بازجویی کردن
licenseمعنی کلمه بازجویی کردن
معنی واژه بازجویی کردن
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
آواشناسی:
منبع:
لغتنامه دهخدا
معادل ابجد:
313
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
examine | assay , inquire , interrogate , investigate , cross-examine , to interrogate
عربی
فحص | بحث , تدارس , درس , اختبر , امتحن , استجوب , فتش , استنطق , يفحص
