شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

پویه پوی

معنی: پویه پوی . [ ی َ / ی ِ ] (نف مرکب ، اِ مرکب ، ق مرکب ) پوی پوی . شتاب شتاب . یعنی پوینده بطور پویه که رفتار مخصوص باسب است ، یا هاء آن بدل از الف باشد، پس در اصل پویاپوی باشد. (آنندراج ) :
فکندی مرا در تک و پویه پوی
بگرد جهان اندرون چاره جوی .
فردوسی .
وزآن پس بدان لشکر خویش روی
نهاد و همی رفت در پویه پوی .
فردوسی .
بره گیو را دید پژمرده روی
همی آمد آسیمه و پویه پوی .
فردوسی .
وز آنجا بزد اسپ و برگاشت روی
بنزدیک گودرز شد پویه پوی .
فردوسی .
جز از رفتن آنجا ندیدند روی
بناکام رفتند پس پویه پوی .
فردوسی .
همه سوی دستان نهادند روی
ز زابل بایران شده پویه پوی .
فردوسی .
بدو گفت شاه از کجایی بگوی
کجا رفت خواهی چنین پویه پوی .
فردوسی .
همه پیش من جنگجوی آمدند
چنان چیره و پویه پوی آمدند.
فردوسی .
بنرمی بدو گفت کای جنگجوی
چرا آمدی نزد من پویه پوی .
فردوسی .
... ادامه
736 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
آواشناسی:
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 41
شمارگان هجا:

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری