شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

baql
armpit  |

بغل

معنی: بغل . [ ب َ ] (ع اِ) در عربی استر را گویند که از جمله ٔ دواب مشهور است . (برهان ). بمعنی استر نر که بهندی آنرا خچر گویند. (آنندراج ). استر. (ترجمان علامه جرجانی ص 27). قاطر. ج ، بِغال . بمعنی استر که بهندی آنرا خچر گویند و آن از خر نر و اسپ ماده پیدا میشود. (غیاث ). استر نر و قاطر. ج ، بِغال ، ابغال . (ناظم الاطباء). استر نر. ج ، بغال . (منتهی الارب ). حیوانی که نامهای دیگرش استر و قاطر است در این صورت عربی است . (فرهنگ نظام ). حیوانی اهلی است مخصوص سواری و بار، پدرش خر و مادرش اسب باشد و بر هر حیوانی که پدرش از جنسی و مادرش از جنس دیگر باشد نیز اطلاق گردد. تأنیث آن بغلة. ج ، بغال ، ابغال . (از اقرب الموارد). لغت عربی است بفارسی استر و بهندی خجر نامند. حیوانی است که از نزدیکی اسب و الاغ تولید مییابد بدانچه که پدر آن الاغ و مادر آن مادیان باشد بهتر است و نادر بعمل می آید آنچه مادر آن الاغ و پدر آن اسب باشد از آن پست تر و کثیرالوجود و این حیوان تاب مشقت و باربرداری و سواری و اسفار زیاده از اسب و الاغ دارد و خوش رفتار میباشد. (از مخزن الادویه ). و آنرا به دیگر زبان ها اسریدون گویند. (تذکره ٔ داود ضریر انطاکی ) :
جز بر اسب علم و بغل جستجوی
خلق نتواند گذشتن زین عقاب .
ناصرخسرو.
و رجوع به تذکره ٔ داود ضریر انطاکی شود.
... ادامه
975 | 0
مترادف: 1- آغوش، بر، پهلو، جفت، كنار 2- جانب، سمت، طرف 3- نزديك 4- تنگ
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم) [عربی، جمع: بِغال و ٲبْغال] (زیست‌شناسی) [قدیمی]
مختصات: (بَ غَ) ( اِ.)
الگوی تکیه: WS
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: baqal
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 1032
شمارگان هجا: 2
دیگر زبان ها
انگلیسی
armpit | bosom , sheaf , oxter , hug
ترکی
sarılmak
فرانسوی
câlin
آلمانی
umarmung
اسپانیایی
abrazo
ایتالیایی
abbraccio
عربی
إبط
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "بغل" در زبان فارسی به معنای کنار یا پهلو است و در جملات و عبارات مختلف کاربرد دارد. در زیر به برخی از قواعد نگارشی و نحوه استفاده از این کلمه اشاره می‌شود:

  1. نقطه‌گذاری: اگر "بغل" در درون جمله به‌کار رود، باید با رعایت قواعد نقطه‌گذاری در جمله قرار گیرد. به‌عنوان مثال:

    • من در بغل درخت نشسته‌ام.
  2. حروف اضافه: این کلمه می‌تواند با حروف اضافه ترکیب شود. به‌عنوان مثال:

    • در بغل
    • به بغل
  3. ترکیبات: "بغل" می‌تواند در ترکیبات مختلفی به کار رود، مانند:

    • بغل دستی (به معنای اشیائی که در کنار هم قرار دارند)
    • بغل کردن (به معنای در آغوش گرفتن)
  4. نحوه‌ی استفاده: در جملات می‌توان به‌طور مستقیم از کلمه "بغل" استفاده کرد، یا آن‌را به‌عنوان صفت به‌کار برد:

    • بچه در بغل مادر خوابیده است.
    • او همیشه در بغل من است.
  5. توجه به معانی مختلف: کلمه "بغل" همچنین در برخی از گویش‌ها یا محاورات می‌تواند معانی خاص‌تری داشته باشد، بنابراین باید با توجه به متن و سیاق جمله مناسب‌ترین معنی انتخاب شود.

این نکات به شما کمک می‌کند تا کلمه "بغل" را به‌درستی در نوشتار و گفتار خود به‌کار ببرید.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)

البته! در اینجا چند مثال برای کلمه "بغل" در جمله آورده شده است:

  1. او کتابش را در بغلش گرفت و به سمت خانه رفت.
  2. کودک در بغل مادرش خوابش برده بود.
  3. وقتی باران شروع شد، او خود را در بغل دوستش پنهان کرد.
  4. من همیشه دوست داشتم سگم را در بغل بگیرم و با او بازی کنم.
  5. در بغل این درخت، یک پرنده‌ی زیبا نشسته بود.

اگر مثال‌های بیشتری نیاز دارید، حاضرم کمک کنم!


واژگان مرتبط: زیر بغل، سینه، بر، پیش سینه، بافه، دسته یا بافه گندم، دسته، دسته گل یا گیاه، یک بسته

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری