جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: پیش رو. [ ش ِ ] (ق مرکب ) مقابل پشت سر. مقابل غیاب و غیبت و قفا. امام . در حضور. خلاف پشت سر. برابر. بنزد. نزدیک . برابر چشم . قدام . پیش روی : بجنبید بر بارگی شاه نو ز قلب سپه رفت تا پیش رو. فردوسی . ازین هر سه کهتر بود پیش رو مهین باز پس ، در میان ماه نو نشیند کهین نزد مهتر پسر مهین را بنزد کهین تاجور. فردوسی . بوستان افروز پیش ضیمران چون نزاری پیش ِ روی فربهی . منوچهری . - پیش رویش گفتن : در چشمش گفتن . pioneer, precursor, forerunner, progenitor, pathfinder, futurist, harbinger, chief, herald, antecessor, fugleman, outrider, postilion, postillion, van, front man, ahead رائد، ريادي، طلائعي، من الأوائل، أصلي، الرائد، طليعي پیشگام، پیشرو، پیشقدم، سرباز مهندس، ماده متشکله جسم جدید، جد، نمونه، پدر بزرگ، راه یاب، بلد راه، کاشف، منادی، قاصد، جلو دار، رئیس، فرمانده، سر، سالار، سید، جارچی، خبر رسان، پیشوا، قائد، سرمشق، پیش اهنگ، راهنما یا یساول پست، چاپار، چابک سوار نامهرسان، نوعی کلاه زنانه، پیشقراول، بال جناح
کلمه "پیش" در زبان فارسی به عنوان یک پیشوند یا حرف اضافه استفاده میشود و معنای مختلفی دارد. در کن context های مختلف، ممکن است با واژههایی ترکیب شود. در اینجا به برخی از قواعد نگارشی و معنایی مرتبط با کلمه "پیش" و واژه "رو" اشاره میکنم:
پیش بهعنوان پیشوند: در ترکیب با کلمات دیگر، مانند "پیشنویس" (نویس اولیه) یا "پیشرفت" (حرکت به جلو).
پیش بهعنوان حرف اضافه: موقعیت و زمان را نشان میدهد، مانند "قبل از" یا "در جلوی".
ترکیب "پیش رو": به معنی "در مقابل" یا "در آینده" استفاده میشود. مثلاً "چالشهای پیش رو" به چالشهایی اشاره دارد که در آینده باید با آنها روبرو شویم.
فاصلهگذاری: بین "پیش" و "رو" باید فاصله باشد: "پیش رو" نه "پیشرو".
نکات نگارشی:
در نوشتار رسمی، بهتر است از نگارش صحیح و پایبندی به قواعد زبان فارسی پیروی شود.
کلمات ترکیبی مانند "پیشاز" (قبل از) باید بهدرستی نوشته شوند.
استفادههای دیگر: در جملات میتوان از "پیش رو" به صورتهای مختلف استفاده کرد، مانند:
"مسائل زیادی پیش رو داریم."
"او در حال حاضر پروژههای مهمی پیش رو دارد."
برای استفاده صحیح از این کلمات و ترکیبها، توجه به مفهوم و جایگاه آنها در جمله ضروری است.
لغتنامه دهخدا
واژگان مرتبط: پیشگام، پیشرو، پیشقدم، سرباز مهندس، ماده متشکله جسم جدید، جد، نمونه، پدر بزرگ، راه یاب، بلد راه، کاشف، منادی، قاصد، جلو دار، رئیس، فرمانده، سر، سالار، سید، جارچی، خبر رسان، پیشوا، قائد، سرمشق، پیش اهنگ، راهنما یا یساول پست، چاپار، چابک سوار نامهرسان، نوعی کلاه زنانه، پیشقراول، بال جناح
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر