جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: آذین . (اِ) زیب . زیور. زینت . آرایش . آیین : گر همی آرزو آیدْت عروسی ّ نو دین عروست بس و دل خانه و علم آذین . ناصرخسرو. ای خوانده کُتْب و زو شده روشن دل بسته ز علم و حکمت و پند آذین . ناصرخسرو. تا ز مشک خم گرفته در گلش آذین بود خم گرفتن قامت عشاق را آیین بود. امیر معزی . از پی قدر خویش صدرش را بسته روح القدس ز خلدآذین . سنائی . ترک من مهر و وفا سیرت و آیین نکند تا که بر برگ گل از غالیه آذین نکند اندر آن آذین آیین وفا راست امید ای نمیدی اگر آذین کند آیین نکند. سوزنی . بر گل و نسرین و عنبر بند و آذین ای عجب وآنگهی نظاره گرداندبر این آذین مرا. سوزنی . بهر آذین عروس خاطرش چرخ اطلس را بدیبایی فرست . خاقانی . || خوازه و قبه یعنی چهارچوبها و گنبدها که گاه قدوم پادشاهی یا امیری و یا در جشنهای بزرگ در راهها و بازارها افرازند و بفرشها و جامه های گرانبها و گلها و چراغها و آینه ها زینت دهند، و آن را شهرآرای و آذین بند نیز گویند : به آذین جهانی شد آراسته در و بام و دیوار پرخواسته همه روم با هدیه وبا نثار برفتند شادان بر شهریار جهانی به آذین بیاراستند می و رود و رامشگران خواستند. فردوسی . بهمه شهر بود از آن آذین در بریشم چو کرم پیله زمین . عنصری . || غرفه و نشیمن گاههای آراسته و مزین در جشنها : خراسان سربسر آذین ببستند پریرویان به آذینها نشستند. (ویس و رامین ). همه بازارها آذین ببستند پریرویان بر آذینها نشستند. (ویس و رامین ). بمرو اندر هزار آذین ببستند پریرویان بر آذینها نشستند. (ویس و رامین ). همه شهر و ده بودپرخواسته به آذین و گنبد بیاراسته . اسدی . || آیین و رسم و عادت : نوشتند برسان و آذین چین سوی شاه با صدهزار آفرین . فردوسی . || خذرفه ؛ اَی انگور و خرما و انار که از خانه بیاویزند. (محمودبن عمر ربنجنی ) . || شیرزنه . آلتی که دوغ را از روغن جدا میکند. مرادف آیین . (برهان قاطع). چون کلمه ٔ آذین و آیین و آنین را به معنی بستو یا نهره که دوغ را در آن کرده بزنند تا روغن از آن جدا شود آورده اند، بعید نیست که دو صورت از آن سه مصحف باشد. || پیرایه از قبیل سرآویز و گوشوارو سلسله و حلقه ٔ بینی و گلوبند و بازوبند و دست برنجن و خلخال و انگشتری . || (اِخ ) نامی از نامهای مردان ایرانی : چو انجامیده شد گفتار رامین چو باد از پیش او برگشت آذین . (ویس و رامین ). 1- آرايش، آيينبندي، چراغاني، زيب، زينت، زيور
2- آيين، رسم، قاعده، قانون azin أزين azin azin azin azín azin
کلمه "آذین" در زبان فارسی به معنای زینت، تزئین یا آراستن به کار میرود. در زیر به برخی از قواعد نگارشی و زبانی مرتبط با این کلمه اشاره میکنیم:
نویسهی صحیح: این کلمه به صورت "آذین" نوشته میشود و توجه به نگارش صحیح آن ضروری است.
التفات به معنای کلمه: "آذین" میتواند به عنوان اسم یا فعل مورد استفاده قرار بگیرد. در هر دو حالت باید معنای آن را بر اساس زمینهای که در آن قرار دارد در نظر گرفت.
جنس و شمار: "آذین" یک اسم غیر قابل شمارش است و به صورت مفرد به کار میرود. هرچند میتوان از واژههای نزدیک به آن در جمع استفاده کرد (مثلاً "آذینهای مختلف").
صرف و چیدمان: اگر "آذین" به عنوان فعل به کار رود، باید موارد صرف و ساختمان جمله را رعایت کرد. به طور مثال: "او آذین میبندد".
استفاده در جملات: میتوان این کلمه را در جملات مختلف به کار برد. به عنوان مثال:
"به مناسبت جشن، محفل را با گلها و چراغها آذین کردند."
"کتابهای جدید، آذینی برای زیباتر دیده شدن هستند."
قید و صفت: اگر بخواهید از "آذین" به عنوان قید یا صفت استفاده کنید، باید آن را به گونهای در جمله بیفزایید که مفهوم جملات را به خوبی انتقال دهد.
با رعایت این نکات، میتوانید به درستی از کلمه "آذین" در نوشتار و گفتار خود استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در اینجا چند مثال برای کلمه "آذین" در جملات آوردهام:
آذین گلها در مراسم عروسی باعث زیبایی بیشتری شد.
او با مهارت خاصی آذینهای چهره را برای جشن تولد طراحی کرد.
در جشن نوروز، خانهها با انواع آذینها و تزئینات زیبا آماده میشوند.
آذینهای رنگارنگ این جشنواره، همه را مسحور کرده بود.
در این نمایشگاه، آذینهای هنری مختلفی به نمایش درآمده است.
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر