جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: التماس کردن .[ اِ ت ِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) خواهش کردن . درخواستن : آن موی وی التماس کرد بدان سبب موی وی برید. (قصص الانبیاء ص 139). رقعه بمن نوشت و التماس کرد تاآن ملطفات را بحضرت فرستم . (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ). شاید که التماس کند خلعت خرید سعدی که شکر نعمت پروردگار کرد. سعدی . و رجوع به التماس شود. || خواستن چیزی با تضرع و زاری . beseech, solicit, supplicate, imprecate, obtest, prig, to beg التماس کردن، در جستجوی چیزی بودن، تقاضا کردن، استدعاء کردن، خواستاربودن، خواستن، درخواست کردن، جلب کردن، تشجیع کردن، لعنت کردن، نفرین کردن، بشهادت طلبیدن، اعتراض کردن، کش رفتن، دزدیدن