شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

safe-conduct  |

امان دادن

معنی: امان دادن . [ اَ دَ ](مص مرکب ) مهلت دادن . فرصت و وقت دادن :
برآویخت قارن ابا بارمان
سوی چاره جستن ندادش امان .
فردوسی .
اگر نه از قبل شرم آن نگارستی
ز بوسه ندهمی او را بهیچ وقت امان .
فرخی .
حصار دیگر گلواره بد که شاه عجم
بکند از بن و یک ساعتش نداد امان .
عنصری .
ملک الموت او را امان نداد که پای از رکاب بدر آورد و همچنان یک پای در رکاب و یک پای بیرون آورده جان او قبض کرد. (اسکندرنامه ، نسخه ٔ سعید نفیسی ).
هم آنجا امانش مده تا بچاشت
نشاید بلا بر دگر کس گماشت .
سعدی .
فریبنده را پای در پا منه
چو رفتی و دیدی امانش مده .
سعدی .
که چندان امانم ده از روزگار
که زین نحس ظالم برآید دمار.
سعدی .
گرش بر فریدون بدی تاختن
امانش ندادی به تیغ آختن .
سعدی .
زنهار نمی خواهم کز کشتن امانم ده
تاسیرترت بینم یک لحظه مدارایی .
سعدی .
گفتم روم بخواب و ببینم جمال دوست
حافظ ز آه و ناله امانم نمی دهد.
حافظ.
|| زنهار دادن . کسی را در کنف حمایت خود گرفتن :
فلک را ندانم چه دارد گمان
که ندهد کسی را بجان خود امان .
فردوسی .
حجاج پیغام فرستاد سوی وی که از تو تا گرفتار شدن یک دو روز مانده است و دانم که بر امانی که من دهم بیرون نیایی . (تاریخ بیهقی ). مردم زران ... بگریخته بودند و اندک مایه مردم در آن کوشکها مانده امیر ایشان را امان داد تا جمله ٔ گریختگان بازآمدند. (تاریخ بیهقی ).
... ادامه
463 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
آواشناسی:
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 151
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
safe-conduct | to spare
عربی
جواز المرور | المرور بأمان , إمتياز المرور , com.safeconduct
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "امان دادن" ترکیبی از اسم "امان" و فعل "دادن" است و به معنای فراهم کردن امنیت یا آسایش برای فردی استفاده می‌شود. در نگارش صحیح و قواعد فارسی، موارد زیر را باید رعایت کرد:

  1. جدا یا پیوسته نوشتن: "امان دادن" به صورت جدا نوشته می‌شود و هیچ‌گاه به صورت "اماندادن" نوشته نمی‌شود.

  2. استفاده در جملات: این عبارت معمولاً در جملات به شکل زیر به کار می‌رود:

    • "به او امان دادم تا شب در امان باشد."
    • "از تو خواهش می‌کنم که به او امان بدهی."
  3. شیوه صحیح صرف فعل: فعل "دادن" در صرف‌های مختلف، تغییر می‌کند. بنابراین در جملات مختلف باید به صرف مناسب توجه کرد:

    • "او امان داد."
    • "من امان ندادم."
  4. علامت‌گذاری و نگارش: اگر در متنی رسمی یا ادبی استفاده می‌شود، باید به نشانه‌گذاری و نگارش دقیق توجه کرد تا مفهوم واضح باشد.

با رعایت این نکات، می‌توانید از "امان دادن" به‌طور مؤثر استفاده کنید.


واژگان مرتبط: خط امان، امان نامه، امان دادن، رخصت عبور

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری