شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

bexrad
buy  |

بخرد

معنی: بخرد. [ ب ِ رَ ] (ص مرکب ) خردمند. صاحب عقل . گویا در اصل باخرد بوده مخفف گشته حرکت باء هم مبدل گشت . با فتح باء هم صحیح است . (فرهنگ نظام ). هوشیار. (غیاث اللغات ). هوشمند. صاحب ادراک . خبردار. (ناظم الاطباء). عاقل . خردمند. فرزانه . ذولب . ذونهیه . لبیب . باخرد. صاحب شعور. ضدبی خرد. (انجمن آرای ناصری ). رد. اریب . ارب . دانا. صاحب عقل و هوش و شعور و خرد، و اصل باخرد بوده ضد بی خرد، خردمند. (انجمن آرای ناصری ). هوشمند. صاحب عقل .صاحب شعور و ادراک . خبردار. (هفت قلزم ) :
مردمان بخرد اندر هر زمان
راه دانش را بهر گونه زبان ...
رودکی .
بفرمودشان گفت بخرد بوید
به ایوان او با هم اندر شوید.
دقیقی .
مرا نیز با مرز تو کار نیست
که نزدیک بخرد سخن خوار نیست .
فردوسی .
که ایدون شنیدستم از موبدان
ز اخترشناسان و از بخردان .
فردوسی .
یکی انجمن ساخت با بخردان
هشیوار و کارآزموده ردان .
فردوسی .
چو رازت به شهر آشکارا شود
دل بخردت بی مدارا شود.
فردوسی .
ز ترکان ترا بخرد انگاشتیم
جز آنگونه هستی که پنداشتیم .
فردوسی .
این سیرت و این عادت واین خو که تو داری
کس رانبود تا نبود بخرد و هشیار.
فرخی .
با بخردان نشین چو بخواهی همی نشست
با نیکوان غنو چو بخواهی که بغنوی .
فرخی .
به حیله ساختن استاد بخردان زمین
به حرب کردن شاگرد پادشاه زمان .
فرخی .
رمضان پیری بس چابک و بس باخرد است
کار بخرد همه زیبا بود و اندرخور.
فرخی .
لیکن عادت دارد از هر چیزها گفتن که خلاف خرد باشد و به تکلف گوید و من دانم که او بخرد است . (از تاریخ سیستان ). خوارزمشاه بس بخرد و محتشم و خویشتن دار است . (تاریخ بیهقی ). و این ابوالقاسم مردی پیر و بخرد و امین و سخنگوی بود. (تاریخ بیهقی ). ایشان را می باید آزمود تا تنی چند از ایشان بخردتر اختیار کرده آید. (تاریخ بیهقی ). اکنون نگاه باید کرد در کفایت این عبدالغفار دبیر بخرد مجرب . (تاریخ بیهقی ).
تاندانی کار کردن باطل است از بهر آنک
کار بر نادان و عاجز بخردان تاوان کنند.
ناصرخسرو.
سفله جهان بیوفاست ای بخرد
با تو کجا بی وفاقرار کند.
ناصرخسرو.
همچو پیل است کار بخرد راست
پیل یا شاه راست یا خود راست .
سنایی .
دوست دانی نه بنده مر خود را
این بود شیوه مردبخرد را.
سنایی .
نبود هیچ طفل بخرد خرد.
سنایی .
گر عمرتو باشد به جهان تا سیصد
افسانه شمر زیستن بی مر خود
باری چو فسانه می شوی ای بخرد
افسانه ٔ نیک شو نه افسانه ٔ بد.
؟ (از تاریخ طبرستان ).
ملک فرمود خواندن موبدان را
همان کارآگهان و بخردان را.
نظامی .
هم نامه ٔ خسروان بخوانی
هم گفته ٔ بخردان بدانی .
نظامی .
چو سلطان عنایت کند با بدان
کجا ماند آسایش بخردان .
سعدی .
عجب نبود از سیرت بخردان
که نیکی کنند از کرم با بدان .
سعدی .
چو گفتم ، نصیحت پذیر و بدان
عمل کن که باشی سر بخردان .
سعدی .
در بساط نکته سنجان خودفروشی شرط نیست
یا سخن دانسته گوی ای مرد بخرد یا خموش .
حافظ.
بپرسید از ایشان که ای بخردان
به لشکرگه عدل اسپهبدان .
جامی .
بلخ را نسبت اگرچند به اوباش دهند
بر هر بیخردی نیست که صد بخرد نیست .
؟ (انجمن آرای ناصری ).
- بخرد بخردان ؛ اعقل عقلاء. داناترین دانایان . (آنندراج ) (ناظم الاطباء).
- || لقبی است مر وزرای بعضی ممالک شرقی را. (آنندراج ). لقب بزرگترین وزراء و صدراعظم . (ناظم الاطباء).
- نابخرد ؛ نادان . رجوع به همین ماده شود.
... ادامه
459 | 0
مترادف: صفت انديشمند، خردور، خردورز، انديشهور، باخرد، باعقل، خردمند، دانا، عاقل، فرزانه، لبيب، متيقظ، هوشمند، هوشيار
متضاد: بيخرد، بيق، بيهوش، خل، ديوانه، كانا، كودن، نادان، ابله، احمق
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (صفت) [قدیمی]
مختصات: (بِ رَ) (ص مر.)
الگوی تکیه: WS
نقش دستوری: صفت
آواشناسی: bexrad
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 806
شمارگان هجا: 2
دیگر زبان ها
انگلیسی
buy | purchase , procure , bargain , invest , make a purchase , shop , to buy
ترکی
satın almak
فرانسوی
acheter
آلمانی
kaufen
اسپانیایی
comprar
ایتالیایی
comprare
عربی
شراء | صفقة , فدية , صفقة رابحة , اشترى , أمن ب , افتدى , رشا , يشتري
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "بخرد" در زبان فارسی به معنای "خردمند" یا "عاقل" به کار می‌رود. در بررسی قواعد و نگارش این کلمه، نکات زیر قابل ذکر است:

  1. رایج بودن: کلمه "بخرد" به عنوان یکی از صفت‌های مفعولی در زبان شاعری و ادبیات کلاسیک فارسی بیشتر استفاده می‌شود و در زبان محاوره‌ای کمتر به کار می‌رود.

  2. نحوه‌ی نوشتار: این کلمه باید به صورت جدا نوشته شود و به صورت "بخرد" نوشته می‌شود.

  3. تلفظ: در تلفظ "بخرد"، "ب" صدای بی‌صدای ابتدای واژه است و "خرد" با تلفظ درست بخش دوم کلمه همراه است.

  4. استفاده در جملات: از این کلمه می‌توان در جملات توصیفی برای اشاره به انسان‌هایی با ویژگی‌های عقلانی یا عاقلانه استفاده کرد.

به عنوان مثال:

  • او انسانی بخرد و مدبر است.
  • در میان قومش، او بخردترین فرد محسوب می‌شود.
  1. قواعد صرف و نحو: این کلمه به عنوان صفت، می‌تواند به‌عنوان مفعول و یا وصفی برای اسم‌ها به کار رود و ترکیب‌های مختلفی بسازد.

به طور کلی، اصول نگارشی در استفاده از این کلمه بستگی به بافت جمله و ساختار آن دارد.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)

البته! در اینجا چند مثال برای استفاده از کلمه “بخرد” در جمله آورده شده است:

  1. او تصمیم گرفت که به یک ماشین جدید بخرد، زیرا ماشین قبلی‌اش قدیمی شده بود.
  2. بعد از بررسی قیمت‌ها، متوجه شد که می‌تواند کتاب را از یک وب‌سایت معتبر بخرد.
  3. اگر می‌خواهی در مسابقه برنده شوی، باید تمرین کنی و دانش کافی بخرد.
  4. او به مادربزرگش قول داد که برای تولدش یک هدیه خاص بخرد.
  5. با پس‌انداز کردن پول، می‌توانم در تعطیلات به سفر رویایی‌ام بخرد.

اگر به مثال‌های بیشتری نیاز دارید، می‌توانم کمک کنم!


واژگان مرتبط: خریدن، خرید کردن، خریداری کردن، تطمیع کردن، ستون ساختن، بدست اوردن، تحصیل کردن، جاکشی کردن، چانه زدن، سرمایه گذاری کردن، گذاردن، نهادن، اعطاء کردن، سرمایه گذاردن، مغازه گردی کردن

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری