شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

دکترین کارتر

معنی: کترین کارتر داراى سه بعد اساسى بود که عبارتند از :
الف- تعهد صریح و بى‏پرده آمریکا در جهت واکنش نظامى به هر شکل لازم در مقابل هر نوع تلاش شوروى براى حضور ژئوپولتیک در مناطق جهان ؛
ب- تأکید بر حقوق بشر، فضاى باز سیاسى، آزادى‏هاى مدنى و فشار بر حکومت‏هاکمونیستى به ویژه در اروپایى شرقى براى رعایت آن ها ؛
ج- ایجاد فضاى باز سیاسى و ترویج فعالیت‏هاى اصلاح طلبانه با هدف حفظ حکومت ‏هاى دیکتاتورى متحد آمریکا نظیر رژیم شاه و جلوگیرى از اضمحلال و فروپاشى آن ها .
دکترین حقوق بشر کارتر براى حکومت‏هاى دیکتاتورى متحد آمریکا همان اهداف دکترین کندى را دنبال مى‏کرد و بیشتر انگیزه‏هاى«واکسینه کردن» آن ها را براى ممانعت از بروز انقلاب و حفظ آنان را در برابر فروپاشى دنبال مى‏نمود. در دکترین کارتر از حقوق بشر به عنوان ضرورت غیر قابل اجتناب عصر ما یاد مى‏شد . هدف اصلى کارتر بازگرداندن حیثیت آرمانى آمریکا با طرح شعار حقوق بشر و فضاى باز سیاسى بود . اهداف سیاست خارجى آمریکا در مقطع روى کار آمدن کارتر شامل واکسینه کردن حکومت‏هاى دیکتاتورى متحد آمریکا ، ممانعت از بروز انقلاب در کشورهاى زیر سلطه، ایجاد تزلزل در کشورهاى اقمار شوروى و تلاش براى فروپاشى آن ها، کنترل تسلیحات از طریق توافق نامه‏هاى بین المللى، برقرارى روابط نزدیک با چین، سرمایه‏گذارى براى نفوذ در جناح‏هاى داخلى حزب کمونیست شوروى با هدف زمینه‏سازى براى فروپاشى شوروى و حل مسایل جهانى با محوریت آمریکا بود . هم چنین بر بهبود چهره آمریکا در افکار عمومى و افزایش اعتبار آمریکا در دنیاى د حال تغییر و تحول کنونى تأکید مى‏شد اما اهداف پنهان این دکترین حفظ حکومت‏هاى وابسته و افزایش سلطه آمریکا بر جهان تحت لواى شعارهاى پر طمطراق و فریبنده بودند .
طرح‏ها و اقدامات آمریکا براى حمایت از حکومت شاه و جلوگیرى از پیروزى انقلاب اسلامى در دی ماه 1356 در حالى آتش مخالفت با حکومت دیکتاتورى و استبدادى شاه در درون ملت ایران شعله‏ور بود و تنفر از شاه و اعمال جنایتکارانه ساواک در اعمال وجدان و قلوب ایران موج مى‏زد جیمى کارتر به ایران سفر نمود . کارتر رهبر حزب دموکرات که شعار دموکراسى و حقوق بشر را در صدر برنامه‏هاى خود قرار داده بود در ضیافتى در تهران رضایت و حمایت کامل آمریکا را از رژیم و دولت شاه بیان داشت وخطاب به شاه چنین گفت :
«به دلیل رهبرى بزگ شاه، ایران جزیره ثبات دریکى از آشوب زده‏ترین نقاط جهان شده است . اعلیحضرت، این به دلیل تکریم بسیار نسبت به شما، رهبرى شما و احترام و ستایش و عشقى است که ملت ایران به شما دارد . هیچ کشور دیگرى در جهان براى برنامه‏ریزى مشترک از ایران به آمریکا و ما نزدیکتر نیست . هیچ کشور دیگرى براى بررسى مشکلات منطقه‏اى که مورد علاقه هر دو طرف ما نیز هست ارتباط نزدیکترى از ایران با ما ندارد و هیچ رهبر دیگرى نزد من احترامى عمیق‏تر و رابطه‏اى دوستانه‏تر ندارد» (1)
سخنان رییس جمهورى آمریکا در دی ماه 1356، یک سال قبل از سرنگونى شاه و پیروزى انقلاب در تمجید و تجلیل از شخص شاه که دستش به خون ده‏ها هزار ایرانى آغشته بود و دفاع کارتز ازحکومتى غیر دموکراتیک و موروثى که فاقد انتخابات و بى‏بهره از اولیه‏ترین مبانى حقوق بشر بود، بیانگر این واقعیت است ک شعارهاى حقوق بشر، آزادى و دموکراسى اهرم -هاى فشار علیه جوامع مستثقل و مخالف منافع آمریکا و تاراج کننده و ثروت‏هاى ملت خویش به سود شرکت‏ها و ترانست‏هاى آمریکایى و صهیونیسم است به گفته کارتر «هیچ کشورى در دنیا نزد من احترامى عمیق‏تر و رابطه‏ى دوستانه‏تر از شاه ندارد ». (2)
على رغم حمایت‏هاى مستقیم و غیرمستقیم آمریکا از حکومت پهلوى که با تجهیز آن به انواع ابزارها براى سرکوب ملت ایران تؤام بود نهضت اسلام مردم ایران در مخالفت با شاه با چاپ مقاله‏اى در 17 دی ماه 1356 در روزنامه اطلاعات وارد مرحله جدیدى شد . در این مقاله که «ایران و استعمار سرخ و سیاه » نام داشت توهین‏هاى سخیفى به امام خمینى شده بود . در نتیجه تظاهرات عظیمى در قم در حمایت از امام و مخالفت با آن نوشته در 19 دی ماه 1356 به وقوع پیوست ولى حکومت شاه مردم را به گلوله بست . چهل روز بعد در 29 بهمن 1356 مردم تبریز در چهلم شهداى تظاهرات قم به خیابان ریختند . دولت شاه مجددا مردم را به گلوله بست . چهل روز بعد در تاریخ 9 و 10 فروردین 1357 مردم یزید مراسم چهلم شهداى تبریز را برپا کردند و به وسیله ایادى حکومت به خاک و خون کشیده شدند. این‏ها در حالى بود که دولت‏هاى به اصطلاح حامى حقوق بشر غرب به ویژه در آمریکا و انگلیس چشمان خود را بر روى اعمال سفاکانه ی حکومت شاه بسته بودند و همان‏گونه که در 15 خرداد 1342 از کشتار بى‏رحمانه مردم به دست حکومت شاه حمایت کردند و در این دوره نیز با تمام توان علیه ملت ایران در حمایت از شاه صحنه گردانى مى‏نمودند .
اما مبارزات ملت ایران هر روز دامنه تازه یافت و چنان شدت گرفت که دولت شاه مجبور شد در تابستان 1357 در چندین شهر حکومت نظامى اعلام کند که بر اثر آن واقعه خونینى 17 شهریور در میدان شهداى تهران روى داد . آمریکایى‏هاى طرفدار حقوق بشر و انگلیسى‏هاى حامى آزادى و مجموعه غرب که علیه جمهورى اسلامى ایران از کاه کوه مى‏ساز ند و در مقابل جنایات وجشتناک 17 شهریور میدان شهدا سکوت کردند و باز از شاه حمایت نمودند ، واقعه‏اى که در آن هزاران نفر بى‏گناه به خاک و خون کشیده شدند .
هنگامى‏که ایران در تابستان 1357 در تب انقلاب مى‏سوخت و تظاهرات میلیونى مردم در سراسر کشور جریان داشت و هر روز مردم مسلمان ایران آماج گلوله‏هاى آمریکایى قرار مى‏گرفتند و شهید مى‏شدند دولت‏هاى آمریکا و غرب با تمام توان ار رژیم شاه حمایت مى‏کردند و سازمان - هاى حقوق بشر نیز چشم هاى خود را به روى جنایات ساواک و مزدوران آمریکایى بسته بودند . این برخورد رابا مواضع دولت آمریکا در رابطه با اغتشاش و آشوب مشتى مزدور در 18 تا 23 تیرم
اه 1378 ، مقایسه کنید که آمریکایى‏ها سعى کردند و آن را به عنوان نهضت عمومى مردم علیه جمهورى اسلامى درصدر اخبار خبرگزارى‏ها قرار داده و مقام‏هاى رسمى این کشور از رییس جمهور گرفته تا اعضاى کنگره به نفع آن شروش هرج و مرج طلبانه موضع‏گیرى کردند اما در تابستان 1357 چشمان خود را بر روى تظاهرات میلیونى مردم بسته بودند و با تمام قوا از حکومت شاه حمایت مى‏کردند . سازمان c.i.tدر اوت 1978 مطابق با مرداد 1357 طى گزارش خود به کاخ سفید و کنگره آمریکا اعلام کرد که «ایران در وضع انقلابى یا حتى وضع ما قبل انقلاب قرار ندارد»(3) . گزارش‏هاىc.i.t بیانگر آن بود که آمریکا چنانا از حکومت شاه حمایت مى‏کرد که گزارشگران c.i.t از مخالفان حکومت شاه با لحنى تحقیر آمیز یاد مى‏نمودند . شاه به توصیه آمریکا براى مقابله با روند رو به تزاید مخالفت‏هاى مردمى در 5 شهریور 1357 کابینه جدیدى تشکیل داد و شریف امامى رابه جاى جمشید آموزگار نخست وزیر کرد . اطلاعات آمریکایى‏ها در مورد ایران و وضعیت کشور آن قدر ذهنى و بى‏پایه بود که سازمان a.i.dیا aqency detense intelliqenceیعنى اداره ی ضد اطلاعات در ارزیابى اطلاعاتى خود در 28 سپتامبر 1978 مطابق با 6 مهر ماه 1357 طى گزارشى براى مقام‏هاى طراز اول آمریکا اعلام کرد که «انتظار مى‏رود که شاه تا ده سال دیگر به طور فعال زمام قدرت را در دست داشته باشد»(4). تحقیقاتى که بعد از سقوط شاه توسط کارکنان کمیته ی مجلس نمایندگان آمریکا در مورد دلایل سقوط رژیم شاه صورت گرفت حاکى از این است که سیاستمداران طراز اول آمریکا تا اکتبر 1978 (مهرماه 1357) آن چنان به رژیم شاه دلبستگى داشتند که متوجه و خامت اوضاع ایران نبودند و از این که سلطه و حاکمیت آنان بر ایران روبه افول است بى‏اطلاع بودند . پس از کشتار بى‏رحمانه مردم مظلوم ایران در 17 شهریور 1357 در میدان ژاله ( شهداى کنونى)کارتر رییس جمهورى آمریکا و انور سادات رییس جمهور مصر در کمپ دیوید مشغول مذاکره بودند . مایکل لوین و ویلیام لوییس در کتاب کارتر و سقوط شاه در صفحه 39 چنین مى‏نویسند : «انور سادات ضمن گفت و گوهاى کمپ دیوید به شخص پرزیدنت کارتر هشدار داده بود که شاه ایران در وضع ناگوارى به سر مى‏برد . سادات در شب 9 سپتامبر 1978( 18شهریور 1357 یک روز پس از کشتار بى‏رحمانه 17 شهریور) از کمپ دیوید به شاه تلفن زد و حدود چهار دقیقه یا او صحبت کرد و حمایت کامل خود را از شاه اعلام نمودو گفت علاقمند است که هر گاه که لازم باشد و به کمک او بشتابد .
احساسات سادات در آن هنگام به قدرى قوى بود که به پرزیدنت کارتر اصرار کرد تا او هم همین کار را بکند . و کارتر در همان شب به شاه ایران تلفن زده و احساساتى مشابه احساسات سادات ابراز نمود .
بنابراین همان گونه که ملاحظه مى‏شود انقلاب اسلامى ایران از همان ابتدا مظلوم بود . سردمداران حقوق بشر و منادیان به اصطلاح آزادى از همان بدو شکل‏گیرى انقلاب، در حالى که مردم ایران زیر وحشیانه‏ترین جنایات قرون وسطایى قرار داشتند و حکومت شاه سفاکانه مردم را به خاک و خون مى‏کشید از شاع و عمالش حمایت مى‏نمودند . در این میان حکومت غاصب صهیونیستى از همه بیشتر ابراز نگرانى مى‏کرد و موشه دایان وزیر خارجه اسراییل در یک کوکتل پارتى در نیویورک با باربارا والترز گزارشگر ویژه شبکه تلویزیونى اى. بى .سى (a.b.c) صحبت کرد و به او گفت «ما در اسراییل بحران شاه را بسیار جدى‏تر از بحرانى تلقى مى‏کنین که در کمپ دیوید مورد بحث است ».این جمله بیانگر میزان اهمیت حکومت شاه براى اسراییل است . موشه دایان مى‏گوید به خطر افتادن موقعیت حکومت شاه از مسأله صلح اسراییل و مصر و موضوع کمپ دیوید مهمتر است . در واقع حکومت صهیونیستى زودتر از کشورهاى غربى وضعیت بحرانى را تشخیص داد . سازمان هاى اطلاعاتى اسراییل در ماه ژوئن 1978 (خرداد 1357 ) به یهودیان ایران توصیه کردند . که ایران را ترک کنند. هم زمان با اوج گیرى تظاهرات و اعتصابات مردم ایران علیه جنایات حکومت شاه حمایت آمریکا به کاخ سفید رفت تا با رییس جمهور، سایرس و نس(وزیر خارجه)، زبیگنیو برژینسکى مشاور امنیت ملى و استانفیلد ترنر رییس c.a.iدر جلسه‏اى مشترک گفت و گو کند . در پایان این گفت و گو رییس جمورى آمریکا براى ابراز میزان حمایت خود ار رژیم شاه خطاب به اردشیر زاهدى گفت : «نگران واشنگتن نباشید من سفیر شما در ایالات متحده خواهم بود ».
در همین ایام نلسون راکفلر، سرمایه‏دار معروف که در آن زمان معاون رییس جمهورى آمریکا بود، به شاه تلفن زد و به او اطمینان داد که از حمایت کامل آمریکا برخوردار است .
در آبان 1357 مبارزه مردم ابعاد بسیار وسیعى به خود گرفت . دولت شریف امامى کاملا بى‏اعتبار گشته بود . شاه ضمن تماس تلفنى با برژینسکى مشاور امنیت ملى آمریکا در سوم نوامبر 1978 مطابق 12 آبان 1357 پیام روشنى دریافت نمود . برژینسکى به شاه گفت :«هر اقدامى را که لازم مى‏داند انجام دهد و کاملا مطمئن باشد که دولت آمریکا از او با تمام قوا حمایت خواهد کرد »(5).
شاه پس از این مکالمه تلفنى با برژینسکى دولت شریف امامى را برکنار کرد و یک دولت نظامى به ریاست ارتشبد ازهارى روى کار آورد . پس از اعلام حمایت قاطع آمریکا از شاه و حکومت نظامى در فرداى آن روز یعنى در 13 آبان 1357 واقعه ی اسفبار کشتار دانش‏آموزان و دانشجویان در برابر دانشگاه تهران رخ داد و نونهالان حق جوى این مملکت به دست دژخیمان مورد حمایت آمریکا و غرب وحشیانه به خاک و خون کشیده شدند .
برژینسکى مشاور امنیت ملى آمریکا ، شلزنیگر وزیر انرژى آمریکا، رییس c.i.aو وزیر دفاع آمریکا معتقد بودند که سقوط شاه علاوه بر پى‏آمدهاى خاص خود در ایران، اثرهاى بین المللى مصیبت‏بار و بالقوه‏اى به دنبال خواهد داشت و لرزه‏اى در ارکان سایر حکومت‏هاى سلطنتى خاورمیانه خواهد انداخت و به اعبار بین المللى آمریکا و غرى صدمات جبران ناپذیر وارد خواهدکرد . لذا بر همین اساس تصمیم گرفتند که براى مقابله با انقلاب اسلامى ایران رزمناوهاى خود را به خلیج فارس اعزام کنند . کارتر هم چنین فرمان داد که ناو هواپیمابر کانستلیشن از پایگاه خود در خلیج سوبیک در فلیپین روانه دریاى عمان گردد .
در این احوال روزالین کارتر همسر رییس جمهورى آمریکا هم در پاییز 1357 چند نامه براى فرح همسر شاه نوشت و او را مطمئن ساخت که ایالات متحده از سلطنت پهلوى کاملا دفاع و حمایت مى‏کند .
در 11 مهرماه 1357 دولت عراق در میان بهت و حیرت مردم ایران امام خمینى را از این کشور اخراج نمود . هیچ یک از حکومت‏هاى تحت سلطه آمریکا در منطقه حاضر نشدند . امام خمینى را بپذیرند . در 27 دسامبر 1978 (ششم دیماه 1357 ) در حالى که شاه ء حکومت پهلوى به سبب اوج‏گیرى میلیونى مردم ایران کاملا ناامید شده بودند دولت کارتر آن ها را تشویق به ایستادگى مى‏کرد . شخص کارتر طى پیامى به شاه اظهار امیدوارى کرد که شاه به ایفاى نقش مهم خود در هدایت ایران به سوى تشکیل یک دولت آشتى ملى ادامه دهد .
دولت آمریکا به ریاست کارتر در این مقطع زمانى با تناقضات لاینحل مواجه بود زیرا دکترین کارتر مبتنى بر دفاع از حقوق بشر و آزادى‏هاى سیاسى توأم با گسترش دموکراسى شکل گرفته بود و آمریکا با تبلیغات بسیار وسیع و با تکیه با این شعارها به دنبال ایجاد تزلزل در حرکت حکومت هاى اردوگاه شرق و اقمار وابسته به آن‏ها به ویژه کشورهاى کمونیست اروپایى شرقى بود . اصولا هدف حزب دموکرات و شخص کارتر از تأکید بیش از اندازه بر حقوق بشر و دموکراسى اعمال فشار بر حکومت‏هاى کمونیست وابسته به اتحاد جماهیر شوروى بود اما دولت آمریکا در این مقطع زمانى در تناقض و بحران آشکار به سر مى‏برد . وانگهى انقلاب اسلامى در ایران از بعد مردمى چنان عظیم بود که جاى هیچ گونه تردیدى را در اصالت خود باقى نمى‏گذارد و تمام جهانیان به وضوح مى‏دیدند که اکثریت قریب به اتفاق ایرانیان با شرکت چند میلیونى در تظاهرات و راهپیمایى خواهان سرنگونى حکومت شاه هستند و شاه به کلى فاقد پایگاه مردمى است . از سوى دیگر حکومت شاه بزرگترین نوکر آمریکا در منطقه بود و آمریکا منافع بیشمار در ایران داشت و هم چنان که رؤساى c.i.a، پنتاگون، معاون رییس جمهورى آمریکا و وزیر خارجه این کشور بارها اعلام کرده بودند سقوط شاه اثرات مصیبت‏بار منطقه اى و بین المللى براى آمریکا در پى داشت . بنابراین اگر کارتر به دنبال سیاست مشت آهنین به دخالت مستقیم نظامى در ایران روى مى‏آورد ویتنام دیگرى سخاته مى‏شد و اگر شاه رابه حال خود رها مى‏ساخت منافع استعمارى و سلطه گرانه‏اش در خطر مى‏افتاد . علاوه بر این ها حمایت‏هاى مالى، سیاسى، تبلیغاتى و تجهیزاتى از حکومت شاه نیز در تعارض کامل با دکترین حقوق بشر کارتر قرار داشت لذا آمریکا در بحران تناقض‏آمیز عمیقى فرو رفته بود و چاره‏اى جز تشویق شاه به مقاومت ایستادگى از یک سو و تخریب چهره ی انقلاب اسلامى از سوى دیگر نداشت . علاوه بر این ها در دستگاه رهبرى آمریکا در مورد شیوه ی برخورد با انقلاب اسلامى نوعى انشقاق و دو دسگى پدید آمد . در شوراى امنیت ملى و وزارت خارجه متکى بر ایجاد انشقاق در درون نیروهاى انقلابى ایران بود بنابراین کوشیدند تا نیروها و گروه‏هاى ملى‏گرا را در مقابل جنبش اسلامى به رهبرى امام قرار دهند. سرانجام پس از کشمکش‏هاى درونى در دستگاه رهبرى آمریکا، خط مشى واحدى از سوى سایروس‏ونس، پرشت، سولیوان تنظیم شد و کارتر نیز آن را پذیرفت . اصول اصلى سیاست آمریکا براى مقابله با انقلاب اسلامى حول محورهاى زیر تدوین شده بودند :
1. حکومتى به رهبرى ملى گرایان با شعار اصلاحات روى کار بیاید؛
2. ارتش و نیروهاى مسلح با تمام توان حامى و پشتیبان دولت جدید باشند؛
3. شاه موقتاً از صحنه کنار برود و مدتى بعد همان گونه که پس از کودتاى 28 مرداد عمل شد ، پس از آرام شدن اوضاع به کشور بازگردد ؛
4. دولت ملى گراى جدید از حمایت‏هاى بین المللى برخوردار باشد ؛
5. آمریکا مسؤولیت پشتیبانى‏هاى لجستیکى دولت جدید را بر عهده بگیرد سایروس‏ونس ، نیوسام، وارن کریستوفر، جورج بال، برژینسکى و معاون رییس جمهور آمریکا طى جلسه‏اى گزارش خود را توسط جورج بال(6) به کارتر دادند . نتیجه جلسه این بود که«دخالت مستقیم نیروهاى نظامى آمریکا در ایران با شکست مواجه خواهد شد اما آمریکا باید بکوشد که سد شدیدى در برابر آیت الله خمینى ایجاد کند »(7).
این سیاست باید از طریق ایجاد انشقاق در درون جنبش اسلامى و قرار دادن ملى گرایان ، کمونیست‏ها، لیبرال و التقاطیون مقابل امام خمینى و حماسه ی عظیم حضور ملت در صحنه مبارزات شکل مى‏گرفت .
رابرت برد ، رهبر اکثریت سناى آمریکا در آبان 1357 به ایران سفر کرد و گزارش او از اوضاع ایران یکى از عوامل تنظیم خط مشى فوق الذکر بود . اما این خط مشى زمانى مى‏توانست به مرحله اجرا درآید که اولا شاه مى‏پذیرفت که در لحظه تعیین کننده کنار رود؛ ثانیا ملى‏گرایان، لیبرال‏ها، اعتدالثیون با یکدیگر هماهنگ مى‏شدند؛ ثالثا توافق سران ارتش براى حمایت از ملى‏گرایان و دولت جدید عملى مى‏شد؛ رابعا پس از کنار رفتن شاه شوراى سلطنت شکل مى‏گرفت. شلزینگر، برژینسکى و عده دیگرى از مسؤولین آمریکایى معتقد بودند که از طریق ارسال نماینده ویژه‏اى باید به شاه تفهیم شود که ایالات متحده نمى‏تواند به دخالت مستقیم نظامى در ایران مبادرت ورزد زیرا که تمام برآوردها نشان دهنده آن است که شکستى سخت‏تر از ویتنام در انتظار آمریکایى‏ها خواهد بود به این علت که ایرانیان یکصد از آیت الله خمینى و جنبش اسلامى حمایت مى‏کنند . بنابراین شاه باید یکى از دو راه بپذیرد . اول این که بایستد و سیاست مشت آهنین را به کار بند و با تمام قوا علیه انقلاب به مبارزه نظامى برخیزد ؛ یا این که موقتاً ازایران خارج شود و طرح 5 مرحله‏اى با حاکمیت دولتى از ملى گریان با شعار اصلاحات به اجرا درآید . بر حسب این طرح نماینده ویژه باید به شاه ایران صراحتا از قول رییس جمهور آمریکا مى‏گفت که هر راهى را شاه ترجیح دهد آمریکا با تمام توان از آن حمایت خواهد کرد.
کارتر در اواخر آذرماه 1357 پس از مشورت با سایروس و نس وزیر خارجه، برژینسکى مشاور امنیت ملى، هارولد براون دفاع و دیوید جونز رییس ستاد مشترک ارتش آمریکا تصمیم گرفت که ژنرال هایزر را به ایران بفرستد تا مأموریت فوق الذکر را به اجرا درآورد . شایان ذکر است که ابتدا ژنرال الکساندر هیگ فرمانده نیروهاى نظامى آمریکا در اروپا که هایزر معاون او بود ، با این سفر مخالفت کرد . از سوى دیگر سولیوان سفیر آمریکا در ایران نیز از سفر هیگ راضى نبود .
ژنرال هایزر تهران شد تا از سران ارتش ایران بخواهد که وفاداری شان را به بختیار منتقل کنند . تحرکات هایزر براى اجراى طرح آمریکا براى منحرف ساختن انقلاب اسلامى ازمسیر اصلى ابعاد گسترده‏اى کرفت . ویلیام لوییس و مایکل لدین در صفحه 85 کتاى کارتر و سقوط شاه مى‏نویسد :«هایزر دستور داشت که هر شب از طریق یک ارتباط تلفنى امن که با پنتاگون برقرار بود به واشنگتن گزارش بدهد . ژنرال جونز مکالمه را دریافت مى‏نمود. و به اتفاق براون وزیر دفاع یا دانکن معاون وزیر دفاع به آن گوش مى‏کرد. گفت‏و گوها را دو نفر ثبت مى‏کردند. و یادداشت هاى آنان مستقیما به برژینسکى مشاور امنیت ملى آمریکا داده مى‏شد تا به اطلاع کارتر برسد سرانجام شاه راه حل دوم را پذیرفت و بختیار، از اعضاى جبهه ملى در 15 دی ماه 1357 نخست وزیر شد و حکومت نظامى ازهارى کنار رفت . هدف آمریکا از روى کار آوردن بختیار خاموش ساختن شعله‏هاى خشم مردم و منحرف ساختن انقلاب از مسیر اصلى بود . شاه بر اساس طرح تعیین شده در 26 دیماه 1357 (مطابق با 16 ژانویه 1979 ) از ایران فرار کرد . تمام تلاش‏هاى آمریکا با شکست مواجه شد و امام خمینى با استقبال بى‏نظیر مردم ایران که در تاریخ سابقه ندارد، در 12 بهمن 1357 وارد ایران شد و حکومت استبدادى و شاهنشاهى در 22 بهمن 1357 سرنگون شد و انقلاب اسلامى به رهبرى امام خمینى با پیروزى شکوهمندانه زمام امور را در دست گرفت .
تأثیر دکترین کارتر بر معادلات منطقه‏اى

اگر چه تا سال 1357 سیاست آمریکا در خاورمیانه و خلیج فارس ادامه دکترین ریچارد نیکسون بود و سایروس و نس در سال قبل از آن در شوراى وزیران خارجه کشورهاى عضو«سنتو» حمایت دولت کاتر را از دکترین نیکسون به دلیل اهمیت منافع آمریکا در منطقه خلیج فارس تأکید کرد، اهداف آمریکا در جریان انقلاب ایران ممانعت از پیروزى انقلاب و حفظ حکومت شاه بود . ولى على رغم همه ترفندها نتوانست مانع از گسترش موج فزاینده انقلاب اسلامى علیه حکومت شاه گردد . تلاش وسیع دولت کارتر براى واکسینه‏کردن حکومت و انحراف جنبش اسلامى از مسیر اصلى آن و ممانعت از ظهور انقلاب اسلامى و پیروزى آن به نتیجه نرسید . دکترین کارتر در بطن خود با تضاد تئوریک و ساختارى مواجه بود . پافشارى و تأکید بر فضاى باز سیاسى، دموکراسى، حقوق بشر و آزادى‏هاى سیاسى با هدف ایجاد تزلزل در حکومت‏هاى اردوگاه شرق به ویژه دولت‏هاى اروپایى شرقى انجام مى‏گرفت، اما منافع آمریکا در منطقه خاورمیانه و آمریکاى لاتین به دست حکومت‏هاب دیکتاتورى که از ابتدایى‏ترین اصول دموکراسى و حقوق بشرى بى‏بهره بودند، تأمین مى‏گردید. لذا دکترین کارتر سیاست یک بام و دو هوا بود. ازیک طرف حکومت شوروى و دولت‏هاى اروپایى شرقى را به نقض حقوق بشر و غیر دموکراتیک بودن متهم مى‏کرد و از طرف دیگر مجبور بود که با تمام قوا از حکومت‏هاى دیکتاتورى موروثى و ضدانسانى شیوخ منطقه به ویژه حکومت شاه حمایت کند . انقلاب اسلامى در ایران ماهیت دو گانه و منافقانه دکترین کارتر و سیاست‏هاى آمریکا را براى افکار عمومى آشکار ساخت . پیروزى انقلاب شکوهمند اسلامى در ایران علاوه بر این که شکست فضاحت‏بار دکترین کارتر را به دنبال دست استکبار جهانى و صهیونیسم بین المللى رااز حاکمیت سیسى، اقتصادى و نظامى بر ایران کوتاه سخات و معادلات و محاسبات سیاسى منطقه را نیز درهم ریخت و تفکرات سیاسى برآمده از اومانیسم را در اردوگاه‏هاى غرب و شرق به چالش طلبید . بر این اساس، قدرت‏هاى سلطه‏گر جهانى به ویژه آمریکا تمام امکانات خود را مصروف مقابله با شکل‏گیرى پایه‏هاى نظام و تثبیت قانون اساسى و نمادهاى جمهورى اسلامى ایران نمودند و براى دستیابى به این هدف خط مشى منحرف ساختن روند حرکت انقلاب اسلامى از مسیر اصلى و استحاله جمهورى اسلامى ایران را در دستور کار خود قرار دادند.
یکى از ابزارهاى مهم غرب براى تحقق اهداف و خط مشى فوق الذکر استفاده از بعد دوم دکترین کارتر مبنى بر پافشارى بر نظریه فضاى باز سیاسى، و ضرورت دموکراسى و آزادى‏هاى مدنى بود تا بدین وسیله استراتژى قرار دادن آزادى و دموکراسى غربى در مقابل اسلام و ارزش‏هاى الهى بار دیگر در ایران به اجرا درآید و دست آوردهاى که غرب ازاین راه درصدد مشروطیت، جنبش ملى، کودتاى 28 مرداد و اعمال دکترین«اتحاد براى پیشرفت » جان اف کندى به دست آورده بود، بار دیگر تکرار گردد . بنابراین ایجاد فضایى شبیه آن چه انقلاب مشروطیت را از مسیر اصلى منحرف ساخت . در دستور کار عوامل استکبار جهانی به ویژه مجموعه دستگاه‏هاى حقوقى و، سیاسى، اقتصادى، فرهنگى و تبلیغاتى آمریکا و اسراییل قرار گرفت. از 26 دیماه 1357 مقارن با خروج شاه از ایران تا اول مهر 1359 که مصادف با آغاز حمله نظامى دولت بعث عراق به خاک ایران بود، موضوع قراردادن آزادى در مقابل اسلام، تقویت سکولاریسم و لامذهبى و معرفى اسلام و حکومت اسلامى به عنوان ناقض حقوق بشر و آزادى‏هاى مدنى و القاى تضاد قوانین الهى با دموکراسى در دتسور کار آمریکا و غرب قرار داشت. دراین مقطع زمانى 253 روزنامه و نشریه جدید در ایران منتشر شدند که با 105 روزنامه و نشریه‏اى که قبلا منتشر مى‏شدند. مجموع نشریات کشور به 358 عنوان رسید . در این دوره 85 سازمان، حزب و گروه سیاسى نیز اعلام موجدیت کردند . از 253 روزنامه و نشریه تازه انتشار 153 روزنامه وابسته به احزاب و گروه‏هاى سیاسى بودند که اکثر آن ها با حمایت بیگانگان شکل گرفته بودند و وابسته به جریان‏هاى مخالف انقلاب اسلامى و نظریه حکومت اسلامى بودند و تماما در خدمت تحقق سیاست آمریکا و غرب قرار داشتند .
دکترین کارتر که در سطح جهانى بر مردم سالارى، حقوق بشر و دموکراسى براى بالا بردن حیثیت جهاین آمریکا تأکید داشت، براى مقابله با انقلاب اسلامى و جلوگیرى از تثبیت جمهورى اسلامى مجبور شد که تمام ادعاهاى دروغین و جلوگیرى از تثبیت جمهورى اسلامى مجبور شد که تمام ادعاهى دروغین خود را نقض کند و در مقابل خواست‏ها و مطالبات 98/2 درصد مردم ایران بایستند، از لیبرال‏ها و ملى‏گراها دفاع کند، به طور پنهانى از گروه‏هاى تروریستى حمایت به عمل آورد، تخریب چهره انقلاب اسلامى را در دستور کارقرار دهد، تمام متحدین خود را در منطقه بسیج کند و ضربه به توان ملى و منابع مالى ایران را در سرلوحه اقدامات خود قرار دهد و در مقابل اکثریت قریب به اتفاق مردم ایران از مشتى تروریست و تجزیه طلب حمایت کند و انواع طرح‏هاى ضد انسانى را علیه خواست‏ها و مطالبات ملت ایر ان به اجرا بگذارد و برخلاف تمام قوانین و موازین شناخته شده و بین المللى و حقوقى به طور غیر قانونى امور داخلى ایران دخالت نماید.
پی نوشت ها:
1- کتاب آمریکا در بند، اثر پى یر سالینجر؛ نقل از تقویم انقلاب اسلامى ایران، انتشارات سروش، 1369 ، ص 53 .
2– اختتامیه ی نطق کارتر در ضیافت شام شاه در کاخ گلستان تهران
3- ر.ک به : کتاب کارتر و سقوط شاه : روایت دست اول، نوشته مایکل لوین و ویلیام لوییس ترجمه ناصر ایرانى، ص 37 .
4- کارتر و سقوط شاه ، نوشته مایکل لوین و ویلیام لوییس، ص 36 .
5- کتاب کارتر و سقوط شاه ، نوشته مایکل لوین و ویلیام لوییس، ص 59 .
6- جورج بال حقوقدان برجسته و نماینده دایم آمریکا در سازمان ملل، معاون وزیر خارجه نویسنده کتاب‏هاى متعدد در زمینه ی مسایل بین المللى بود و از طراحان خط مشى آمریکا و «پاسى میکر»هاى واشنگتن به شمار مى‏رفت .
7- ر .ک به: کتاب‏هاى مأموریت ژنرال‏هاینر و کارتر و سقوط شاه. ص 74 .

منبع:ایران وآمریکا، برسی سیاست های آمریکا در ایران، حسن واعظی، انتشارات سروش تهران 1381، صص75-89.
... ادامه
693 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
آواشناسی:
منبع: واژه‌نامه آزاد
معادل ابجد: 1505
شمارگان هجا:
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

"دکترین کارتر" عبارتی است که به سیاست‌های خارجی و راهبردهای رئیس‌جمهور پیشین ایالات متحده، جیمی کارتر، اشاره دارد. در هنگام نوشتن و استفاده از این عبارت، می‌توانید به نکات زیر توجه کنید:

  1. نقطه‌گذاری: در کنار عبارت "دکترین کارتر"، اگر جمله‌ی شما ادامه دارد یا توضیحی می‌خواهید ارائه دهید، باید از نقطه‌گذاری مناسب استفاده کنید.

  2. نوشتار واژه‌های خارجی: برای واژه‌های خارجی مانند "دکترین"، بهتر است از همان نگارش لاتین یا معادل فارسی آن استفاده کنید، که در اینجا "مکتب" می‌تواند باشد، ولی "دکترین" هم برای اشاره به مفهوم علمی و تخصصی‌اش رایج است.

  3. کتابت صحیح: همواره باید اطمینان حاصل کنید که کلمات را به درستی و با املای دقیق بنویسید.

  4. قید و انضمام: اگر می‌خواهید به نوعی از دکترین (مثلاً دکترین کارتر در رابطه با روابط خارجی) اشاره کنید، باید به وضوح بیان کنید که منظور شما چیست.

  5. ترکیب با دیگر کلمات: در صورت ترکیب با دیگر کلمات، مانند "دکترین کارتر در سیاست خارجی"، باید تمام قواعد نگارشی را رعایت کنید.

مثال: "دکترین کارتر بر اهمیت حقوق بشر در سیاست خارجی تأکید می‌کند."

این نکات می‌تواند به شما کمک کند تا از "دکترین کارتر" به درستی در نوشتار خود استفاده کنید.


500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری