بازجو
licenseمعنی کلمه بازجو
معنی واژه بازجو
اطلاعات بیشتر واژه
کلمه "بازجو" در زبان فارسی به معنای فردی است که در فرآیند تحقیق و بازجویی از متهمان یا شاهدها سؤال میکند. برای نگارش و استفاده صحیح از این کلمه، میتوان به چند نکته توجه کرد:
-
نوشتار صحیح: کلمه "بازجو" به یک شکل نوشته میشود و هیچگونه تغییر یا تحول در آن در نگارش رسمی وجود ندارد.
-
تلفظ: این کلمه به صورت "بازجو" تلفظ میشود و تأکید بر بخش اول آن میباشد.
-
قیدهای دستوری:
- جمع: شکل جمع این کلمه "بازجوان" است.
- صفات: میتوان از صفات مختلف برای توصیف بازجو استفاده کرد، مثلاً "بازجوی حرفهای" یا "بازجوی دقیق".
-
استفاده در جملات: این کلمه معمولاً در جملات رسمی و قانونی به کار میرود. مثلاً:
- "بازجو از متهم سؤال کرد."
- "بازجویی توسط یک بازجوی مجرب انجام شد."
- اجتناب از اختصارات: در نگارش رسمی، از اختصارات و زبان غیررسمی پرهیز کنید. مثلاً به جای "بازجو" نمیتوان از اختصاری مانند "ب.ج" استفاده کرد.
با رعایت این نکات، میتوان به نگاشتی صحیح و مناسب از کلمه "بازجو" دست یافت.
البته! در اینجا چند مثال برای استفاده از کلمه "بازجو" در جمله آوردهام:
- بازجو به دقت به سوالات متهم گوش میداد و تلاش میکرد تا حقیقت را کشف کند.
- بعد از ساعتها بازجویی، بازجو متوجه شد که شهادت شاهدان تناقضهایی دارد.
- در جلسهی بازجویی، بازجو سعی کرد تا آرامش خود را حفظ کند و به صورت منطقی با متهم صحبت کند.
- رفتار مهربانانهی بازجو باعث شد که متهم راحتتر با او ارتباط برقرار کند.
- بازجو از متهم خواست که جزئیات بیشتری دربارهی شب حادثه ارائه دهد تا شفافسازی بیشتری صورت گیرد.
امیدوارم این جملات مفید باشند!
