاعات بیشتری دارید، خوشحال میشوم کمکتان کنم!