جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: بنیاد کندن . [ ب ُ ک َ دَ ] (مص مرکب ) هدم و خراب کردن . (آنندراج ). خراب کردن . منهدم ساختن . (فرهنگ فارسی معین ) : بنماید که جفای فلک از دامن دل دست کوته نکند تا نکند بنیادم . سعدی . زلف بر باد مده تا ندهی بر بادم ناز بنیاد مکن تا نکنی بنیادم . حافظ. به اشکی توان کند بنیاد غفلت که یک قطره سیل است خواب گران را. صائب . - بنیاد برکندن ؛ خراب کردن . منهدم ساختن . (فرهنگ فارسی معین ) : گر بیخودی مجال دهد اضطراب را بنیاد برکند دل و جان خراب را. محمدقلی میلی (از آنندراج ). to build a foundation لبناء الأساس
عبارت "بنیاد کندن" به معنای "تاسیس یا پایهگذاری کردن" است. اما برای نگارش صحیح و استفاده مناسب از این عبارت، چند نکته وجود دارد:
جداسازی کلمات: در این عبارت، کلمه "بنیاد" به عنوان یک اسم و "کندن" به عنوان یک فعل به کار رفته است. بنابراین آنها باید جدا از هم نوشته شوند.
نوع فعل: فعل "کندن" معمولاً به معنای حفر یا خارج کردن است، اما در اینجا در معنای پایهگذاری کردن به کار رفته است. برای واضحتر شدن معنا میتوان از معادلهای دیگری مانند "تاسیس" یا "پایهگذاری" استفاده کرد.
استفاده در جمله: برای استفاده درست از این عبارت، بهتر است آن را در یک جمله قرار دهید تا واضحتر باشد. مثلاً: "وی میخواهد بنیاد کندن یک موسسه خیریه را آغاز کند."
تناسب با بافت: در صورت استفاده از این عبارت در متون رسمی یا علمی، بهتر است دقت کنید که بافت جمله با مفهوم مورد نظر همخوانی داشته باشد.
در مجموع، در استفاده از "بنیاد کندن" باید به روشن بودن مفهوم و تناسب بافت جملات توجه کرد.
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر