برمور
licenseمعنی کلمه برمور
معنی واژه برمور
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
(اسم) [فرانسوی: bromure] ‹برومور› (شیمی)
مختصات:
الگوی تکیه:
WWS
نقش دستوری:
اسم
آواشناسی:
boromur
منبع:
لغتنامه دهخدا
معادل ابجد:
448
شمارگان هجا:
3
دیگر زبان ها
انگلیسی
bromide | bremore
ترکی
bremore
فرانسوی
bremore
آلمانی
bremore
اسپانیایی
bremore
ایتالیایی
bremore
عربی
البروميد | شخص مضجر , ملاحظة مبتذلة
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه «برمور» یکی از کلمات فارسی است که کاربرد خاصی ندارد و در زبان فارسی بهطور مشخص تعریف و معنی معینی ندارد. بنابراین، نمیتوان قواعد زبان یا نگارش مشخصی برای آن ارائه داد. اگر شما به دنبال اطلاعات بیشتری درباره کلمه یا مبحث خاصی هستید، میتوانید سوال خود را با جزئیات بیشتری مطرح کنید تا بتوانم به شما کمک کنم.
اگر کلمه خاصی دیگری مد نظر شماست یا نیاز به توضیحات در مورد قواعد و نگارش زبان فارسی دارید، خوشحال میشوم که کمک کنم.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
کلمه "برمور" در زبان فارسی معمولاً به معنای "بگذار" یا "اجازه بده" است. در اینجا چند جمله با این کلمه آورده شده است:
- برمور تا من تمام کارهایم را انجام دهم.
- برمور اینجا بمانم و به تو کمک کنم.
- برمور فکر کنم که بهترین تصمیم چیست.
- برمور حرفهایش را ادامه دهد، چون جالب بود.
- برمور فقط یک بار دیگر به او فرصت بدهیم.
لطفاً توجه داشته باشید که این کلمه ممکن است در مناطق مختلف و در گویشهای مختلف معانی متفاوتی داشته باشد.
