جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: آزاده مرد. [ دَ / دِ م َ ] (ص مرکب ) آزادمرد. آزاده . جوان مرد. فتی ̍ : چه گفت آن سخن گوی آزاده مرد که آزاده را کاهلی بنده کرد. فردوسی . بترسید شاپور آزاده مرد دلش گشت پردرد و رخساره زرد. فردوسی . بزرگان ایران همه پر ز درد برفتند با شاه آزاده مرد. فردوسی . چنین رادی چنین آزاده مردی ندانم بر چه طالع زاد مادر! فرخی . || ایرانی : زشت بود بودن آزاده مرد بنده ٔ طوغان و عیال ینال . ناصرخسرو. رجوع به آزاد و آزادمرد و آزاده شود. free man حر، رجل حر، مستمتع بالحرية، شخص متمتع بحقوق المواطن
حر|رجل حر , مستمتع بالحرية , شخص متمتع بحقوق المواطن
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "آزاده مرد" یک عبارت مرکب است که به عبارتی ترکیبی از دو واژه "آزاده" و "مرد" اشاره دارد. در بررسی قواعد فارسی و نگارشی این عبارت، نکات زیر را میتوان مورد توجه قرار داد:
نقطهگذاری: اگر این عبارت در متن به کار رود و در جملهای قرار گیرد، باید به قواعد نقطهگذاری توجه کرد. به طور مثال:
"او یک آزاده مرد است."
استفاده از علامتهای نگارشی: در صورتی که بخواهید تأکید بیشتری بر عبارت بگذارید یا آن را بهطور خاص معرفی کنید، میتوانید از گیومه (« ») استفاده کنید:
"او به عنوان یک «آزاده مرد» شناخته میشود."
معنی و مفهوم: کلمه "آزاده" به معنای کسی است که آزاد و بیقید و شرط است و میتواند به مردان و زنان اطلاق شود. اما در این ترکیب، ممکن است بیشتر به جنسیت اشاره داشته باشد.
نحوه استفاده در جملات: در جملات مختلف، میتوان "آزاده مرد" را به عنوان اسم خاص یا وصفی به کار برد:
"آزاده مرد، الگوی بسیاری از جوانان است."
توافق با سایر مؤلفههای زبانی: از لحاظ توافق با سایر اجزای جمله، باید به صفت و موصوف بودن توجّه داشته باشید. برای مثال:
"این آزاده مرد، قابل احترام است."
با رعایت این نکات، میتوانید عبارت "آزاده مرد" را به درستی در نوشتار خود استفاده کنید.
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر