جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: گزند. [ گ َ زَ ] (اِ) پهلوی ویزند (حیف ، غصه ، غم ) پارسی جدید گوزند، گزند (شکل جنوب غربی ) بزندی (شکل شمال غربی ) ایرانی باستان احتمالاً وی - جنتی ، از گن (زدن ). (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). آسیب و آفت و رنج . (برهان ) (آنندراج ) : بدان رنج پاداش بند آمده ست پس از بند بیم گزند آمده ست . فردوسی . دگر گفت مردم نگردد بلند مگر سر بپیچد ز راه گزند. فردوسی . نترسید اسفندیار از گزند ز فتراک بگشادپیچان کمند. فردوسی . به آبشور و بیابان پر گزند افتد بماندش خانه ٔ ویران ز طارم و ز طرر. فرخی . بکش آتش خرد پیش از گزند که گیتی بسوزد چو گردد بلند. اسدی . ز تریاک لختی ز بیم گزند بخورد و گره کرد برزین کمند. اسدی . بره خوب جایی گزین بی گزند بر خویش دار اسب و گرز و کمند. اسدی . ز تندباد شکسته شود درخت بلند ز هیچ باد نیابد گزند پست گیاه . قطران . کار جهان خدای جهان این چنین نهاد نفع از پی گزند و نشیب از پی فراز. ازرقی . یکدل دو گزند نکشد. (مقامات حمیدی ). از آن چرخ چون باز بردوخت چشمم که باز از گزند بلا میگریزم . خاقانی . چونی ز گزند خاک چونی در ظلمت این مغاک چونی . نظامی . ز باد آن درختی نیابد گزند که از خاک سر بر نیارد بلند. نظامی . چون سلاحش هست و عقلی نی ببند دست او را ورنه آرد صد گزند. مولوی . ترسیدم از بیم گزند خویش آهنگ هلاک من کنند. (گلستان ). ... و هر گزندی که توانی به دشمن مرسان که باشد که وقتی دوست گردد. (گلستان ). هر نکته که از گفتن آن بیم گزند است از گفتن و از دوست نگهدار چو جانش . ابن یمین . || چشم زخم . (برهان ) (آنندراج ) : ز جاه صاحب عادل ملک بگرداناد گزند چشم بد و طعن حاسد و عاذل . سوزنی . گزند چشم بد بادا ز تو دور که بس بانفعی و بس بی گزندی . سوزنی . آزار، آسيب، آفت، بلا، خدشه، خسران، زيان، صدمه، ضرر، لطمه، مضرت harm, detriment, they bite ضرر، أذى، تلف، ضر، أضر، آذى، ساء، خرب، شوه onlar ısırır ils mordent sie beißen ellos muerden mordono زیان، خسارت، اذیت
کلمه "گزند" در زبان فارسی به معنای آسیب، ضرر یا خطر به کار میرود. در مورد قواعد نوشتاری و نگارشی مرتبط با این کلمه، میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
املا: کلمه "گزند" به صورت "گزند" نوشته میشود و از تلفظ صحیح برخوردار است.
صرف و نحو: این کلمه عمدتاً به عنوان اسم در جملات مورد استفاده قرار میگیرد. به عنوان مثال:
"او از گزند حوادث در امان است."
"فردی مراقب است تا از گزند دیگران دور بماند."
ترکیبها: "گزند" میتواند در ترکیب با دیگر کلمات قرار بگیرد. مثلاً:
"گزند زمان"
"گزند دشمن"
استفاده در اشعار و نثر: این کلمه معمولاً در ادبیات فارسی به کار میرود و برخی شاعران از آن استفاده کردهاند تا احساسات و وضعیتهای مختلف را توصیف کنند.
نکات نگارشی: در نوشتن جملات حاوی کلمه "گزند"، باید به علائم نگارشی توجه کرد. به عنوان مثال:
"اگر مراقب نباشیم، ممکن است از گزند حوادث رنج ببریم."
با رعایت این نکات میتوانید کلمه "گزند" را در نوشتههای فارسی خود به درستی به کار ببرید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
او از گزند حوادث طبیعی همیشه نگران بود و سعی میکرد خود را آماده نگه دارد.
در جنگها، هیچکس از گزند دشمنان در امان نیست و همه باید محتاط باشند.
در برخی مواقع، گزندهای روحی میتوانند به اندازه گزندهای جسمی آزاردهنده باشند.
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر