شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

bāzju
interrogator  |

بازجو

معنی: بازجو. (نف مرکب ) بازجوینده . محقق . مفتش . کسی که مأموریت پیدا میکند ازکسی در مورد امری یا اتهامی تحقیق و وارسی کند، یا از روی دفاتر و اسناد راستی و ناراستی کاری را معین کند. (واژه های فرهنگستان ). تفتیش گر. (فرهنگ رازی ).
... ادامه
473 | 0
مترادف: بازپرس، داديار، قاضي، مستنطق
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم، صفت فاعلی)
مختصات: (اِمر.)
الگوی تکیه: WS
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: bAzju
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 19
شمارگان هجا: 2
دیگر زبان ها
انگلیسی
interrogator
ترکی
sorgulayıcı
فرانسوی
interrogateur
آلمانی
vernehmer
اسپانیایی
interrogador
ایتالیایی
interrogatorio
عربی
محقق | المحقق
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "بازجو" در زبان فارسی به معنای فردی است که در فرآیند تحقیق و بازجویی از متهمان یا شاهدها سؤال می‌کند. برای نگارش و استفاده صحیح از این کلمه، می‌توان به چند نکته توجه کرد:

  1. نوشتار صحیح: کلمه "بازجو" به یک شکل نوشته می‌شود و هیچ‌گونه تغییر یا تحول در آن در نگارش رسمی وجود ندارد.

  2. تلفظ: این کلمه به صورت "بازجو" تلفظ می‌شود و تأکید بر بخش اول آن می‌باشد.

  3. قیدهای دستوری:

    • جمع: شکل جمع این کلمه "بازجوان" است.
    • صفات: می‌توان از صفات مختلف برای توصیف بازجو استفاده کرد، مثلاً "بازجوی حرفه‌ای" یا "بازجوی دقیق".
  4. استفاده در جملات: این کلمه معمولاً در جملات رسمی و قانونی به کار می‌رود. مثلاً:

    • "بازجو از متهم سؤال کرد."
    • "بازجویی توسط یک بازجوی مجرب انجام شد."
  5. اجتناب از اختصارات: در نگارش رسمی، از اختصارات و زبان غیررسمی پرهیز کنید. مثلاً به جای "بازجو" نمی‌توان از اختصاری مانند "ب.ج" استفاده کرد.

با رعایت این نکات، می‌توان به نگاشتی صحیح و مناسب از کلمه "بازجو" دست یافت.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)

البته! در اینجا چند مثال برای استفاده از کلمه "بازجو" در جمله آورده‌ام:

  1. بازجو به دقت به سوالات متهم گوش می‌داد و تلاش می‌کرد تا حقیقت را کشف کند.
  2. بعد از ساعت‌ها بازجویی، بازجو متوجه شد که شهادت شاهدان تناقض‌هایی دارد.
  3. در جلسه‌ی بازجویی، بازجو سعی کرد تا آرامش خود را حفظ کند و به صورت منطقی با متهم صحبت کند.
  4. رفتار مهربانانه‌ی بازجو باعث شد که متهم راحت‌تر با او ارتباط برقرار کند.
  5. بازجو از متهم خواست که جزئیات بیشتری درباره‌ی شب حادثه ارائه دهد تا شفاف‌سازی بیشتری صورت گیرد.

امیدوارم این جملات مفید باشند!


500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری