جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: بو آمدن . [ م َ دَ ] (مص مرکب ) بو شنیدن . به مشام رسیدن بو. پراکنده شدن بو چنانکه ببویند آن را : گر از حدیث تو کوته کنم زبان امید که هیچ حاصل از این گفتگو نمیآید گمان برند که در عودسوز سینه ٔ من نبود آتش معنی که بو نمی آید. سعدی . || احساس کردن . درک . فهمیدن و فهمیده شدن : گفتی از حافظ ما بوی ریا می آید آفرین بر نفست باد که خوش بردی بوی . حافظ. در تداول عامه : به طوری که بویش می آید. رجوع به بوی آمدن شود. to smell شم، قص الأثر بحاسة الشم، اشتم، إكتشف بحاسة الشم، تفوح منه رائحة عفنة، للرائحة
کلمه "بو آمدن" در زبان فارسی به معنای به مشام رسیدن بویی است و در اینجا چند نکته نگارشی و قاعدهای مرتبط با آن را بررسی میکنیم:
نحوه استفاده: "بو آمدن" معمولاً به عنوان فعل استفاده میشود و در جملاتی به کار میرود که به حس بویایی اشاره دارند. مثلاً: "بو آمدن گلها در بهار."
فعلهای وابسته: برای استفاده از "بو آمدن" در جملات، معمولاً به یک مفعول نیاز داریم که نشاندهنده بویی باشد که به مشام میرسد. مثال: "بو آمدن غذا از آشپزخانه."
قاعده استفاده از زمانها: این فعل را میتوان در زمانهای مختلف، مانند گذشته، حال و آینده به کار برد. مثال در زمان گذشته: "بو آمدن گلها را حس کردم."
ادامه و ترکیب با سایر افعال: در برخی جملات، میتوان "بو آمدن" را با دیگر افعال ترکیب کرد، مثلاً: "بوی گلهای بهاری به مشامم میرسد."
نکات نگارشی: در نوشتار رسمی، توجه به فاصله و تایپ صحیح کلمات اهمیت دارد. "بو آمدن" به صورت جداگانه نوشته میشود و نباید به هم چسبیده باشد.
با این نکات، میتوانید از "بو آمدن" به طور صحیح و زیبایی در جملات فارسی استفاده کنید.
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر