شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

stingless  |

بی گزند

معنی: بی گزند. [ گ َ زَ ] (ص مرکب ) (از: بی + گزند) بی آسیب . (ناظم الاطباء). سالم . سلیم . صحیح . تندرست . (یادداشت مؤلف ). بی زیان . بی ضرر. بی مضرت :
دگر گفت کای شهریار بلند
انوشه بدی وز بدی بی گزند.
فردوسی .
سرش سبز باد و تنش بی گزند
منش برگذشته ز چرخ بلند.
فردوسی .
چو قوم موسی عمران ز رود نیل وز آب
برآمدند همه بی گزند و بی آزار.
فرخی .
شادمان زی و کامران و عزیز
وز بد دهر بی گزند و زیان .
فرخی .
فلک مساعد و بازو قوی و تیغش تیز
خدای ناصر و تن بی گزند و بی آزار.
فرخی .
بری از گهر، بی گزند از زمان
فزون از نشان و برون از گمان .
اسدی .
در خیال سایه ٔ سرو تو با این چشم و دل
بی گزندم زآب و آتش درصفت یاقوت وار.
صابربن اسماعیل ترمذی .
رجوع به گزند شود.
- بی گزند شدن ؛ بی صدمه و بی آسیب گشتن . در امان و سلامت بودن . دور از آسیب شدن . آسوده و ایمن شدن :
همی گفتم آن دیو را گر به بند
بیابیم گیتی شود بی گزند.
فردوسی .
بتو گشت تخت بلندی بلند
بتو زیردستان شده بی گزند.
فردوسی .
بیفکند و دندان او را بکند
وزو کشور روم شد بی گزند.
فردوسی .
- || بی زیان شدن . دور گشتن از گزندگی و مضرت رسانی :
بیامد ببستش بخم کمند
بدو گفت اکنون شدی بی گزند.
فردوسی .
- بی گزند کردن ؛ تندرست کردن . سالم و بی آسیب کردن . دور کردن از آسیب و صدمه وزیان :
یکی را برآرد بچرخ بلند
ز تیمار و دردش کند بی گزند.
فردوسی .
|| بی عیب . (ناظم الاطباء) :
یکی چرمه ای برنشسته سمند
نکو گامزن باره ٔ بی گزند.
دقیقی .
ز فرزند گو بر پدر ارجمند
کدام است شایسته و بی گزند.
فردوسی .
که ای پهلوان زاده ٔ بی گزند
یکی رزم پیش آیدت سودمند.
فردوسی .
زنی بودش اندرخور و هوشمند
هنرمند و بادانش و بی گزند.
فردوسی .
... ادامه
493 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
آواشناسی:
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 93
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
stingless
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "بی‌گزند" یک ترکیب در زبان فارسی است که از دو بخش "بی" و "گزند" تشکیل شده است. قواعد نگارشی برای این کلمه به شرح زیر است:

  1. فصل‌نویسی: در نگارش "بی‌گزند"، باید بین "بی" و "گزند" یک نیم‌فاصله (انگلیسی: non-breaking space) وجود داشته باشد، به طوری که این دو کلمه به هم مرتبط و یکپارچه نشان داده شوند. البته در بسیاری از متون این نیم‌فاصله به‌طور خودکار ایجاد می‌شود.

  2. نکات معنایی: "بی‌گزند" به معنای "بدون آسیب" یا "بدون ضرر" است و معمولاً در جملات مثبت به کار می‌رود.

  3. استفاده در متن: مانند هر واژه‌ی دیگر، باید با توجه به سیاق جمله و مفهومی که می‌خواهید منتقل کنید، استفاده شود. برای مثال: "امیدوارم که سفر ما بی‌گزند باشد."

  4. نگارش صحیح: توجه داشته باشید که "بی‌گزند" به صورت جداگانه ("بی گزند") نوشته نمی‌شود، بلکه باید به‌صورت ترکیبی و به شکل صحیح نگاشته شود.

با رعایت این نکات می‌توانید از کلمه "بی‌گزند" به درستی و به شکلی محسوس و زیبا در متون فارسی خود استفاده کنید.


500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری